آموزش غيرحضوري چگونه بحران آموزشي را تشديد كرد؟

مدارس خاموش، يادگيري فراموش‌شده

۱۴۰۵/۰۳/۱۹ - ۰۲:۱۵:۰۳
کد خبر: ۳۹۰۴۹۳

 بحران افت كيفيت آموزشي در ايران ديگر صرفا يك هشدار كارشناسي نيست؛ حالا نشانه‌هاي آن را مي‌توان در كلاس‌هاي درس، نتايج آزمون‌ها، ضعف مهارت‌هاي پايه و حتي در گفت‌وگوهاي روزمره معلمان و والدين مشاهده كرد.

آموزش ايران ۲۸ سال در انتهاي جدول جهاني

گلي ماندگار|

 بحران افت كيفيت آموزشي در ايران ديگر صرفا يك هشدار كارشناسي نيست؛ حالا نشانه‌هاي آن را مي‌توان در كلاس‌هاي درس، نتايج آزمون‌ها، ضعف مهارت‌هاي پايه و حتي در گفت‌وگوهاي روزمره معلمان و والدين مشاهده كرد. سال‌هاست كه كارشناسان آموزشي نسبت به كاهش كيفيت يادگيري در مدارس هشدار مي‌دهند، اما پس از شيوع ويروس كرونا اين بحران شكل عميق‌تر و نگران‌كننده‌تري به خود گرفت؛ بحراني كه حالا آثار آن در نسل دانش‌آموزاني ديده مي‌شود كه دوران ابتدايي خود را در آموزش مجازي و پشت صفحه تلفن همراه گذرانده‌اند. در سال‌هاي اخير بارها گزارش‌هايي منتشر شده كه نشان مي‌دهد بخشي از دانش‌آموزان متوسطه اول در خواندن روان، درك مطلب و حتي نوشتن جملات ساده با مشكل روبه‌رو هستند. اين مساله تنها يك ضعف درسي ساده نيست، بلكه نشانه‌اي از اختلال در فرآيند يادگيري پايه‌اي است؛ فرآيندي كه اگر در سال‌هاي ابتدايي آموزش دچار نقص شود، اثرات آن تا سال‌ها باقي مي‌ماند. همين مساله باعث شده كه بر اساس آخرين آمار جهاني ايران در 28 سال گذشته انتهاي جدول رده‌بندي آموزشي جهان قرار بگيرد. كارشناسان معتقدند هرچند ريشه‌هاي افت آموزشي در ايران به دهه‌ها قبل بازمي‌گردد، اما آموزش غيرحضوري و تعطيلي مكرر مدارس در سال‌هاي اخير، سرعت اين سقوط را بيشتر كرده است؛ از كرونا گرفته تا ناترازي انرژي، آلودگي هوا، اعتراضات اجتماعي و حتي تنش‌هاي امنيتي، همگي باعث شدند آموزش حضوري بارها متوقف شود و دانش‌آموزان  از فضاي  واقعي يادگيري دور  بمانند.

    نسلي كه مهارت‌هاي پايه را ناقص ياد گرفت

مينا نعمتي، كارشناس آموزش در اين باره به «تعادل» مي‌گويد: ما امروز با نسلي روبه‌رو هستيم كه بخشي از مهارت‌هاي پايه را ناقص آموخته است. دانش‌آموزي كه در سال‌هاي ابتدايي، خواندن، نوشتن و مهارت‌هاي ارتباطي را درست ياد نگيرد، در سال‌هاي بعد هم با مشكل مواجه مي‌شود. اين مساله فقط مربوط به نمره درسي نيست، بلكه روي اعتمادبه‌نفس، تعامل اجتماعي و حتي آينده شغلي اين نسل اثر مي‌گذارد. او ادامه مي‌دهد: پيش از كرونا هم كيفيت آموزشي در ايران با چالش‌هاي جدي روبه‌رو بود. كلاس‌هاي پرتراكم، روش‌هاي آموزشي حافظه‌محور، كمبود امكانات و شكاف آموزشي ميان مناطق مختلف وجود داشت. اما كرونا اين شكاف‌ها را عيان‌تر و عميق‌تر كرد. آموزش مجازي در بسياري از مناطق نه زيرساخت مناسب داشت و نه امكان نظارت واقعي بر فرآيند يادگيري. اين كارشناس آموزش اظهار مي‌دارد: يكي از مهم‌ترين آسيب‌هاي آموزش غيرحضوري، از بين رفتن تعامل انساني در فرآيند آموزش بود. كودكان در سال‌هاي ابتدايي نياز دارند معلم را ببينند، سوال بپرسند، اشتباه كنند و بازخورد بگيرند. آموزش از پشت تلفن همراه يا تبلت، آن هم براي ساعت‌هاي طولاني، نمي‌تواند جاي كلاس واقعي  را  بگيرد.

   شكاف طبقاتي  در آموزش عميق‌تر شد

نعمتي يكي از مهم‌ترين پيامدهاي آموزش غيرحضوري را تشديد نابرابري آموزشي مي‌داند و مي‌گويد: در حالي كه دانش‌آموزان برخي مدارس غيردولتي يا خانواده‌هاي برخوردار به اينترنت پرسرعت، كلاس خصوصي و تجهيزات آموزشي دسترسي داشتند، بسياري از دانش‌آموزان مناطق محروم حتي امكان اتصال منظم به كلاس‌ها را نداشتند. او مي‌افزايد: كرونا نشان داد كه عدالت آموزشي در ايران تا چه اندازه شكننده است. دانش‌آموزان مناطق روستايي و حاشيه‌اي بيشترين آسيب را از تعطيلي مدارس ديدند. برخي از آنها عملا از چرخه آموزش خارج شدند و بازگشت دوباره‌شان به مدرسه نيز با دشواري همراه بود. اين كارشناس آموزش تاكيد مي‌كند: در بسياري از مناطق محروم، مدرسه فقط محل آموزش نبود؛ بلكه يك فضاي اجتماعي و حمايتي محسوب مي‌شد. تعطيلي مدارس براي برخي كودكان به معناي قطع ارتباط با نظام آموزشي بود. بخشي از افت تحصيلي امروز، نتيجه همين گسست آموزشي است.

     نظام آموزشي حافظه‌محور  و  فرسوده

برخي كارشناسان تأكيد مي‌كنند كه مشكل افت كيفيت آموزشي فقط به كرونا محدود نمي‌شود. به باور آنها، نظام آموزشي ايران سال‌هاست با ضعف‌هاي ساختاري روبروست؛ از محتواي غيركاربردي كتاب‌ها گرفته تا روش‌هاي تدريس سنتي و فشار بيش از حد آزمون‌ها. مينا نعمتي در اين باره مي‌گويد: مدرسه در ايران بيش از آنكه مهارت‌آموز باشد، حافظه‌محور است. دانش‌آموزان حجم زيادي از مطالب را حفظ مي‌كنند، اما در مهارت‌هايي مثل تحليل، حل مساله، گفت‌وگو و خلاقيت ضعف دارند. همين مساله باعث شده با كوچك‌ترين اختلال در روند آموزش، افت يادگيري شديدتر شود. او مي‌افزايد: بخشي از بحران فعلي به فرسودگي ساختار آموزشي بازمي‌گردد. وقتي نظام آموزشي انعطاف‌پذير نباشد، در برابر بحران‌ها آسيب‌پذيرتر مي‌شود. ما هنوز نتوانسته‌ايم آموزش را متناسب  با  نيازهاي نسل جديد  بازطراحي كنيم.

   آموزش مجازي  راه‌حل اضطراري كه  به بحران تبديل شد

وقتي كرونا مدارس را تعطيل كرد، آموزش مجازي تنها راه ادامه تحصيل به نظر مي‌رسيد. شبكه‌هاي آموزشي، كلاس‌هاي آنلاين و پيام‌رسان‌ها به سرعت جاي كلاس‌هاي حضوري را گرفتند. اما آنچه قرار بود يك راه‌حل موقت باشد، در بسياري موارد به يك الگوي تكرارشونده تبديل شد. فرشته محمدي، كارشناس آموزش مجازي نيز در اين باره به «تعادل» مي‌گويد: آموزش مجازي در دنيا زماني موفق است كه زيرساخت اينترنت پايدار، محتواي استاندارد، معلم آموزش‌ديده و دسترسي برابر وجود داشته باشد. در ايران اما بسياري از خانواده‌ها حتي ابزار اوليه آموزش آنلاين را نداشتند. بعضي دانش‌آموزان با يك گوشي مشترك ميان چند فرزند درس مي‌خواندند و برخي ديگر اصلا  امكان حضور در كلاس را نداشتند. او مي‌افزايد: مهم‌ترين آسيب آموزش آنلاين در ايران، نبود طراحي آموزشي مناسب بود.بخش زيادي از كلاس‌هاي مجازي فقط انتقال مستقيم كلاس حضوري به فضاي آنلاين بود؛ بدون آنكه ويژگي‌هاي آموزش ديجيتال در نظر گرفته شود. معلمان و دانش‌آموزان هر دو غافلگير شده بودند و آموزش عملا به ارسال فايل، تكليف و حضور صوري محدود شد.

    مدرسه فقط محل درس خواندن  نيست

بسياري از متخصصان علوم تربيتي تأكيد مي‌كنند كه مدرسه صرفا مكاني براي انتقال دانش نيست. كودكان در مدرسه مهارت‌هاي اجتماعي، همكاري، گفت‌وگو، نظم و تعامل را ياد مي‌گيرند. حذف طولاني‌مدت اين فضا مي‌تواند آثار  رواني و  اجتماعي گسترده‌اي  داشته باشد. در سال‌هاي پس از كرونا، گزارش‌هاي متعددي درباره افزايش اضطراب، افت انگيزه تحصيلي و كاهش مهارت‌هاي ارتباطي دانش‌آموزان منتشر شد. معلمان مي‌گويند برخي دانش‌آموزان پس از بازگشت به كلاس‌هاي حضوري، تمركز كافي نداشتند و ارتباط گرفتن با همسالان برايشان دشوار شده بود. فرشته محمدي در اين باره مي‌گويد: آموزش آنلاين شايد بتواند بخشي از محتواي درسي را منتقل كند، اما نمي‌تواند جاي تجربه زيسته مدرسه را بگيرد. كودكي كه سال‌ها از فضاي واقعي كلاس دور بوده، در تعامل اجتماعي و حتي درك قواعد جمعي دچار ضعف  مي‌شود.

     بحران تكرارشونده  تعطيلي مدارس

اگرچه كرونا نقطه آغاز بحران آموزش غيرحضوري بود، اما پس از آن نيز تعطيلي مدارس به دلايل مختلف ادامه يافت. آلودگي هوا، كمبود انرژي، برف و سرما يا تنش‌هاي اجتماعي باعث شد آموزش بارها به فضاي مجازي بازگردد. اين تكرار مداوم، نظام آموزشي را وارد وضعيتي بي‌ثبات كرد؛ وضعيتي كه در آن نه معلمان و نه دانش‌آموزان امكان برنامه‌ريزي بلندمدت نداشتند. كارشناسان مي‌گويند آموزش زماني موثر است كه پيوستگي و ثبات داشته باشد، در حالي كه وقفه‌هاي مكرر، كيفيت يادگيري را كاهش مي‌دهد. محمدي كارشناس آموزش مجازي تاكيد مي‌كند: كشورهاي توسعه‌يافته تعطيلي مدارس آخرين گزينه است، اما در ايران خيلي سريع به سمت آموزش غيرحضوري مي‌رويم؛ در حالي كه هنوز زيرساخت و آمادگي لازم براي آن وجود ندارد. اين روند باعث شده آموزش حضوري به يك وضعيت ناپايدار تبديل شود.

    معلمان خسته، دانش‌آموزان بي‌انگيزه

در كنار مشكلات زيرساختي، وضعيت معلمان نيز يكي از عوامل موثر بر افت كيفيت آموزش است. بسياري از معلمان از فشار كاري، مشكلات معيشتي و كاهش انگيزه سخن مي‌گويند. كارشناسان هشدار مي‌دهند كه نظام آموزشي بدون حمايت واقعي از معلمان نمي‌تواند كيفيت مطلوب داشته باشد. كارشناس آموزش مجازي مي‌گويد: در دوران كرونا بار اصلي آموزش بر دوش معلمان بود، اما بسياري از آنها بدون آموزش تخصصي وارد فضاي مجازي شدند. هنوز هم بخش زيادي از معلمان براي توليد محتواي ديجيتال يا مديريت كلاس آنلاين آموزش كافي نديده‌اند. فرشته محمدي مي‌افزايد: فرسودگي شغلي معلمان به‌طور مستقيم روي كيفيت يادگيري دانش‌آموزان اثر مي‌گذارد. وقتي معلم از نظر اقتصادي و رواني تحت فشار باشد، طبيعي است كه كيفيت آموزش افت كند.

   آيا مي‌توان اين  بحران را جبران كرد؟

كارشناسان معتقدند جبران افت يادگيري دانش‌آموزان نيازمند يك برنامه ملي و بلندمدت است. آنها مي‌گويند نمي‌توان صرفا با برگزاري امتحان يا افزايش ساعات درسي، شكاف آموزشي ايجادشده را ترميم كرد. او تأكيد مي‌كند: كاهش تراكم كلاس‌ها، آموزش معلمان، توسعه زيرساخت‌هاي ديجيتال و حمايت از مناطق محروم بايد در اولويت قرار بگيرد. از سوي ديگر فرشته محمدي، كارشناس آموزش مجازي نيز مي‌گويد: آموزش آنلاين نبايد حذف شود، بلكه بايد اصولي و استاندارد بازطراحي شود. دنيا به سمت آموزش تركيبي حركت مي‌كند، اما اين مدل نيازمند اينترنت پايدار، محتواي حرفه‌اي و آموزش معلمان است. اگر اين زيرساخت‌ها فراهم نشود، آموزش مجازي بيشتر به بحران دامن مي‌زند تا اينكه راه‌حل باشد.

   آينده‌اي كه به كيفيت آموزش  گره خورده است

افت كيفيت آموزشي فقط يك مساله مدرسه‌اي نيست؛ اين بحران مستقيما با آينده اجتماعي و اقتصادي كشور ارتباط دارد. نسلي كه مهارت‌هاي پايه را ناقص ياد بگيرد، در آينده نيز در بازار كار، تعاملات اجتماعي و مشاركت مدني با چالش روبرو خواهد شد. كارشناسان هشدار مي‌دهند كه ادامه روند فعلي مي‌تواند شكاف طبقاتي، فقر آموزشي و نابرابري اجتماعي را عميق‌تر كند. در چنين شرايطي، آموزش ديگر فقط يك موضوع آموزشي نيست، بلكه به مساله‌اي ملي تبديل شده؛ مساله‌اي كه حل آن نيازمند تصميم‌هاي جدي، سرمايه‌گذاري بلندمدت و بازنگري اساسي در سياست‌هاي آموزشي كشور است. شايد مهم‌ترين پرسش امروز اين باشد كه آيا نظام آموزشي ايران مي‌تواند از تجربه بحران‌هاي اخير درس بگيرد و خود را بازسازي كند يا اينكه نسل جديد همچنان هزينه ضعف زيرساخت‌ها و بي‌ثباتي آموزشي را خواهد پرداخت؟نسلي كه بخشي از كودكي و آموزش خود را ميان تعطيلي‌هاي پي‌درپي، اينترنت ناپايدار و كلاس‌هاي نيمه‌جان  از  دست داد.

بیمه ملت