تنش دوباره در خليجفارس
تنها چند هفته پس از برقراري آتشبس شكننده ميان ايران از يكسو و امريكا و اسراييل ازسوي ديگر، بار ديگر خليجفارس به صحنه رويارويي مستقيم نظامي تبديل شد؛ رويارويياي كه بامداد چهارشنبه ۲۰ خرداد ۱۴۰۵ با حملات متقابل دو طرف وارد مرحله تازهاي شد و نگرانيها درباره گسترش دوباره تنش در منطقه را افزايش داد.
تنها چند هفته پس از برقراري آتشبس شكننده ميان ايران از يكسو و امريكا و اسراييل ازسوي ديگر، بار ديگر خليجفارس به صحنه رويارويي مستقيم نظامي تبديل شد؛ رويارويياي كه بامداد چهارشنبه ۲۰ خرداد ۱۴۰۵ با حملات متقابل دو طرف وارد مرحله تازهاي شد و نگرانيها درباره گسترش دوباره تنش در منطقه را افزايش داد.
تحولات جديد پس از آن آغاز شد كه امريكا سقوط يك فروند بالگرد خود در منطقه تنگه هرمز را به ايران نسبت داد و ساعاتي بعد، نيروهاي سنتكام از آغاز حملات تلافيجويانه عليه اهدافي در جنوب ايران خبر دادند. همزمان، دونالد ترامپ رييسجمهور امريكا نيز در گفتوگو با شبكه ABC انجام اين حملات را تاييد كرد؛ اقدامي كه از نگاه بسياري از تحليلگران به معناي ورود دوباره واشنگتن به فاز درگيري مستقيم با ايران در منطقه خليجفارس تلقي ميشود.
براساس گزارشهاي اوليه، در ساعات ابتدايي بامداد چهارشنبه صداهاي انفجار در برخي مناطق جنوبي ايران ازجمله قشم، سيريك و جاسك شنيده شد. رسانه ملي به نقل از منابع محلي وقوع انفجار در قشم و سيريك را تاييد كرد، هرچند گزارشهايي درباره حمله به بندرعباس و ميناب بعدا ازسوي مقامهاي محلي تكذيب شد. فرماندار ميناب در گفتوگو با صداوسيما اعلام كرد كه هيچ حملهاي به اين شهر گزارش نشده است.
در ادامه، منابع امريكايي اعلام كردند كه موج دوم و سوم حملات نيز با هدف قرار دادن سامانههاي پدافندي و راداري ايران انجام شده است. همزمان دادههاي منتشرشده ازسوي پلتفرمهاي رديابي پرواز نشان داد كه امريكا در بخشي از عمليات خود از حريم هوايي عربستانسعودي استفاده كرده و هواپيماهاي سوخترسان امريكايي نيز در آسمان منطقه در حال پشتيباني از عمليات بودهاند. اين موضوع نشان داد كه تنش نظامي اخير ابعاد گستردهتري نسبت به يك درگيري محدود پيدا كرده و امريكا در حال افزايش سطح آمادهباش عملياتي خود در منطقه است.
اما در مقابل، ايران نيز خيلي سريع واكنش نشان داد و سپاه پاسداران اعلام كرد كه در پاسخ به «حركت شرارتآميز» امريكا، ناوگان پنجم دريايي ايالاتمتحده در بحرين هدف حمله پهپادي قرار گرفته است. روابط عمومي سپاه در بيانيهاي اعلام كرد كه حملات امريكا به چند نقطه در جاسك، سيريك و قشم خسارات محدودي ازجمله آسيب به يك دكل مخابراتي و تخريب دو مخزن آب در بخش بماني سيريك وارد كرده، اما نيروهاي ايراني بلافاصله پاسخ متقابل دادهاند.
طبق اعلام سپاه، حمله پهپادي ايران عليه ناوگان پنجم امريكا ساعت 30: 2 بامداد انجام شد و درگيريها تا ساعات بعدي ادامه داشت. در بيانيه سپاه تاكيد شده بود كه «پاسداران غيور ملت ايران در حال پاسخگويي به تجاوزهاي دشمن هستند و در صورت ادامه شرارت، پاسخهاي سنگينتري در راه است.»
در ادامه اين تنشها، سپاه پاسداران همچنين از رهگيري و انهدام يك فروند پهپاد امريكايي MQ9 خبر داد؛ پهپادي كه به گفته ايران، در جريان درگيريهاي هوايي جاري در تنگه هرمز قصد نزديك شدن و مداخله در صحنه نبرد را داشته است. براساس اعلام رسمي، اين پهپاد در آسمان شهرستان جم در استان بوشهر هدف قرار گرفته و منهدم شده است؛ اتفاقي كه از نگاه تحليلگران نظامي، نشانهاي از آمادگي پدافندي ايران و تلاش تهران براي كنترل صحنه تنش در خليجفارس محسوب ميشود. همزمان با گسترش اين درگيريها، ارتش امريكا اعلام كرد كه تمامي پايگاههاي نظامي خود در خاورميانه را به حالت آمادهباش كامل درآورده است. واشنگتن اگرچه جزييات بيشتري درباره سطح آمادهباش يا اقدامات نظامي خود منتشر نكرد، اما تاكيد كرد كه وضعيت دفاعي نيروهاي مستقر در منطقه بهطور كامل تقويت شده است.
در فضاي سياسي منطقه نيز تحولات ساعات گذشته با واكنشهاي گستردهاي همراه شد. بسياري از ناظران معتقدند كه درگيري اخير، نشاندهنده شكننده بودن وضعيت آتشبس و باقي ماندن خطر بازگشت به جنگي گستردهتر در منطقه است. با اين حال، مواضع رسمي ايران نشان ميدهد كه تهران همچنان تلاش دارد پاسخهاي خود را در چارچوب بازدارندگي و دفاع از امنيت منطقهاي تعريف كند و همزمان اين پيام را منتقل كند كه هرگونه اقدام نظامي عليه ايران، بدون پاسخ نخواهد ماند.
وزير امور خارجه ايران نيز در همين چارچوب، بار ديگر به نيروهاي خارجي هشدار داد كه اگر خواهان امنيت هستند، بايد منطقه خليجفارس را ترك كنند. اين موضعگيري نشان ميدهد كه ايران تحولات اخير را صرفا يك درگيري مقطعي نميداند، بلكه آن را بخشي از تقابل گستردهتر درباره حضور نظامي امريكا در منطقه ارزيابي ميكند.
تحولات بامداد چهارشنبه در خليجفارس از نگاه بسياري از تحليلگران، صرفا يك درگيري محدود نظامي نبود، بلكه نشانهاي از تغيير موازنه بازدارندگي در منطقه پس از جنگ ۴۰روزه محسوب ميشود. در ماههاي گذشته، ايران بارها تاكيد كرده بود كه دوره پاسخهاي محدود و صرفا سياسي به پايان رسيده و هرگونه اقدام نظامي عليه منافع يا امنيت ملي كشور، با پاسخ مستقيم و متقابل روبهرو خواهد شد. واكنش سريع تهران به حملات امريكا نيز دقيقا در همين چارچوب قابل تحليل است.
براي سالها امريكا تلاش ميكرد حضور نظامي خود در خليجفارس را به عنوان يك عامل تثبيتكننده و برتر در منطقه معرفي كند، اما رخدادهاي اخير نشان داد كه معادلات تا حد زيادي تغيير كرده است. پاسخ سريع ايران به حملات بامدادي امريكا، هدف قرار دادن ناوگان پنجم در بحرين و همچنين انهدام پهپاد MQ9 امريكايي، اين پيام را به منطقه و جهان مخابره كرد كه ايران نهتنها توانايي پاسخگويي فوري را دارد، بلكه قادر است ميدان درگيري را نيز مديريت كند. بخش مهمي از تحليلها روي اين نكته متمركز شده كه امريكا در اين مرحله تلاش كرد حملات خود را محدود نگه دارد و از ورود به يك جنگ گستردهتر پرهيز كند. همين مساله از نگاه برخي ناظران به معناي آن است كه واشنگتن بهخوبي از هزينههاي ورود به يك درگيري بزرگتر با ايران آگاه است؛ بهويژه پس از تجربه جنگ ۴۰ روزه كه نشان داد ايران توانايي حفظ انسجام داخلي، مديريت ميدان و وارد كردن هزينه به طرف مقابل را دارد.از سوي ديگر، واكنش ايران در اين دور از تنشها تلاش داشت ميان «قدرتنمايي» و «جلوگيري از گسترش جنگ» تعادل ايجاد كند. تهران در عين پاسخ نظامي، همچنان اين پيام را منتقل ميكند كه به دنبال جنگ فراگير نيست، اما در برابر فشار يا اقدام نظامي سكوت نخواهد كرد. اين نوع رفتار از نگاه تحليلگران، بخشي از راهبرد جديد بازدارندگي ايران در منطقه است؛ راهبردي كه بر پايه پاسخ مستقيم، سرعت عمل و تغيير قواعد درگيري شكل گرفته است.
همزمان، آمادهباش كامل پايگاههاي امريكا در خاورميانه نيز نشان ميدهد كه واشنگتن احتمال گسترش تنش را جدي گرفته و نسبت به توان پاسخگويي ايران نگراني واقعي وجود دارد. در واقع، برخلاف بسياري از بحرانهاي گذشته، اينبار بخش مهمي از تحليلهاي غربي نيز بر اين نكته تاكيد دارند كه هرگونه درگيري گسترده در خليجفارس ميتواند براي امريكا و متحدانش هزينههاي بسيار سنگيني به همراه داشته باشد؛ از امنيت انرژي جهاني گرفته تا امنيت پايگاهها و خطوط كشتيراني در منطقه. در چنين فضايي، ايران تلاش ميكند اين تصوير را تثبيت كند كه نهتنها توان مقاومت در برابر فشارهاي نظامي را دارد، بلكه اكنون به مرحلهاي رسيده كه ميتواند قواعد امنيتي خليجفارس را نيز تحت تاثير قرار دهد، به همين دليل، بسياري از ناظران معتقدند تحولات اخير تنها يك تبادل حمله محدود نبود، بلكه نشانهاي از ورود منطقه به مرحلهاي تازه از موازنه قدرت است؛ مرحلهاي كه در آن، نقش و قدرت بازدارندگي ايران بيش از هر زمان ديگري در مركز معادلات قرار گرفته است.
«اسماعيل بقايي» سخنگوي وزارت امور خارجه كشورمان، در حاشيه مراسم اعطاي نشان «پارسي جان» در جمع خبرنگاران در پاسخ به پرسشي درباره آخرين وضعيت مذاكرات ايران و امريكا اظهار كرد: باتوجه به تحولات ديشب، لازم است شرايط و تحولات اخير بررسي شود. وي با بيان اينكه روندهاي ديپلماتيك در خلأ شكل نميگيرند، گفت: براي پيشبرد هر مذاكره يا فرآيند ديپلماتيك، وجود حداقل فضاي لازم ضروري است. متاسفانه امريكا با ارسال پيامهاي متناقض، تغيير مكرر مواضع و مطالبات و همچنين نقضهاي مكرر آتشبس، به اين روند آسيب وارد ميكند. بقايي همچنين افزود: رژيم صهيونيستي نيز با نقضهاي مكرر آتشبس در لبنان، به روندهاي ديپلماتيك لطمه ميزند و طبيعي است كه هر فرآيند ديپلماتيكي از توسل به زور و اقدامات غيرقانوني در ميدان متضرر شود.
سخنگوي وزارت امور خارجه ايران تاكيد كرد: ديپلماسي و ميدان دو امر جدا از هم نيستند، بلكه در كنار يكديگر ابزارهايي براي صيانت از منافع و امنيت ملي ايران به شمار ميروند. وي ادامه داد: هر جا كه لازم باشد، نيروهاي مسلح جمهوري اسلامي ايران با اقتدار به دشمن پاسخ خواهند داد و اتفاقات ديشب نيز نشان داد كه نيروهاي مسلح شجاع ايران در دفاع از كشور درنگ نميكنند.
اسماعيل بقايي خاطرنشان كرد: در حوزه ديپلماسي نيز اركان حاكميت كاملا هماهنگ عمل ميكنند و در هر جا كه لازم باشد از ابزار ديپلماسي و هر جا كه اقتضا كند از توان نظامي براي دفاع از كشور استفاده خواهد شد.
اسماعيل بقايي در ادامه گفتوگوي خود با خبرنگاران در حاشيه برگزاري نشان پارسيجان كه با تجليل و اهداي نشان «سرو سيمين» به او همراه بود، اظهار كرد: براي بنده مايه افتخار است و اهداي اين نشان براي اهميتي كه براي زبان فارسي و استفاده درست، بهجا و موثر از زبان و ادب فارسي براي انتقال مفاهيم، براي بيان روايت دقيق بهويژه در رابطه با تحولات اين چند ماه اخير بوده، به نظرم كار ارزشمندي است كه دوستان انجام دادند. خودم را لايق چنين زحمت و چنين لطفي نميدانستم.
وي افزود: مجموعه سخنگويي وزارت امور خارجه و مجموعه وزارت خارجه به عنوان بخش مهم حاكميت ملي كشور هميشه نسبت به پاسداشت زبان فارسي به مثابه مهمترين ركن هويتي، تمدني و فرهنگي ايران اهتمام داشته است. از اين جهت ابتكاري كه دوستان انجام دادند براي ما بسيار جاي تقدير و تشكر دارد.
سخنگوي وزارت امور خارجه خاطرنشان كرد: نفس برگزاري اين جلسه آن هم در صبح روزي كه شب در ميدان به مقتدرانهترين شكل ممكن به دشمن چنگ و دندان نشان داديم به نظرم بسيار مهم است؛ ايرانيها با شجاعت، با خونسردي و با شناخت همه داراييها و سرمايههاي تمدني، فرهنگي و انديشهشان براي مقابله با شيطنت دشمن آماده هستند و برگزاري اين نشستها باعث ميشود به يكديگر يادآوري كنيم كه ما كه هستيم و به عنوان ايرانيان چه چيزهايي داريم و چقدر مفتخر هستيم به مجموعه غني و بسيار گرانسنگ انديشهاي و تمدنيمان. همه اينها كمك ميكند كه با اقتدار از سختترين گردنهها عبور كنيم.
اكنون خليجفارس بار ديگر وارد مرحلهاي حساس شده است؛ مرحلهاي كه در آن، هم احتمال بازگشت به آرامش وجود دارد و هم خطر گسترش بيشتر درگيريها. اما آنچه در ساعات گذشته بيش از همه برجسته شده، تلاش ايران براي نشان دادن آمادگي كامل در پاسخ به هرگونه اقدام نظامي و تاكيد بر اين موضوع بوده كه قواعد جديد منطقهاي بدون درنظر گرفتن نقش و خطوط قرمز تهران قابل تعريف نخواهد بود.