آغاز فصل جديد در بازار سرمايه
درحالي كه تنها چند هفته از اعلام تغييرات در ساعات پاياني معاملات بورس تهران ميگذرد، اين تغييرات نه تنها به يك روال عادي تبديل شده، بلكه سازمان بورس و اوراق بهادار از برنامههاي بلندپروازانهتري براي بازطراحي سازوكار دادوستدها خبر داده است.
درحالي كه تنها چند هفته از اعلام تغييرات در ساعات پاياني معاملات بورس تهران ميگذرد، اين تغييرات نه تنها به يك روال عادي تبديل شده، بلكه سازمان بورس و اوراق بهادار از برنامههاي بلندپروازانهتري براي بازطراحي سازوكار دادوستدها خبر داده است. تمديد ساعت پايان معاملات سهام، صندوقهاي سهامي و بازار مشتقه تا ساعت 30: 13 و اعلام آمادگي براي فعالسازي قريبالوقوع معاملات پاياني (TAL) در تمامي نمادها، نشانههايي از يك پارادايم جديد در مديريت بازار سرمايه ايران است. اين تحولات، كه در ابتدا شايد ساده به نظر برسند، در واقع سنگ بناي يك دگرگوني عميقتر با هدف همسوسازي بورس تهران با استانداردهاي جهاني و افزايش كارايي بازار تلقي ميشوند. براي درك عمق اين تغييرات، لازم است نگاهي به وضعيت بورس تهران در مقايسه با رقباي جهانياش بيندازيم. سالهاست كه بازار سرمايه ايران با بازه معاملاتي محدود خود، بسياري از فعالان اقتصادي را از چرخه كامل معاملات باز داشته است. درحالي كه بورس نيويورك (NYSE) و نزدك روزانه حدود ۶.۵ ساعت، بورس لندن نزديك به ۸ ساعت و حتي بورس توكيو پس از استراحتي كوتاه، بيش از ۵ ساعت در روز فعال هستند - توكيو كه در سال ۲۰۲۴ حتي ۳۰ دقيقه به ساعات خود افزود بورس تهران همچنان با محدوديتهايي دست و پنجه نرم ميكند.
اين محدوديت زماني، علاوه بر آنكه عملا بخش قابلتوجهي از سرمايهگذاران، به ويژه صاحبان كسبوكار و مديران حقوقي كه در ساعات اصلي اداري مشغول هستند، را از حضور فعال بازميدارد، باعث تراكم شديد سفارشها در دقايق ابتدايي و پاياني بازار ميشود. اين «ترافيك فشرده» نه تنها تحليل دقيق را دشوار ميكند، بلكه فشار نامتعارفي بر زيرساختهاي فني هسته معاملات و سامانههاي كارگزاري وارد ميسازد و در سالهاي اخير بارها شاهد اختلالات و كنديهاي آزاردهنده سامانهها بودهايم.
تمديد ساعات معاملات، نويدبخش نقدشوندگي بيشتر و كاهش هيجانات
تحليلگران بازار سرمايه بر اين باورند كه افزايش ساعات معاملات، فوايد چندوجهي و استراتژيكي را به همراه خواهد داشت. در گام نخست، افزايش نقدشوندگي يكي از مهمترين دستاوردهاي اين طرح است. زماني كه فرصت بيشتري براي معامله وجود دارد، احتمال تطبيق سفارشهاي خريد و فروش افزايش يافته و عمق بازار بهبود مييابد. اين به معناي آن است كه سرمايهگذاران ميتوانند در قيمتهاي منصفانهتر و با سهولت بيشتري داراييهاي خود را خريد و فروش كنند و از ريسك «قفل شدن» در صفهاي خريد يا فروش سنگين كاسته ميشود. دومين مزيت كليدي، كنترل رفتارهاي هيجاني است. در يك بازه زماني فشرده، معاملهگران تحت فشار رواني بيشتري براي تصميمگيري سريع قرار ميگيرند. اين امر ميتواند منجر به واكنشهاي شتابزده و غيرمنطقي در برابر اخبار و تحولات شود. با گسترش زمان معاملات، معاملهگران فرصت بيشتري براي تحليل، ارزيابي و اتخاذ تصميمات سنجيدهتر خواهند داشت كه اين خود به آرامش نسبي بازار و كاهش نوسانات شديد و بيدليل كمك ميكند. سومين جنبه مهم، كاهش فشار بر زيرساختهاي معاملاتي است. همانطور كه اشاره شد، تمركز بالاي سفارشها در زمانهاي كوتاه، بار سنگيني بر دوش سامانهها مياندازد. توزيع معاملات در يك بازه زماني طولانيتر، اينبار را متعادل كرده و احتمال بروز اختلالات فني را به شكل چشمگيري كاهش ميدهد. اين موضوع، پايداري و قابليت اطمينان سامانههاي معاملاتي را ارتقا ميبخشد.
گامي به سوي حرفهايسازي و توسعه بازار
اما اهميت اين تحول، تنها به افزايش زمان خلاصه نميشود. افزايش ساعات معاملات، گامي مهم در جهت حرفهايتر شدن بازار سرمايه ايران است. بسياري از بورسهاي توسعهيافته، علاوه بر ساعات اصلي معاملات، بازارهاي پيشگشايش و پسازمعامله را نيز فعال دارند تا سرمايهگذاران بتوانند به سرعت به تحولات اقتصادي واكنش نشان دهند. در سطح جهاني، همپوشاني ساعات معاملاتي ميان بورسهاي مختلف، خود عاملي براي افزايش حجم معاملات و كشف سريعتر قيمتها محسوب ميشود. اين گامها نشان ميدهد كه سياستگذاران بورسي، فراتر از اتخاذ تصميمات جزيرهاي، به دنبال پيادهسازي يك استراتژي جامع براي ارتقاي كارايي و جذابيت بازار سرمايه ايران هستند. فعالسازي مرحله معاملات پاياني (TAL) نيز در همين راستا صورت ميگيرد؛ اين مرحله كه در بورسهاي پيشرفته براي نهاييسازي معاملات و اطمينان از اجراي دقيق سفارشها به كار ميرود، ميتواند به شفافيت و امنيت معاملات بيفزايد.
تكميل پازل اصلاحات ساختاري
با اين حال، كارشناسان هشدار ميدهند كه افزايش ساعت معاملات به تنهايي نميتواند معجزه كند. موفقيت نهايي اين طرح، منوط به آمادهسازي و اصلاح برخي متغيرهاي ساختاري ديگر است. مسائلي چون دامنه نوسان، حجم مبنا، كيفيت هسته معاملات، محدوديت ابزارهاي مالي، ضعف بازارگرداني است.
دامنه نوسان: محدوديت دامنه نوسان، اگرچه براي كنترل هيجانات طراحي شده، اما در بلندمدت ميتواند مانع از كشف واقعي قيمت و پويايي بازار شود.
حجم مبنا: برخي معتقدند حجم مبنا، با جلوگيري از رشد سريع سهام كمحجم، مانع از شناسايي ارزش واقعي شركتها ميشود.
كيفيت هسته معاملات: همچنان نياز به ارتقاي مداوم هسته معاملات براي پردازش حجم بالاي تراكنشها وجود دارد.
محدوديت ابزارهاي مالي: توسعه ابزارهاي مشتقه و پوشش ريسك، مانند اختيار معامله و قراردادهاي آتي، براي بازارهاي پويا ضروري است.
ضعف بازارگرداني: فعالسازي و تقويت نهادهاي بازارگردان، براي حفظ نقدشوندگي و جلوگيري از نوسانات شديد، نقشي حياتي ايفا ميكند.
اين عوامل، در كنار هم، تصويري كامل از يك بازار سرمايه كارآمد را تشكيل ميدهند. افزايش ساعات معاملات، تنها يكي از قطعات اين پازل بزرگ است.
نگاهي به آينده
تمديد مستمر زمان معاملات در بورس تهران، را نميتوان صرفا يك تصميم موقت تلقي كرد. به نظر ميرسد بازار سرمايه ايران در حال ورود به فاز جديدي از آزمون و خطا است؛ آزموني كه هدف آن سنجش توان زيرساختها، بررسي رفتار معاملهگران در بازههاي زماني طولانيتر و مديريت بهينه جريان معاملات است. اگر نتايج اين آزمون مثبت باشد و شاهد افزايش معنادار در نقدشوندگي، كاهش صفهاي خريد و فروش و پايداري سامانهها باشيم، اين احتمال وجود دارد كه شاهد دايمي شدن افزايش ساعات معاملات باشيم. اين گام، هرچند كوچك، ميتواند بخشي از يك بسته اصلاحي بزرگتر باشد كه درنهايت به افزايش كارايي، جذب سرمايههاي داخلي و خارجي و شكوفايي اقتصادي كشور از طريق بازار سرمايه منجر خواهد شد. اكنون، چشمها به عملكرد اين تغييرات دوخته شده تا مشخص شود آيا بورس تهران ميتواند با گام برداشتن در مسير بازارهاي جهاني، اعتماد از دست رفته را باز يافته و به موتور محرك توسعه اقتصادي ايران تبديل شود.