دو سناریو پیش‌روی بازار نفت / چرا قیمت نفت آرام اما ناپایدار است؟

۱۴۰۵/۰۳/۰۲ - ۱۰:۱۰:۰۶
کد خبر: ۳۸۸۳۸۱
دو سناریو پیش‌روی بازار نفت / چرا قیمت نفت آرام اما ناپایدار است؟

اگر هرمز به سرعت باز شود، ژئواکونومی بر ژئوپلیتیک پیشی می‌گیرد و نوسان‌ها مهار می‌شوند. اگرنه، ژئوپلیتیک دوباره قواعد بازی را دیکته خواهد کرد و نفت با زبانی سخت‌تر با اقتصاد جهانی سخن خواهد گفت.

به گزارش اعتماد، بر اساس «گزارش بازار نفت» ماه مه ۲۰۲۶ (اردیبهشت 1405) آژانس بین‌المللی انرژی (IEA)، عرضه جهانی امریکا، برزیل، کانادا، قزاقستان و حتی ونزوئلا از فوریه (اسفند 1404) تاکنون 5/3 میلیون بشکه در روز افزایش‌ یافته است. صادرات نفت روسیه نیز با وجود جنگ، بالا رفته؛ زیرا حملات مکرر به پالایشگاه‌های این کشور مصرف داخلی را کاهش داده و نفت بیشتری را روانه بازار کرده است. همزمان، ایالات ‌متحده به‌ طور موقت تحریم نفت «روی آب» (Oil on Water) روسیه را مدتی تعلیق کرد تا انعطاف عرضه افزایش یابد. در سمت تقاضا، تصویر حتی دراماتیک‌تر است. به‌ گزارش کپلر، واردات دریایی چین از فوریه تا آوریل 6/3 میلیون بشکه در روز سقوط کرده است. ژاپن 9/1 میلیون، کره‌جنوبی یک ‌میلیون و هند ۷۶۰ هزار بشکه در روز از واردات کاسته‌اند. فعالیت پالایشگاهی جهان در آوریل حدود ۵ میلیون بشکه در روز کمتر از سال قبل بوده است. نتیجه؟ فشار بازار نفت خام موقتا تخلیه شد؛ اما تنگنا به بازار فرآورده‌ها سرایت کرد.

چرایی قیمت آرام اما ناپایدار نفت

در گفت‌وگو با ریگزون (Rigzone)، تحلیلگران سه نهاد مهم؛ Standard Chartered، Wood Mackenzie و American Enterprise Institute، پاسخی مشترک؛ اما چندلایه، ارائه می‌کنند: «اهرم‌های مهار» فعال شدند. امیلی اشفورد از استاندارد چارترد می‌گوید از ابتدای جنگ، مجموعه‌ای از اهرم‌ها همزمان عمل کردند تا از جهش افسارگسیخته جلوگیری کنند: آزادسازی ذخایر راهبردی، کاهش نرخ‌های پالایشی، تعویق خریدها به ‌دلیل شوک ارزش در معرض ریسک (Value at Risk) موسوم به VaR و اتکا به منابع جایگزین. برخلاف انتظار، به ‌جای آنکه معاملات آتی به سمت قیمت‌های فیزیکی صعود کنند، این قیمت‌های فیزیکی بودند که به سمت آتی‌ها پایین آمدند؛ نشانه‌ای از امید بازار به حل سریع بحران هرمز و پرهیز خریداران از بارگیری در قیمت‌های نجومی. آلن گلدر از وود مکنزی تأکید می‌کند که قیمت‌ها بیش از آنکه «بنیادمحور» باشند، «حس‌محور» (Sentiment Driven) شده‌اند: بازار بر این فرض معامله می‌کند که ترانزیت از هرمز در هفته‌های آینده از سر گرفته می‌شود. افت نرخ‌های حمل‌ونقل و جابه‌جایی نفت آتلانتیک به شرق، پریمیوم فیزیکی را تضعیف کرده است. از سوی دیگر، موجودی‌های خشکی؛ به‌ویژه در امریکا، هنوز به‌طور تند کاهش نیافته‌اند؛ زیرا ضربه‌گیر (Buffer) «نفت روی آب» و حتی ناوگان سایه، ضربه را جذب کرده‌اند. بنجامین زایکر از AEI بعد دیگری را برجسته می‌کند: نفت کالای «قابل‌تعویض بین دوره زمانی» (Intertemporally substitutable) است؛ بنابراین قیمت‌های مورد انتظار آینده در قیمت‌های امروز منعکس می‌شوند. اگر بازار باور داشته باشد که جنگ پایان می‌یابد و هرمز باز می‌شود، قیمت فعلی الزاما به سقف‌های فاجعه‌بار نمی‌رسد. کاهش ۵ میلیون بشکه‌ای فعالیت پالایشی سال‌ به ‌سال در آوریل 2026، از شدت فشار بر نفت خام کاست؛ اما بازار فرآورده‌ها؛ به‌ویژه سوخت جت، با شوک شدیدتری مواجه شد. قطع صادرات خاورمیانه قیمت سوخت هواپیما را تقریبا سه برابر کرد؛ هرچند افت فعالیت هوانوردی بخشی از فشار را تخلیه کرد. در پتروشیمی، محدودیت خوراک به کاهش شدید تقاضا انجامیده است. آژانس بین‌المللی انرژی در گزارش فوق‌الذکر خود پیش‌بینی می‌کند تقاضای جهانی نفت در سه‌ماهه دوم ۲۰۲۶ نسبت به سال قبل 4/2 میلیون بشکه در روز کاهش یابد و در کل سال ۴۲۰ هزار بشکه در روز افت کند؛ 3/1 میلیون بشکه کمتر از برآورد پیش از جنگ.  این الگو حامل یک پیام ژئواکونومیک صریح‌تر و عمیق‌تر است: بازار انرژی در شرایط شوک عرضه، لزوما از مسیر افزایش پایدار عرضه به تعادل نمی‌رسد؛ بلکه می‌تواند از کانال «تخریب تقاضا» خود را موقتا تنظیم کند. به ‌بیان ‌دیگر، مکانیسم تعدیل به ‌جای آنکه در سمت تولید فعال شود، در سمت مصرف عمل می‌کند. کاهش فعالیت پالایشگاه‌ها، افت مصرف پتروشیمی، کندی حمل‌ و نقل هوایی و تعویق خریدهای صنعتی، همگی ابزارهای این تعدیلند. این نوع تعادل اما تعادلی انقباضی است. کاهش مصرف انرژی به معنای افت تولید صنعتی، کاهش صادرات محصولات پایین‌دستی، تضعیف حاشیه سود شرکت‌های پالایشی و پتروشیمی و درنهایت فشار بر رشد اقتصادی است. در چنین وضعیتی بازار نفت ظاهرا «آرام» می‌شود؛ اما این آرامش از مسیر کوچک‌تر شدن اقتصاد واقعی حاصل می‌شود. به تعبیر دیگر، ثبات قیمتی از دل رکود بیرون می‌آید؛ نه از دل وفور. در سطح کلان، این پدیده به معنای انتقال هزینه شوک ژئوپلیتیک از بازار خام به بخش‌های پایین‌دستی و به مصرف‌کننده نهایی است. دولت‌ها ممکن است از مهار قیمت شاخص نفت رضایت نسبی داشته باشند؛ اما بهای آن در قالب کاهش رشد، افت سرمایه‌گذاری صنعتی و افزایش ریسک رکودی پرداخت می‌شود؛ بنابراین «تعادل از مسیر تخریب تقاضا» نه یک راه‌حل پایدار؛ بلکه نوعی تعلیق بحران است. وضعیتی که اگر شوک عرضه تداوم یابد، دیر یا زود با بازگشت نوسان و جهش قیمتی جایگزین خواهد شد.

تقابل ژئوپلیتیک شعله‌ور با ژئواکونومی مهارکننده

گلدر از وود مکنزی هشدار می‌دهد که ضربه‌گیر نفت روی آب تا حد زیادی مصرف ‌شده است. هرچه انسداد هرمز طولانی‌تر شود، کشش موجودی‌های خشکی بیشتر می‌شود و قیمت‌ها برای رسیدن به تعادل، باید تقاضا را بیشتر تخریب کنند. برآورد او از شوک عرضه حدود ۱۰ میلیون بشکه در روز است؛ عددی که تنها با قیمت‌های بسیار بالاتر می‌تواند مهار شود. در مقابل، تجربه این بحران نشان داد ذخایر راهبردی کشورهای عضو IEA و OECD می‌توانند برای چند ماه اختلال بزرگ را جذب کنند؛ موضوعی که شاید از این ‌پس واکنش بازار به ریسک‌های ژئوپلیتیک را «معتدل‌تر» کند؛ اما این تعدیل، مشروط به افق زمانی بحران است. اگر توافقی حاصل شود و از سه‌ماهه سوم ۲۰۲۶ جریان از هرمز تدریجا از سر گرفته شود؛ فرض پایه آژانس بین‌المللی انرژی در گزارش فوق‌الذکر خود، تقاضا ممکن است در پایان سال به رشد بازگردد. با این ‌حال، عرضه احتمالا کندتر احیا می‌شود. در نتیجه بازار تا سه ‌ماهه چهارم در کسری می‌ماند و با توجه به برداشت بی‌سابقه از ذخایر، نوسان قیمتی در آستانه اوج تقاضای تابستانی محتمل است. این بحران نشان می‌دهد که ژئوپلیتیک انرژی صرفا به جغرافیا وابسته نیست به «زیرساخت‌های مالی و لجستیکی» نیز متکی است. آزادسازی ذخایر راهبردی، مدیریت انتظارات از طریق بازارهای آتی و انعطاف ناوگان حمل‌ونقل، همگی به‌مثابه ابزارهای ژئواکونومیک عمل کردند. در برابر «قدرت گلوگاه» هرمز، «قدرت ضربه‌گیر» کشورهای عضو IEA و OECD قد علم کرد. این تقابل اما پایدار نیست. اگر انسداد طولانی شده یا حملات به زیرساخت‌های کلیدی تکرار شود، یا ناوگان سایه از مدار خارج شود، بازار ناگزیر از کشف قیمت‌های بالاتر خواهد بود. همان‌گونه که اشفورد هشدار می‌دهد تعویق خریدها ابدی نیست؛ زمانی که تعویق ممکن نباشد، قیمت‌های فیزیکی دوباره اوج می‌گیرند و معاملات آتی را به دنبال خود می‌کشند.

تنزیل ریسک ژئوپلیتیک در بازار نفت

بازار نفت ۲۰۲۶ در وضعیت «تعادل ناپایدار» قرار دارد؛ تعادلی که نه از جنس وفور، بلکه حاصل همزمانی چهار نیروی مهار کننده است: تخریب تقاضا، جهش عرضه جایگزین، آزادسازی ذخایر راهبردی تحت هماهنگی آژانس انرژی بین‌المللی و شرط‌بندی بازارهای آتی بر بازگشایی تنگه هرمز. این چهار ستون، انفجار قیمتی را به تعویق انداخته‌اند؛ اما آن را خنثی نکرده‌اند. در سطح بنیادها، کسری بازار تا سه‌ماهه پایانی سال پابرجاست. برداشت بی‌سابقه از موجودی‌ها، ضربه‌گیر (Buffer) «نفت روی آب» را تحلیل برده و فشار را به مخازن خشکی منتقل کرده است. همزمان، شکاف خام - فرآورده عمیق‌تر شده است. کاهش نرخ‌های پالایشی، از فشار بر نفت خام کاسته اما بازار فرآورده‌ها؛ به‌ویژه سوخت جت و خوراک پتروشیمی را شکننده‌تر کرده است. این عدم تقارن بدان معناست که حتی اگر قیمت شاخص‌های خام موقتا آرام بگیرند، تلاطم می‌تواند از کانال فرآورده‌ها به ‌کل زنجیره ارزش سرایت کند. در سطح مالی، رفتار بازار نشان می‌دهد که «انتظارات» جایگزین «وحشت» شده است. قیمت‌های امروز، روایت فردا را معامله می‌کنند: اگر افق بازگشایی هرمز نزدیک باشد، ساختار زمانی قیمت‌ها تمایل به تعدیل دارد؛ اگر افق مبهم شود، ریسک ژئوپلیتیک به سرعت در پریمیوم‌ها بازمی‌گردد. تجربه این بحران ثابت کرد که ذخایر کشورهای عضو IEA و OECD می‌توانند برای چند ماه ضربه را جذب کنند؛ اما نه برای یک منازعه فرسایشی. قدرت ضربه‌گیرها محدود است و هرچه افق بحران طولانی‌تر شود، کشف قیمت‌های بالاتر به ابزار اصلی تعادل بدل می‌شود.

از منظر ژئواکونومیک، دو سناریو پیش‌روست: 

     سناریوی بازگشایی سریع هرمز: بازگشت تدریجی جریان‌ها از سه‌ماهه سوم، احیای نسبی تقاضا در پایان سال و کاهش نوسان‌ها. در این حالت، بازار از شوک عبور می‌کند؛ اما با هزینه رشد پایین‌تر و سرمایه‌گذاری محتاطانه‌تر در پایین‌دست. 

 سناریوی انسداد طولانی: فرسایش موجودی‌ها، تشدید رقابت بر سر فرآورده‌ها و بازگشت پریمیوم ژئوپلیتیک. در این وضعیت، قیمت‌ها نه صرفا برای جبران کمبود، بلکه برای «تخریب تقاضای بیشتر» افزایش می‌یابند تا تعادل برقرار شود. پیامد آن، فشار تورمی، تضعیف رشد و بازآرایی مسیرهای تجاری انرژی خواهد بود.

بنابراین پرسش کلیدی دیگر این نیست که «چرا قیمت‌ها بالا نرفتند؟» بلکه این است که «این مهار تا کی دوام می‌آورد؟» بازار امروز با امید معامله می‌کند؛ اما امید، جایگزین عرضه پایدار نیست. اگر هرمز به سرعت باز شود، ژئواکونومی بر ژئوپلیتیک پیشی می‌گیرد و نوسان‌ها مهار می‌شوند. اگرنه، ژئوپلیتیک دوباره قواعد بازی را دیکته خواهد کرد و نفت با زبانی سخت‌تر با اقتصاد جهانی سخن خواهد گفت.

بیمه ملت