حمله به حافظان جنگل؛ آغاز بحثي تازه درباره بومتروريسم
حمله اخير به سازمان منابع طبيعي و آبخيزداري كشور، حالا بحث تازهاي را درباره «بومتروريسم» و هدف قرار گرفتن زيرساختهاي علمي و محيطزيستي در درگيريهاي نظامي مطرح كرده است.
حمله اخير به سازمان منابع طبيعي و آبخيزداري كشور، حالا بحث تازهاي را درباره «بومتروريسم» و هدف قرار گرفتن زيرساختهاي علمي و محيطزيستي در درگيريهاي نظامي مطرح كرده است. جنگ فقط با صداي انفجار شناخته نميشود؛ گاهي بوي سوختگي كاغذهاي يك كتابخانه، خاكستر درختان و فروريختن ديوارهاي يك مركز علمي، معناي عميقتري از ويراني را روايت ميكند. در ميان آتش و دود حملات اخير، اينبار نه يك پادگان نظامي، بلكه ساختماني هدف قرار گرفت كه ماموريتش حفاظت از جنگلها، مراتع و منابع طبيعي بود؛ جايي كه كارشناسان محيط زيست، نيروهاي يگان حفاظت و پژوهشگران حوزه آب و خاك در آن فعاليت ميكردند.
شهادت تعدادي از كاركنان و نيروهاي يگان حفاظت منابع طبيعي
۸ فروردين امسال، حملهاي هوايي به سازمان منابع طبيعي و آبخيزداري كشور، ساختمانهاي اداري، مركز آموزش و ترويج، كتابخانه، موزه تاريخ منابع طبيعي ايران و ساختمان يگان حفاظت را هدف قرار داد؛ حملهاي كه به گفته مسوولان اين سازمان، علاوه بر تخريب گسترده، به شهادت تعدادي از كاركنان و نيروهاي يگان حفاظت منابع طبيعي منجر شد؛ نيروهايي كه در ايام نوروز در آمادهباش حفاظت از جنگلها و مراتع كشور بودند. اين حادثه حالا فراتر از يك خبر نظامي يا امنيتي، بحث تازهاي را درباره «بومتروريسم» و هدف قرار گرفتن نهادهاي محيطزيستي در جنگهاي نوين مطرح كرده است؛ مفهومي كه كارشناسان آن را به معناي تخريب عامدانه محيط زيست، منابع طبيعي و زيرساختهاي علمي و زيستي در جريان درگيريها تعريف ميكنند. رييس سازمان منابع طبيعي و آبخيزداري كشور معتقد است آنچه رخ داده صرفاً تخريب چند ساختمان نبوده، بلكه ضربهاي مستقيم به يك نهاد علمي و بينالمللي فعال در حوزه مديريت پايدار سرزمين بوده است. علي تيموري افلاطوني در تشريح ابعاد اين حمله گفته است: «ساختمان اداري آموزش و ترويج، دفتر روابط عمومي و امور بينالملل سازمان، موزه ارزشمند تاريخ كهن منابع طبيعي ايران، كتابخانه سازمان و ساختمان يگان حفاظت هدف اصابت قرار گرفتند و تخريب شدند.» به گفته وي، دردناكترين بخش ماجرا شهادت كارشناسان و نيروهاي يگان حفاظتي بوده كه در تعطيلات نوروز براي جلوگيري از تخريب جنگلها و مقابله با آتشسوزيها در حالت آمادهباش بودند.
آسيب به حافظه علمي
اما يكي از مهمترين بخشهاي اين حمله، تخريب سالن شوراي حكام مركز بينالمللي مديريت جامع حوزههاي آبخيز و منابع زيستي تحت پوشش يونسكو (ICIMWB) بود؛ مركزي كه از سال ۲۰۲۱ با هدف توسعه همكاريهاي علمي، پژوهشي و بينالمللي در حوزه مديريت منابع طبيعي و مقابله با بحرانهاي اقليمي فعاليت ميكرد. كارشناسان محيط زيست معتقدند هدف قرار گرفتن چنين مراكزي، تنها خسارت فيزيكي به يك ساختمان نيست؛ بلكه آسيب به حافظه علمي، ظرفيتهاي پژوهشي و شبكههاي همكاري بينالمللي در حوزه محيط زيست محسوب ميشود. در سالهاي اخير، جهان بيش از گذشته با پيامدهاي زيستمحيطي جنگها روبرو شده است. از آتشسوزي چاههاي نفت كويت در دهه ۹۰ ميلادي گرفته تا تخريب سدها، جنگلها و زيرساختهاي انرژي در جنگهاي جديد، همگي نشان دادهاند كه طبيعت اغلب يكي از قربانيان خاموش درگيريهاست. به همين دليل سازمان ملل متحد سالها پيش ششم نوامبر را به عنوان «روز جهاني پيشگيري از تخريب محيط زيست در جنگها و درگيريهاي مسلحانه» نامگذاري كرد؛ روزي كه هدف آن جلبتوجه جهاني به آثار ماندگار جنگ بر اكوسيستمها و منابع طبيعي است.
نقض آشكار حقوق بشردوستانه
اكنون نيز مسوولان منابع طبيعي ايران معتقدند حمله اخير، صرفاً يك اقدام نظامي نبوده و ابعاد حقوقي و بينالمللي گستردهاي دارد. افلاطوني ميگويد هدف قرار دادن يك سازمان علمي و محيطزيستي غيرنظامي، نقض آشكار حقوق بشردوستانه بينالمللي و مغاير با اصول مندرج در كنوانسيونهاي ژنو و كنوانسيون ۱۹۵۴ لاهه براي حفاظت از اموال فرهنگي و علمي در زمان جنگ است. پروتكلهاي الحاقي كنوانسيونهاي ژنو به صراحت بر حفاظت از مراكز علمي، آموزشي و غيرنظامي تأكيد دارند؛ موضوعي كه حالا بار ديگر بحث خلأهاي اجرايي حقوق بينالملل در حفاظت از نهادهاي محيطزيستي را مطرح كرده است. در همين حال، برخي كارشناسان معتقدند مفهوم «بومتروريسم» در حال تبديل شدن به يكي از واژههاي كليدي ادبيات امنيتي و محيط زيستي جهان است؛ مفهومي كه بر اين ايده تأكيد دارد كه تخريب طبيعت و زيرساختهاي زيستي، ميتواند ابزاري براي اعمال فشار، ايجاد بحران انساني و تضعيف امنيت كشورها باشد.
حمله به منابع طبيعي، فقط نابودي چند ساختمان يا از بين رفتن اسناد و تجهيزات نيست؛ چنين اتفاقاتي ميتواند روند حفاظت از جنگلها، مديريت منابع آب، مقابله با بيابانزايي و برنامههاي زيستمحيطي را براي سالها تحت تأثير قرار دهد. اكنون در ميان آوار ساختمانها و قفسههاي سوخته كتابخانه، پرسشي جديتر از هميشه مطرح شده است؛ اينكه آيا در جنگهاي امروز، محيط زيست و نهادهاي علمي نيز به اهداف مستقيم تبديل شدهاند؟ شايد پاسخ اين پرسش را بتوان در تصويري پيدا كرد كه بعد از حمله باقي مانده است؛ تصويري از ساختماني ويرانشده كه روزي محل گفتوگوي كارشناسان درباره حفظ خاك، آب، جنگل و آينده زمين بود.