کینه قدیمی، آبروی دو عاشق را به فنا داد
«الان وقتشه کامران! وقتشه که بفهمی هیچ کسی کنار تو احساس خوشبختی نمیکنه»؛ همین جمله کلیدی در قسمت نهمِ سریال «بی عاطفه» بهکارگردانی کمال تبریزی گویای زندگی پیچیده، پرتناقض و همراه با کینه کامران با اطرافیان است.
«الان وقتشه کامران! وقتشه که بفهمی هیچ کسی کنار تو احساس خوشبختی نمیکنه»؛ همین جمله کلیدی در قسمت نهمِ سریال «بی عاطفه» بهکارگردانی کمال تبریزی گویای زندگی پیچیده، پرتناقض و همراه با کینه کامران با اطرافیان است.
سخن از سرمای عاطفی جامعه امروز
سریال «بی عاطفه» یکی از شخصیترین و در عین حال متناقضترین آثار اخیر کمال تبریزی است. سریالی که تاریخ زندگی یک انسان در گذر زمان را به تصویر میکشد تا به نوعی از سرمای عاطفی که در جامعه امروز وجود دارد، حرف بزند.
این سریال که به کارگردانی کمال تبریزی، نویسندگی امیرعباس پیام و تهیهکنندگی محمد صادق میرکریمی ساخته شده است، جمعهها ساعت ۱۲ ظهر در پلتفرم فیلم نت، پخش میشود.
تبریزی داستانی از میانِ ملودرامهای خانوادگی روزمره در نقد اجتماعی و نوستالژی زندگی در دهه ۶۰ را پیشِ چشم مخاطب قرار داده است. داستان در ظاهر ساده است: دو دوست و به عبارتی برادران قدیمی که گذشتهای تلخ آنها را از هم جدا کرده، حالا درگیر عشقی میان نسل بعدی خانواده میشوند.
اما ذیلِ این خط روایی آشنا، «بی عاطفه» تلاش میکند موضوعاتی درباره انتقام، فراموشنشدن گذشته، نشخوار فکری به عنوان آفتِ روانشناختی زندگی امروزِ انسان، شکاف طبقاتی و ناتوانی آدمها در برقراری رابطه عاطفی واقعی را نشان دهد و در این راستا از خُرده داستانهای هرچند کم مرتبط با کلیت داستان چشمپوشی نمیکند؛ داستانکهایی که بعد از گذشت ۱۲ قسمت همچنان آزاردهنده است.
با این حال مهمترین ویژگی این سریال، سرمای احساسی جاری در روایت است که انتخاب نام «بی عاطفه» هم کلید فهم جهانِ ذهنی تبریزی در ساخت این سریال، جدیدترین محصول پلتفرم فیلم نت، است. همه شخصیتها با ذهنی زخمی از مسائلی حل نشده که بر آنها رفته، گذشته خود را حمل میکنند و درست به همین دلیل است که نمیتوانند ببخشند؛ در نتیجه عشق را به میدان جنگ تبدیل میکنند. در واقع تبدیل شدن عشق به میدان جنگ، موضوع اصلی داستانگویی تبریزی است.
داستانی که با توجه به انتخاب رضا کیانیان برای بازی در نقشِ کامران به عنوان نقطه مرکزی سریال کمال تبریزی است. کاراکتری که نمادی از گذر عمر و بازنگری در تاریخ زندگی است. تاریخی که آدمها از خود به جای میگذارند و تاثیری که نه تنها بر زندگی فردی خود بلکه بر باقی افرادی که حول محور او زیست کردهاند، میگذارند.
در حقیقت کمال تبریزی جهان سریال را طوری طراحی کرده که آدمها مدام کنار هم قرار گرفتهاند، اما هیچوقت به هم نزدیک نمیشوند. به همین دلیل است که در «بیعاطفه» سکوت و سوءتفاهم زیاد است و رابطهها بیشتر بر پایه کنترل و ترس شکل گرفتهاند تا محبت. نمونه رابطه کنترل در روابط و ترس را میتوان در کاراکتر شیوا پیدا کرد.
«بی عاطفه» ملودرامهای کلاسیک
سریال «بی عاطفه» اگرچه یک ملودرام خانوادگی و اجتماعی با ذکر تاریخ وقوع اتفاقها را تعریف میکند، اما شخصیت اصلی این سریال «گذشته» است. در واقع این موضوع یکی از مهمترین ایدههای «بیعاطفه» است که در آن «گذشته» هرگز تمام نمیشود. گفتنی است که اگر علاقمند به تماشای این سریال هستنید، میتوانید به پلتفرم فیلم نت مراجعه کنید.
شخصیتها ظاهرا در زمان حال زندگی میکنند، اما عملا اسیر اتفاقی قدیمی هستند. اتفاقهایی که هنوز بر تصمیمِ آنها سایه انداخته است. سایهای که حتی گذشت زمان با وجود نسلهای جدید و از همه مهمتر عشق نسل جوان هنوز نتوانسته این چرخه را بشکند.
این نگاه، سریال را به ملودرامهای کلاسیک نزدیک میکند. زیرا عشق را در برابر نفرت خانوادگی قرار میدهد.
نقد طبقه متوسط و شکاف اقتصادی
یکی از پیرنگهای متفاوتِ سریال علاوه بر کینهتوزی، تبدیل شدن آن به ترویجِ تصویری از شکاف اجتماعی است. دو دوستی که با هم شروع کردند اما یکی ثروتمند شده و دیگری در وضعیت معمول یا فرودست باقی مانده. این اختلاف طبقاتی باعث شده بیننده در طول داستان تحقیر، حسادت و میل به انتقام را شاهد باشد. «بی عاطفه» قصد دارد نشان دهد که در جامعه امروز ایران، روابط انسانی هم زیر فشار اقتصاد تغییر کردهاند و این موضوع ربطی به کینهتوزی دو رفیق قدیمی هم ندارد؛ زیرا فرزندان این دو بهعنوان نماینده نسل جوان گرفتار این شکاف طبقاتی نیز هستند.
بازیها، نقطه قوت سریال
علت آنکه «بی عاطفه» توانسته تاکنون در جمع سریالهای در حالِ تماشای بینندگان دوام بیاورد، تیم قوی بازیگران آن است. بهخصوص رضا کیانیان، مریلا زارعی و حامد بهداد.
رضا کیانیان یکی از کنترلشدهترین بازیها در این سریال را ارائه داده است؛ شخصیتی که خشم را پنهان میکند و بیشتر با سکوت و نگاه تهدید میکند تا انفجار احساسی. مریلا زارعی هم مثل همیشه، فرسودگی عاطفی و اضطراب پنهان را خوب منتقل میکند.
چرا سریال میتواند برای مخاطب جذاب باشد؟
پاسخ این سوال مشخص است زیرا کمال تبریزی در «بی عاطفه» بر یک ترس آشنا دست گذاشته است: توجه به این موضوع که آدمها هیچوقت واقعا از گذشته فرار نمیکنند و این ایده، مخصوصا برای مخاطب ایرانی، هنوز کار میکند؛ زیرا خانواده در ایران خلاصهای است از نانِ حلال، آبرو، کینه قدیمی، سکوت و زخم که همه این معانی در «بی عاطفه» وجود دارد و تلاش میکند ملودرام خانوادگی را با اضطراب اجتماعی امروز ترکیب کند.
در جهانی که همه در حال انتقام گرفتن از گذشته هستند، عاطفه اولین چیزی است که از بین میرود.
سریال «بی عاطفه» هماکنون در پلتفرم فیلم نت، قابل تماشا است.