تهران با ۱۱۰ پايگاه مديريت بحران در انتظار روز حادثه
در شهري كه سالهاست كارشناسان نسبت به خطر زلزله، فرونشست زمين و آسيبپذيري زيرساختها هشدار ميدهند، آمادگي براي بحران همچنان يكي از چالشهاي جدي مديريت شهري محسوب ميشود.
در شهري كه سالهاست كارشناسان نسبت به خطر زلزله، فرونشست زمين و آسيبپذيري زيرساختها هشدار ميدهند، آمادگي براي بحران همچنان يكي از چالشهاي جدي مديريت شهري محسوب ميشود. تهران اگرچه بارها در معرض سناريوهاي مختلف بحران قرار گرفته، اما پرسش مهم اين است كه آيا زيرساختهاي مديريت بحران متناسب با ابعاد تهديدهاي پيشرو توسعه يافتهاند يا نه؟در چنين شرايطي، سازمان پيشگيري و مديريت بحران شهر تهران از گسترش شبكه پايگاههاي مديريت بحران و بازگشت بخشي از مراكزي خبر ميدهد كه طي سالهاي گذشته از ماموريت اصلي خود فاصله گرفته بودند. بر اساس اعلام مسوولان، تعداد پايگاههاي مديريت بحران پايتخت اكنون به ۱۱۰ مركز رسيده و ۵۵ پايگاه نيز از كاربريهاي غيرمرتبط خارج شدهاند.علي نصيري، رييس سازمان پيشگيري و مديريت بحران شهر تهران، با تأكيد بر ضرورت اجراي قانون مديريت بحران اعلام كرده است كه اين مراكز نبايد به كاربريهاي غيرتخصصي اختصاص يابند. اظهارات او در عين حال بار ديگر اين پرسش را مطرح ميكند كه چگونه بخش قابل توجهي از زيرساختهاي حياتي مديريت بحران در سالهاي گذشته از ماموريت اصلي خود خارج شده و به فضاهايي با كاربريهاي ديگر تبديل شده بودند؛ اتفاقي كه به اعتقاد بسياري از كارشناسان ميتوانست در شرايط وقوع يك بحران بزرگ، هزينههاي سنگيني براي پايتخت به همراه داشته باشد .
تهران و ضرورت مديريت بحران غيرمتمركز
پايتخت ايران با جمعيتي بيش از ۹ ميليون نفر، يكي از آسيبپذيرترين كلانشهرهاي جهان در برابر زلزله محسوب ميشود. وجود گسلهاي متعدد، تراكم بالاي جمعيت و ساختمانهاي بلندمرتبه، سناريوي وقوع يك زلزله بزرگ را به يكي از مهمترين دغدغههاي مديران شهري تبديل كرده است.نصيري با اشاره به همين واقعيت ميگويد: براي مديريت بحران در تهران ساختاري غيرمتمركز طراحي شده است. يك مركزيت براي هماهنگي و فرماندهي در بحران وجود دارد كه همان مركز هماهنگي عمليات اضطراري، اتاق بحران، اتاق كنترل يا اتاق وضعيت پايتخت در بحرانهاي ناشي از مخاطرات طبيعي است. رييس سازمان پيشگيري و مديريت بحران شهر تهران معتقد است در صورت وقوع زلزله شديد، دسترسي به بسياري از نقاط شهر ممكن است مختل شود. به گفته نصيري، با توجه به اينكه ممكن است در زلزله احتمالي تهران به دليل ريزش پلهاي تكپايه يا ساختمانهاي بلندمرتبه ناايمن، دسترسيها قطع و راهها بسته شود و مردم در خانهها، محلهها و نواحي شهرداري گرفتار شوند، اين تدبير اتخاذ شده كه سيستم مديريت بحران به صورت غيرمتمركز عمل كند.
يك تصور اشتباه پايگاه بحران محل اسكان نيست
يكي از باورهاي رايج ميان شهروندان اين است كه پايگاههاي مديريت بحران پس از وقوع زلزله به محل اسكان مردم تبديل ميشوند؛ تصوري كه رييس سازمان مديريت بحران تهران آن را نادرست ميداند.نصيري تأكيد ميكند: مردم اين تصور را از ذهن خود خارج كنند كه اين مراكز براي خواب و اسكان شبانه در نظر گرفته شدهاند. اين پايگاهها اماكن فرماندهي محلي هستند و هر ناحيه شهرداري بايد يك پايگاه مديريت بحران داشته باشد.اين مراكز در واقع نقش مغز متفكر عمليات امداد و نجات را در سطح محلات ايفا ميكنند؛ جايي كه تصميمگيريهاي فوري، هماهنگي نيروها، توزيع تجهيزات و هدايت عمليات از آن انجام ميشود.
نقشه پشتيباني كشور از تهران در روز زلزله
يكي از بخشهاي قابل توجه اظهارات نصيري، تشريح سازوكار استانهاي معين براي كمك به تهران در شرايط بحران بود؛ سازوكاري كه كمتر درباره آن اطلاعرساني شده است.او توضيح ميدهد: براساس دستورالعمل ابلاغي ستاد ملي مديريت بحران به رياست وزير كشور كه براي سراسر كشور لازمالاجراست، هر يك از ۳۱ استان كشور معين يكي از مناطق پايتخت هستند.بر اين اساس، هر منطقه تهران در شرايط بحران از حمايت مستقيم يك استان برخوردار خواهد شد. به گفته نصيري براي مثال استانهاي مازندران معين منطقه يك، خراسان رضوي معين منطقه ۲، خراسان شمالي معين منطقه ۳ و قم معين منطقه ۲۰ شهرداري تهران است.علاوه بر اين، تهران به پنج پهنه شمال، جنوب، شرق، غرب و مركز تقسيم شده و براي هر پهنه نيز يك استان مسوول تعيين شده است. نصيري در اين باره ميگويد: اصفهان مسوول پهنه مركز، كرمان مسوول پهنه شرق، فارس مسوول پهنه جنوب، آذربايجان شرقي مسوول پهنه غرب و خراسان رضوي مسوول پهنه شمال هستند .
نقش استانهاي پيشتاز در ساعات طلايي بحران
در مديريت بحران، ساعات اوليه حادثه اهميت حياتي دارد. به همين دليل پنج استان همجوار تهران نيز به عنوان استانهاي پيشتاز تعيين شدهاند.رييس سازمان پيشگيري و مديريت بحران شهر تهران در اين خصوص ميگويد: پنج استان همسايه تهران به عنوان استانهاي پيشتاز تعيين شدهاند تا پيش از رسيدن استانهاي معين اصلي، فرماندهي اوليه بحران را برعهده بگيرند.بر اين اساس، مازندران مسوول پهنه شمال، قزوين مسوول غرب، قم مسوول جنوب، استان مركزي مسوول مركز و سمنان مسوول شرق خواهند بود.اين مدل نشان ميدهد در سناريوي بحران بزرگ، تهران تنها نخواهد بود و ظرفيتهاي ملي از پيش براي حمايت از پايتخت سازماندهي شدهاند.
پايگاههايي كه سالن ورزشي شدند
يكي از چالشهاي مهم سالهاي گذشته، تغيير كاربري پايگاههاي مديريت بحران بود؛ موضوعي كه به اعتقاد مديران فعلي، بخشي از ظرفيت آمادگي پايتخت را از بين برده بود.نصيري در اين باره توضيح ميدهد: قرار بود تنها سالن چندمنظوره طبقه پايين برخي پايگاهها براي اين منظور استفاده شود، اما بهتدريج كل ساختمان برخي پايگاهها در اختيار مجموعه ورزش قرار گرفت؛ بهگونهاي كه فضاهايي كه بايد محل تشكيل ستاد مديريت بحران، برگزاري جلسات و استقرار تجهيزات ميبود، به سالن بدنسازي، ورزشهاي رزمي و فعاليتهاي مشابه تبديل شده بود.او با اشاره به مصوبات پيشين شوراي شهر تأكيد ميكند كه بازگشت اين مراكز به ماموريت اصلي سالها به تعويق افتاده بود.
بازپسگيري ۵۵ پايگاه بحران اصلاح يك انحراف يا جبران يك غفلت؟
آزادسازي ۵۵ پايگاه مديريت بحران از كاربريهاي غيرمرتبط، اگرچه از سوي مديران شهري به عنوان يكي از دستاوردهاي مهم اين دوره مطرح ميشود، اما در عين حال پرسشهايي را نيز درباره وضعيت اين مراكز در سالهاي گذشته ايجاد كرده است. مراكزي كه قرار بود در زمان وقوع حوادث بزرگ به عنوان اتاق فرمان محلي و محور هماهنگي عمليات امدادي عمل كنند، چگونه براي سالها در اختيار كاربريهايي قرار گرفتند كه ارتباطي با ماموريت اصلي آنها نداشت؟رييس سازمان پيشگيري و مديريت بحران شهر تهران در اين باره ميگويد: در ابتداي اين دوره، ۵۶ پايگاه در اختيار كاربريهاي غيربحراني بود كه تاكنون ۵۵ مورد آن آزاد شده است.به گفته علي نصيري، از اين تعداد، ۵۲ پايگاه در اختيار مجموعه ورزش قرار داشت.او همچنين اعلام كرد: هفته گذشته نيز با همكاري مجموعه باغموزه دفاع مقدس، پايگاه مستقر در اين مجموعه تخليه و به ماموريت مديريت بحران بازگردانده شد و اكنون تنها يك پايگاه باقي مانده كه در حال پيگيري براي آزادسازي آن هستيم.
جهش تعداد پايگاهها از ۴۶ به ۱۱۰ مركز كميت يا آمادگي واقعي؟
در كنار آزادسازي پايگاهها، توسعه زيرساختهاي مديريت بحران نيز در دستور كار مديريت شهري قرار گرفته است؛ موضوعي كه مسوولان از آن به عنوان يكي از مهمترين اقدامات سالهاي اخير ياد ميكنند.نصيري ميگويد: زماني كه مسووليت مديريت بحران شهر تهران را برعهده گرفتم، حدود ۴۶ پايگاه در اختيار سازمان بود، اما اكنون با ساخت و افتتاح پايگاههاي جديد، تعداد آنها به حدود ۱۱۰ پايگاه رسيده است.افزايش بيش از دو برابري تعداد پايگاهها در نگاه نخست نشانه توسعه زيرساختهاي بحران در پايتخت است، اما كارشناسان مديريت بحران معتقدند افزايش تعداد ساختمانها به تنهايي نميتواند معادل افزايش آمادگي شهر باشد. آنچه اهميت دارد، ميزان تجهيز اين مراكز، آمادگي نيروهاي انساني، استمرار آموزشهاي تخصصي، دسترسي به تجهيزات امدادي و قابليت عملياتي آنها در ساعات نخست بحران است.از سوي ديگر، خود مسوولان شهري نيز به فرسودگي بخشي از اين پايگاهها اذعان كردهاند؛ موضوعي كه نشان ميدهد چالش مديريت بحران تهران تنها كمبود تعداد مراكز نبوده، بلكه نگهداري، نوسازي و بهرهبرداري صحيح از زيرساختهاي موجود نيز همچنان يك مساله جدي است.بنابراين اگرچه رسيدن تعداد پايگاهها به ۱۱۰ مركز يك شاخص قابل توجه محسوب ميشود، اما آزمون واقعي اين شبكه نه در آمار و گزارشها، بلكه در توانايي آن براي مديريت يك بحران گسترده و واقعي در پايتخت سنجيده خواهد شد.