رونق دوباره بازار سرمايه
بورس تهران پس از يك دوره توقف طولاني، برخلاف بسياري از پيشبينيها با موجي از رشد همراه شد؛ رشدي كه نهتنها فضاي عمومي بازار را مثبت نگه داشته، بلكه شاخص كل را نيز از مرز ۴ ميليون و 340 هزار واحد عبور داده و به ثبت ركوردي تاريخي رسانده است.
بورس تهران پس از يك دوره توقف طولاني، برخلاف بسياري از پيشبينيها با موجي از رشد همراه شد؛ رشدي كه نهتنها فضاي عمومي بازار را مثبت نگه داشته، بلكه شاخص كل را نيز از مرز ۴ ميليون و 340 هزار واحد عبور داده و به ثبت ركوردي تاريخي رسانده است. همزمان، ورود كمسابقه پول حقيقي، افزايش اشتياق سرمايهگذاران و بهبود برخي متغيرهاي بنيادي، اين گمانه را تقويت كرده كه بازار سرمايه در حال تبديل شدن به مقصد جديد نقدينگي است.فردين آقابزرگي، كارشناس بازار سرمايه، با تشريح وضعيت معاملات پس از بازگشايي بورس، ميگويد: با وجود آنكه بازار سهام براي مدتي طولاني متوقف بود، برخلاف بسياري از انتظارات، رشدهايي واقعاً چشمگير در بازار شكل گرفت. به گفته او، در زمان انجام اين گفتوگو، شاخص كل با عبور از سطح ۴ ميليون و 340 هزار واحد، موفق به ثبت ركوردي تازه در تاريخ بازار سرمايه شده است.او با اشاره به وضعيت نمادها تأكيد ميكند كه منفي بودن سهمها در اين مقطع، پديدهاي «بسيار استثنايي» به شمار ميرود. به گفته اين تحليلگر، تنها تعداد محدودي از نمادها به دليل ناهماهنگي ميان اطلاعات مياندورهاي و شرايط بنيادي شركت، عملكردي متفاوت از كليت بازار داشتهاند، اما در مجموع، جو عمومي بازار سهام همچنان مثبت ارزيابي ميشود.آقابزرگي در عين حال يكي از موانع اصلي در شرايط فعلي را محدوديت دامنه نوسان ميداند. او معتقد است دامنه نوسان سه درصدي، اگرچه مانع از نوسانات شديد ميشود، اما روند طبيعي كشف قيمت را كند ميكند و باعث ميشود بازار با سرعت كمتري به سطح مطلوب نقدشوندگي برسد. با اين حال، به اعتقاد او، حتي در چنين شرايطي نيز بورس توانسته ركوردهايي كمسابقه را به ثبت برساند و همين مساله اهميت تحولات اخير را دوچندان ميكند.يكي از مهمترين نشانههاي تغيير فاز بازار، از نگاه اين كارشناس، ورود پول حقيقي است. آقابزرگي ميگويد رقمي نزديك به ۲۸ همت پول حقيقي وارد بازار سرمايه شده كه ميتوان آن را يكي از بيسابقهترين ركوردهاي اين حوزه دانست. او توضيح ميدهد كه وقتي اين متغير در كنار عواملي چون كاهش ارزش دلاري بازار، افت نسبت قيمت به درآمد در مقايسه با چهار يا پنج سال گذشته و بازدهيهاي غيرمتعارف در بازارهاي غيرمولد قرار ميگيرد، ميتوان به تصويري روشن از تغيير مسير نقدينگي و حركت آن به سمت بورس رسيد. او در ادامه، براي مقايسه بهتر، به وضعيت ساير بازارها اشاره ميكند و ميگويد در بازارهايي مانند مسكن و خودرو، بهويژه در بخشهاي سفتهبازانه، بازدهيهايي بين ۵۰ تا ۶۰ درصد تنها ظرف يك ماه مشاهده شده است. اين در حالي است كه از ابتداي سال ۱۴۰۴ تا زمان حاضر، يعني در بازهاي حدود ۱۴.۵ تا ۱۵ ماه، شاخص كل بورس تنها حدود ۵۲ درصد رشد كرده است. از اين منظر، آقابزرگي معتقد است نميتوان انتظار داشت بازار سهام همواره بهصورت يكپارچه و پيوسته مثبت باشد، اما روند فعلي، برخلاف برخي برداشتها، بر پايه عواملي قابل توضيح و متغيرهاي مشخص در حال شكلگيري است.اين تحليلگر بازار سرمايه در بخش ديگري از اظهارات خود، به تصميمات اتخاذشده در اركان بازار اشاره ميكند؛ تصميماتي كه به گفته او، نقش مهمي در مديريت شرايط فعلي داشتهاند. او توضيح ميدهد كه مسوولان سازمان بورس، شركتها را به دو گروه تقسيم كردند. گروه نخست شركتهايي بودند كه در جريان جنگ دچار آسيب فيزيكي شدهاند؛ گروهي كه حدود ۴۲ شركت را شامل ميشود و گفته ميشود نزديك به ۳۵ درصد از ارزش كل بازار سرمايه را در اختيار دارند. در مقابل، گروه دوم شركتهايي هستند كه هماكنون در حال معاملهاند و صورتهاي مالي مياندورهاي مناسبي ارايه كردهاند. به گفته آقابزرگي، آثار تورم در اين شركتها باعث شده درآمد فروش و سود عملياتي نسبت به دوره مشابه افزايش پيدا كند. همين بهبود عملكرد، در كنار چشمانداز مثبت سودآوري، سبب شده قيمت سهام اين شركتها نيز در مسير رشد قرار بگيرد. او تأكيد ميكند كه بخش مهمي از افزايش اخير قيمتها، نه صرفاً ناشي از هيجان، بلكه متأثر از تناسبي است كه ميان ارزشگذاري سهام و سودآوري مورد انتظار شكل گرفته است.
تغيير مسير نقدينگي
آقابزرگي همچنين معتقد است جريان نقدينگي در حال تغيير مسير است. به گفته او، پس از جهشهاي قيمتي اخير در برخي بخشهاي بازار مسكن و خودرو، اكنون نوعي ركود نسبي در اين بازارها ديده ميشود و در كنار آن، وضعيت بازار ارز و طلا نيز سبب شده بخشي از سرمايهها به سمت بورس متمايل شوند. او يادآور ميشود كه در روزهاي ابتدايي بازگشايي بازار، برخي نسبت به پايداري اين روند ترديد داشتند، اما حالا بر اساس ميزان ورود پول حقيقي و سطح اشتياق سرمايهگذاران، ميتوان گفت تمايل به حضور در بورس افزايش يافته است.
اين كارشناس در عين حال بر لزوم رعايت اصول سرمايهگذاري تأكيد ميكند و هشدار ميدهد كه استقبال از بورس نبايد به رفتارهاي هيجاني و كوتاهمدت منجر شود. از نگاه او، سرمايهگذاري موفق در اين بازار زماني معنا پيدا ميكند كه بر پايه پساندازهاي بلندمدت، تحليل درست و چينش مناسب پرتفوي انجام شود؛ موضوعي كه ميتواند از بروز خسارتهاي ناشي از تصميمگيريهاي شتابزده جلوگيري كند.او يكي از مزيتهاي مهم بازار سرمايه را نسبت به ساير بازارها، امكان تنوعبخشي ميداند. آقابزرگي ميگويد در بازارهايي مانند مسكن، خودرو، ارز يا طلا، معمولاً سرمايه روي يك گزينه متمركز ميشود و قدرت مانور چنداني براي توزيع ريسك وجود ندارد. اما در بورس، سرمايهگذار ميتواند در ميان صنايع مختلف، شركتهاي بزرگ و كوچك و همچنين گروههاي ريالي و ارزي، تركيب متنوعي از داراييها را در اختيار داشته باشد. به گفته او، همين قابليت تفكيكپذيري و چيدمان متنوع، يك امتياز روشن براي بازار سرمايه محسوب ميشود.
آقابزرگي در بخش ديگري از سخنان خود، به شرايط عرضه و تقاضا در روزهاي اخير اشاره ميكند؛ شرايطي كه به باور او، تصوير متفاوتي نسبت به انتظارهاي اوليه ترسيم كرده است. او توضيح ميدهد كه در ابتداي بازگشايي بازار، تصور غالب اين بود كه براي حمايت از بورس، منابع سنگيني از سوي نهادها و مجموعههاي وابسته به دولت وارد بازار شود. اما اكنون نهتنها چنين تزريق گستردهاي در كانون توجه نيست، بلكه شرايط به سمتي حركت كرده كه حتي به برخي نهادها توصيه ميشود عرضه سهام را افزايش دهند تا قيمتها سريعتر به تعادل برسد.
او در پاسخ به پرسشي درباره نقش نمادهاي بزرگ در رشد اخير بورس نيز بر اهميت استمرار روند موجود تأكيد ميكند و ميگويد براي قضاوت درست درباره وضعيت بازار بايد شاخصهاي بنيادي را در نظر گرفت. به گفته اين تحليلگر، در سال ۱۳۹۹ نسبت قيمت به درآمد يا همان P/E تا سطح ۳۸ نيز گزارش ميشد، در حالي كه اكنون P/E واقعي برخي شركتها به كمتر از ۳ و حتي كمتر از ۲.۵ رسيده است. هرچند متوسط P/E بازار در حال حاضر حدود ۵.۵ برآورد ميشود، اما همين ارقام نيز در مقايسه با تجربههاي گذشته و بازدهي بازارهاي موازي، حاوي پيامهاي مهمي براي سرمايهگذاران است.
آقابزرگي با طرح يك پرسش مقايسهاي ميگويد: چگونه ميتوان بازاري را كه طي حدود ۱۴.۵ ماه تنها ۵۰ تا ۵۲ درصد بازدهي داده، با بازاري مقايسه كرد كه در مدت دو تا سه ماه رشدهاي ۱۰۰ درصدي را تجربه كرده است؟ از نگاه او، بازارها مانند «ظروف مرتبط» عمل ميكنند و ميان سطح تورم و بازدهي در بازارهاي مختلف، رابطهاي مستقيم برقرار است. او همچنين يادآور ميشود كه در تحليل قيمتها بايد تغيير ارزش پول ملي را نيز در نظر گرفت؛ چراكه يك قيمت اسمي مشابه در بهمن يا اسفند ۱۴۰۴، الزاماً معادل همان ارزش در زمان حاضر نيست.
در جمعبندي اين تحليل، آقابزرگي اصلاح قيمتي را جزئي طبيعي از ذات بازار ميداند و ميگويد هيچ روند صعودي بدون وقفه و اصلاح ادامه پيدا نميكند. با اين حال، او معتقد است در شرايط كنوني، چشمانداز كلي بازار همچنان مثبت است و احتمال تداوم رشد و سبزپوشي بورس در محدوده فعلي وجود دارد. به باور او، حتي اگر رشد روزانه شاخص كل در سطوحي مانند ۷۰ تا ۸۰ هزار واحد و در حدود دودرصد باقي بماند، باز هم ميتوان از ادامهدار بودن روند صعودي سخن گفت.
آنچه از مجموعه اين اظهارات برميآيد، اين است كه بازار سرمايه در مقطع تازهاي قرار گرفته؛ مقطعي كه در آن، متغيرهاي بنيادي، ورود سرمايههاي حقيقي، كاهش جذابيت نسبي بازارهاي موازي و بازتعريف انتظارات سرمايهگذاران، همگي در حال شكل دادن به تصويري جديد از بورس هستند. هرچند پايداري اين مسير، همچنان به عواملي چون سياستگذاري، شفافيت اطلاعاتي، مديريت ريسك و پرهيز از رفتارهاي هيجاني وابسته خواهد بود، اما دستكم در شرايط فعلي، بورس توانسته پس از يك وقفه طولاني، با قدرت به صحنه بازگردد و بار ديگر در مركز توجه فعالان اقتصادي قرار گيرد.