وضعيت آبي ايران در بهار و خرداد ۱۴۰۵

۱۴۰۵/۰۳/۲۱ - ۰۱:۳۵:۵۶
کد خبر: ۳۹۰۷۷۷

علي‌رغم بارش‌هاي فصلي و فرا نرمالي كه در برخي مناطق رخ داده و حجم آب بعضي حوضه‌هاي آبريز مانند درياچه اروميه را به ‌طور موقت افزايش داده است كه به هيچ‌وجه به معناي ورود كشور به دوره ترسالي نيست.

مهدي زارع

علي‌رغم بارش‌هاي فصلي و فرا نرمالي كه در برخي مناطق رخ داده و حجم آب بعضي حوضه‌هاي آبريز مانند درياچه اروميه را به ‌طور موقت افزايش داده است كه به هيچ‌وجه به معناي ورود كشور به دوره ترسالي نيست. ​واقعيت علمي و هيدروليكي نشان مي‌دهد كه ايران همچنان در چرخه‌اي سخت از خشكسالي ساختاري قرار دارد و اين پديده به ‌شدت امنيت آبي كشور را تهديد مي‌كند. ​بارش‌هاي رگباري و فصلي ممكن است در كوتاه‌مدت باعث روان‌آب، سيلاب‌هاي ناگهاني و افزايش موقت تراز آب درياچه‌ها يا ورودي سدها شوند، اما اين پديده نبايد با ترسالي هيدروليكي اشتباه گرفته شود. ​زماني مي‌توان از عبور از خشكسالي صحبت كرد كه مخازن زيرزميني (آبخوان‌ها) جبران شده و ميانگين بارش‌هاي چند ساله به حد پايدار برسد. ​در حال حاضر، ايران ششمين سال متوالي خشكسالي شديد خود را سپري مي‌كند. اثرات اين كم‌بارشي مداوم به‌ قدري عميق است كه بارش‌هاي يك يا چند فصل نمي‌تواند «حافظه عطش» خاك و كسري عظيم مخازن زيرزميني را جبران كند. ​افزايش نسبي و موقت آب در درياچه اروميه يا برخي سدهاي كشور در بهار ۱۴۰۵، عمدتا ناشي از ذوب برف‌هاي زمستاني، بارندگي‌هاي بهاره و رهاسازي‌هاي موضعي است. ​براي احياي واقعي درياچه اروميه، به حجم آب پايدار و بسيار بالاتري نياز است. نوسانات فصلي كنوني تنها يك مسكن موقت هستند و با آغاز فصل گرما، تبخير شديد تابستانه بخش زيادي از اين آب را از بين خواهد برد. ​ورودي بسياري از سدهاي راهبردي كشور، به ‌ويژه در مناطق مركزي و فلات ايران، همچنان در سطوح نگران‌كننده‌اي قرار دارد و ذخاير سطحي در حداقل‌هاي بحراني هستند. ​فرونشست زمين و تخريب آبخوان‌ها ​حتي اگر بارش‌ها در سطح زمين افزايش يابد، ادامه دارد، چراكه سيستم هيدروليكي ايران از درون آسيب ديده است. برداشت بي‌رويه و بيش از حد از آب‌هاي زيرزميني در چند دهه گذشته (به ‌ويژه در مناطقي مانند دشت تهران، اصفهان و ديگر دشت‌هاي مركزي) باعث فشرده شدن لايه‌هاي خاك و پديده فرونشست زمين شده است. ​وقتي دشت‌ها دچار فرونشست مي‌شوند، آبخوان‌ها (سفره‌هاي زيرزميني) ظرفيت ذخيره‌سازي آب را براي هميشه از دست مي‌دهند. در اين حالت، حتي اگر بارش‌هاي سنگيني هم رخ دهد، آب به درون زمين نفوذ نمي‌كند و به جاي تغذيه سفره‌ها، تبديل به سيلاب‌هاي مخرب و تبخير سريع سطحي مي‌شود. ​تغييرات اقليمي و پديده‌هاي كلان مانند سوپر ال‌نينيو سبب شده كه رژيم بارش‌ها در خاورميانه و ايران از بارش‌هاي آرام و برف‌هاي مداوم كوهستاني، به سمت بارش‌هاي ناگهاني، رگباري و سيل‌آسا تغيير كند. اين نوع بارش‌ها بيش از آنكه فرصتي براي ذخيره‌سازي باشند، به دليل ايجاد سيلاب و شست‌وشوي خاك، مديريت منابع آب را پيچيده‌تر مي‌كنند. همچنين بحران‌هاي هيدروليكي با چرخه‌هاي خشكسالي طولاني‌مدت تشديد مي‌شوند كه ارتباط مستقيمي با امنيت غذايي و زيستي كشور دارند. ​بنابراين ايران هنوز تحت تهديد شديد خشكسالي است و بارش‌هاي اخير خرداد ۱۴۰۵ نبايد دليلي بر سهل‌انگاري در مديريت منابع آب يا تصور پايان بحران تلقي شوند. كشور همچنان با بحران جدي در ورودي سدها، كسري شديد آبخوان‌هاي زيرزميني و تنش آبي در بخش‌هاي كشاورزي و شرب مواجه است. عبور از اين شرايط نيازمند بازنگري اساسي در سياست‌هاي كلان آب، توقف بارگذاري‌هاي بيش از حد بر حوضه‌هاي آبريز و سازگاري جدي با تغيير اقليم است. تفاوت فاحش ميزان بارش بين مناطق مختلف ايران، به ‌ويژه تفاوت بخش‌هاي مختلف رشته‌كوه البرز و فلات مركزي، حاصل تقابل پيچيده توده‌هاي هواي مرطوب، جهت‌گيري رشته‌كوه‌ها (توپوگرافي) و پديده‌هاي اقليمي كلان است. ​ غرب البرز مانند گيلان و غرب مازندران بسيار پربارش است، اما بخش‌هاي شرقي آن، دامنه‌هاي جنوبي و ايران مركزي همچنان با خشكي و بحران بي‌آبي دست‌وپنجه نرم مي‌كنند، ​در غرب البرز تالش و انزلي تا رامسر زاويه برخورد توده‌هاي هواي سرد و مرطوب كه از سمت سيبري و درياي سياه به سمت ايران حركت مي‌كنند، هنگام عبور از روي درياي كاسپين، رطوبت عظيمي را جذب مي‌كنند. جريان اين بادها به‌ گونه‌اي است كه به‌ طور مستقيم و عمود با ديواره‌هاي بلند غرب البرز و رشته‌كوه تالش برخورد مي‌كند.​ در غرب البرز، كوه‌ها به شكل يك ديواره مقعر كاسه‌اي عمل مي‌كنند كه توده‌هاي مرطوب را به دام مي‌اندازد. هوا مجبور به صعود ناگهاني مي‌شود.

بر اثر صعود سرد شده و به صورت باران‌هاي سيل‌آسا و مداوم تخليه مي‌شود. ​عمق و دماي آب كاسپين به نحوي كه بخش غربي و جنوبي درياي خزر ژرفاي بيشتري دارد و تبخير در اين مناطق در فصول پاييز و زمستان سوختِ اصلي بارندگي‌هاي سنگين را تامين مي‌كند. ​هر چه از سمت غرب البرز به سمت شرق گلستان و خراسان‌شمالي حركت كنيم، از ميزان بارندگي‌ها به شكل ملموسي كاسته مي‌شود. ​ در شرق كاسپين، زاويه وزش بادهاي مرطوب ديگر عمود بر كوه‌ها نيست، بلكه تقريبا موازي با ساحل و رشته‌كوه حركت مي‌كند. در نتيجه، كوه‌ها نمي‌توانند مانع موثري براي صعود و سازوكار بارش ايجاد كنند. ​ ديواره‌هاي كوهستاني در شرق البرز نسبت به غرب ارتفاع كمتري دارند و خط‌الراس آنها پيوستگي غرب را ندارد كه اين امر اجازه مي‌دهد بخشي از رطوبت ناچيز باقي‌مانده بدون بارش، عبور كند. ​ پديده «سايه باران» عامل اصلي خشكي دامنه‌هاي جنوبي و ايران مركزي و اصلي‌ترين دليلي است كه باعث مي‌شود مناطقي مثل تهران، قزوين، سمنان و تمام فلات مركزي ايران خشك بمانند.

بیمه ملت