یک سریال خارجی ناگهان در ایران محبوب شده است
در روزهای اخیر، یک سریال "روستر" در شبکههای اجتماعی، بهخصوص توییتر فارسی، مورد توجه گسترده کاربران ایرانی قرار گرفته و بسیاری از آن بهعنوان یک اثر «حال خوبکن» یاد میکنند.
در روزهای اخیر، یک سریال "روستر" در شبکههای اجتماعی، بهخصوص توییتر فارسی، مورد توجه گسترده کاربران ایرانی قرار گرفته و بسیاری از آن بهعنوان یک اثر «حال خوبکن» یاد میکنند. در شرایطی که جامعه ایران با فشارهایی مثل تورم، ناامنی روانی و سایه جنگ مواجه است، طبیعی بهنظر میرسد که مخاطبان به سمت سریالهایی بروند که فضای کمدی، ریتم تند و قسمتهای کوتاه دارند و میتوانند برای دقایقی ذهن را از اخبار و استرس روزمره دور کنند.
از سوی دیگر، نام استیو کارل بهعنوان سازنده این اثر هم در جلب توجه بیتأثیر نبوده؛ چهرهای که مخاطبان ایرانی پیشتر با سریال «رواندرمانی» از او آشنا شده بودند؛ اثری کمدی با لایههای روانشناسانه که آن هم در ایران با استقبال زیادی روبهرو شد. با این حال، بخشی از تمجیدهای اغراقآمیز از این سریال در فضای فارسیزبان، شاید بیشتر از کیفیت خود اثر، ریشه در نیاز این روزهای مخاطب ایرانی به حس آرامش، فرار موقت و تجربهای سبک و بیدردسر داشته باشد.
سریال روستر یک کمدی-درام دانشگاهی است که داستان «گرگ روسو» را دنبال میکند؛ نویسندهای میانسال و مشهور با بازی استیو کارل که برای یک سخنرانی به دانشگاهی در نیوانگلند میرود، اما هدف اصلیاش ترمیم رابطه با دخترش «کیتی» است. کیتی بعد از خیانت همسرش، که او را برای یک دانشجوی جوان ترک کرده، وارد بحران روحی شده و همین اتفاق موتور اصلی داستان را شکل میدهد.
مرز باریک درام و کمدی
فضای سریال ترکیبی از طنز موقعیت، روابط خانوادگی و بحرانهای میانسالی است. «روستر» بیشتر از اینکه روی شوخیهای پر سر و صدا تکیه کند، روی موقعیتها، گفتوگوهای انسانی و حس تنهایی شخصیتها تمرکز دارد. فضای دانشگاه، آدمهای عجیب اما دوستداشتنی و ریتم آرام سریال، حالوهوایی شبیه آثار قبلی بیل لارنس مثل تدلاسو و رواندرمانی ایجاد کرده است. منتقدان از بازی استیو کارل و رابطه احساسی پدر و دختر تمجید کردهاند، هر چند بعضی مخاطبان معتقدند سریال گاهی بین کمدی و درام سرگردان میشود و بعضی خطوط داستانی عمق کافی ندارند.
شخصیتهایی که احتمالا فراموش نخواهند شد
اگر مخاطب سریالهای جادوی لارنس باشید، میدانید که او در شخصیت پردازی راه و روش خاص خودش را دارد. اگر کمی دقت کنید، متوجه میشوید که این کارگردان در تمام طول سریال تلاس میکند بار روایی داستان را به دوش شخصیتها میاندازد. انگار این شخصیتها هستند که داستان را جلو میبرند نه یک سناریوی از پیش تعیین شده. همین موضوع همه آنها را به شخصیتهای به یاد ماندنی تبدیل کند. در روسو ما شاهد رابطه یک پدر دختر به ظاهر عادی هستیم اما موقعیتهای خاص این پدر و دختر را به خارج از مرز کلیشه میبرد و رابطه آنها را به چیزی خاص و کمیاب تبدیل میکند که در ذهن مخاطب مانگار میشود.
2
وابستگی زیاد به کاریزمای بازیگر اصلی
به هرحال تقریبا همه میدانند که سریال روستر بخش زیادی از موفقیت خود را مدیون کاراکتر اصلی یعنی «گرگ روسو» است. اکثر مخاطبان وقتی تصویر استیو کارل را روی پوستر سریال دیدند ناخواسته با خوشبینی بیشتری به سمت این سریال جذب شدند. همین موضوع در برخی از سکانسها به آفت سناریو تبدیل شده است. به طوری که در لحظاتی که گرگ روسو در سریال حضور ندارد، ریتم سریال کمی کند و حوصله سر بر میشود.
جای خالی شخصیتهای فرعی
یکی دیگر از ضعفهایی که در بسیاری از نقدهای چشم میآید، پرداخت سطحی به بخشی از شخصیتهای فرعی سریال است. در حالی که نویسندگان زمان و انرژی زیادی را صرف ساختن بحرانهای درونی شخصیت اصلی کردهاند، و تقریبا در نمایش یک رابطه پدر دختری موفق بوده است، برخی کاراکترهای مکمل بیشتر در حد ابزاری برای پیشبرد داستان باقی ماندهاند. نتیجه این رویکرد آن است که بخشی از جهان سریال، برخلاف فضای گرم و صمیمیای که سازندگان در پی خلق آن بودهاند، کمی ناقص و نابرابر به نظر میرسد. اگر فصلهای بعدی بتوانند به شخصیتهای فرعی عمق بیشتری بدهند، سریال شانس بالایی برای تبدیل شدن به اثری ماندگارتر خواهد داشت.
این سریال در فضای فضای توییتر فارسی مورد بحث مخاطبان زیادی قرار گرفته است. در ادامه برخی از نظرات کاربران درباره این سریال را میخوانید:
کاربری با فراخواندن طرفدارن سریال آفیس نوشت: اگه آفیس رو دوس دارید، اگه آب دستتونه بذارید زمین برید سریال Rooster رو ببینید و با استیو کارل تجدید بیعت کنید. نقطه قوتش همینه فقط با یه کوچولو کمدی.
یکی دیگر از کاربران با پیشنهاد جدیدی توجهها را از این سریال دور کرد و نوشت: البته آش دهنسوزی نیستا. آش دهنسوز تو این فضای آکادمیا و ادبیاتی بخواهید من اون Lucky Hank (با بازی باب ادنکرک) و بدبینیش رو بیشتر دوست داشتم تا این سریال ولی خب Rooster الان دم دست و نوئه.
کاربر دیگری بر اساس اخبار منتشر شده از این سریال تماشای آن را پیشنهاد کرده و نوشت: سریال (Rooster) با میانگین بیننده ۶.۵ میلیون نفر برای هر قسمت، موفق ترین سریال شبکه HBO در ۱۵ سال اخیر شده! یعنی خییییلی خفنه! این سریال در فصل اولش به یکی از ۳ سریال کمدی پربیننده تاریخ این شبکه تبدیل شده. موفقیتی خارقالعاده به لطف استیو کارل عزیز.
کاربر دیگری نیز نوشت: ترکیب جهان گرم و دوستداشتنی بیل لارنس با کاریزمای فوقالعاده استیو کرل، Rooster رو به یکی از حالخوبکنترین سریالهای این سالها تبدیل کرده.