واكنش غولهاي معدني و فولادي به سنگآهن ۱۰۰ دلاري
بازار جهاني سنگ آهن بار ديگر به يكي از حساسترين نقاط خود در ماههاي اخير رسيده است. افت قيمت سنگ آهن فاين استراليا ۶۲ درصد استراليا به محدوده ۱۰۰ دلار در هر تن، اگرچه در ظاهر تنها يك كاهش محدود قيمتي محسوب ميشود اما از منظر بنيادي حامل پيامهاي مهمي براي فعالان بازارهاي كالايي و به ويژه سرمايهگذاران بورس است.
صداي بورس| بازار جهاني سنگ آهن بار ديگر به يكي از حساسترين نقاط خود در ماههاي اخير رسيده است. افت قيمت سنگ آهن فاين استراليا ۶۲ درصد استراليا به محدوده ۱۰۰ دلار در هر تن، اگرچه در ظاهر تنها يك كاهش محدود قيمتي محسوب ميشود اما از منظر بنيادي حامل پيامهاي مهمي براي فعالان بازارهاي كالايي و به ويژه سرمايهگذاران بورس است. همچنين مهمترين نكته در تحولات اخير بازار سنگ آهن نه كاهش يك دلاري قيمت كه تضعيف مستمر تقاضاي فولاد در چين است. اقتصاد اين كشور همچنان با چالشهاي جدياي در بخش مسكن و ساخت و ساز مواجه است و اين موضوع به كاهش مصرف فولاد منجر شده و در شرايطي كه بخش ساختماني بزرگترين مصرفكننده فولاد در چين محسوب ميشود، هرگونه ركود در اين بخش مستقيما به كاهش تقاضا در بازار جهاني براي مواد اوليه از جمله سنگ آهن منتهي خواهد شد. براي بازار سرمايه ايران، به عنوان كشوري با صادرات مواد معدني پيامدهاي اين اتفاق بيش از هر چيز متوجه شركتهاي معدني و فولادي است. سودآوري شركتهاي سنگ آهن و توليدكنندگان كنسانتره و گندله تا حد زيادي تابع قيمتهاي جهاني است و كاهش نرخ سنگ آهن ميتواند در ماههاي آينده بر انتظارات سودآوري اين گروه اثرگذار باشد. همچنين افت تقاضاي فولاد در چين به معناي افزايش ريسك كاهش قيمت محصولات فولادي در بازارهاي صادراتي خواهد بود، موضوعي كه ميتواند بر درآمد و سهام شركتهاي بزرگ فولادي و معدني همچون گلگهر، چادرملو، ذوب آهن و فولاد مباركه كشور نيز اثرگذار باشد. با اين حال، معادله بورس تنها با متغيرهاي جهاني تعيين نميشود چرا كه مسائلي مانند، تشديد تنشهاي ژئوپليتيك در خاورميانه و افزايش ريسكهاي منطقهاي موجب رشد قيمت نفت و تقويت انتظارات تورمي شده است.تجربه بورس ايران نشان داده است كه در بسياري از موارد رشد نرخ ارز داخلي توانسته بخشي از آثار منفي افت قيمتهاي جهاني را براي صادركنندگان جبران كند. در واقع آنچه براي شركتها، نمادها و سهامداران اهميت دارد، تنها قيمت جهاني محصولات نيست بلكه حاصل ضرب نرخهاي جهاني در نرخ تسعير ارز است كه سودآوري نهايي شركتها را تعيين ميكند.اگر از اين منظر به موضوع نگاه شود، افت جهاني قيمت سنگآهن تا زماني كه با افزايش نرخ ارز همراه باشد لزوما به معناي كاهش شديد سودآوري شركتها نخواهد بود. با اين وجود، رسيدن سنگآهن به مرز ۱۰۰ دلار كه در گذشته به عنوان مرز رواني تعيين شده بود از اهميت ويژهاي برخوردار است، اين سطح در ماههاي گذشته به عنوان يكي از مهمترين حمايتهاي بازار شناخته شده و شكست قطعي آن ميتواند موج جديدي از نگراني را در بازارهاي جهاني فلزات و مواد معدني ايجاد كند.به علاوه و از سوي ديگر اگر قيمتها ابتدا در همين محدوده تثبيت شده و مجددا به سطوح بالاتر بازگردد، احتمالا بازار اين افت را صرفا يك اصلاح موقت تلقي خواهد كرد. در مجموع، شرايط كنوني را بايد يك هشدار احتياطي براي گروه فلزات و معادن (گروه صنعتي) در بازار بورس ايران و همچنين بورس كالا دانست.هنوز نشانهاي از وقوع يك بحران جدي در بازار جهاني سنگ آهن مشاهده نميشود اما مجموعه عواملي نظير ضعف تقاضاي در كشور چين، افزايش عرضه جهاني و ابهامات اقتصادي ريسك سرمايهگذاري در اين بخش را نسبت به ماههاي گذشته افزايش داده است. از اين رو فعالان بازار سرمايه در هفتههاي آينده بيش از هر چيز بايد روند قيمتي سنگ آهن و نيز تحولات اقتصادي را با دقت زيرنظر داشته باشند چرا كه جهتگيري آتي اين دو متغير ميتواند مسير سودآوري بخش مهمي از شركتهاي بزرگ بورسي كه شركتهاي صنعتي هستند را تعيين كند.