بررسي ريسك خريد و فروش سهام
بازار سرمايه بعد از ۸۰ روز تعطيلي بالاخره بازگشايي شد و همه را شگفتزده كرد، چرا كه خوشبينترين كارشناسان نيز با تكيه بر تجربههاي گذشته و حتي نياز مردم به نقدينگي، رشد بازار را در اولين روز بازگشايي متصور نبودند.
اقتصاد آنلاين| بازار سرمايه بعد از ۸۰ روز تعطيلي بالاخره بازگشايي شد و همه را شگفتزده كرد، چرا كه خوشبينترين كارشناسان نيز با تكيه بر تجربههاي گذشته و حتي نياز مردم به نقدينگي، رشد بازار را در اولين روز بازگشايي متصور نبودند. از اين رو در گفتوگوي مفصلي با بهنام صمدي، كارشناس بازار سرمايه، از علل رشد بازار، توصيه به سهامداران براي ورود يا عدم ورود به بازار و حتي چشمانداز بازار سرمايه براي پايان سال سخن گفتيم.برخلاف انتظار اكثر فعالان، بازار سرمايه با افزايش ارتفاع كار خود را به پايان رساند. علت آن چه بود؟بازگشايي بازار به چند دليل، بسيار متفاوتتر از جنگ ۱۲ روزه دنبال شد. اول اينكه قبل از تعطيلي بازار، دلار در محدوده ۱۴۰ هزار توماني بود كه امروز حوالي ۱۸۰ هزار تومان معامله ميشود. گپ ۴۰ هزار توماني و چسبندگي شاخص با نرخ دلار، سيگنال عقب ماندن سهام را از ساير كلاس داراييها صادر كرد.حتي قيمت نفت نيز در اين مدت رشد ۵۰ درصدي را پشتسر گذاشت كه واضحا اقبال به نمادها و صنايع مرتبط با نفت نيز با اين منطق توجيه ميشود. گفتني است كه پالايشيها، عليالخصوص جنوبيها، همچنان سايه جنگ را بر سر خود ميبينند كه اين موضوع، بيتفاوتي آنها را به رشد قيمت نفت در خود حل ميكند.
اين پايان كار نيست و علت سومي نيز وجود دارد كه رشد بازار را توجيه ميكند. انتظار ميرفت كه مردم به واسطه ريسكهاي موجود بر سهام، دارايي خود را نقد كرده و به ساير بازارها پناه ببرند.اما در مدت ۸۰ روزه تعطيلي بازار سهام، ساير بازارها نظير مسكن، طلا، نقره و دلار در حال معامله بودند و بعضا رشدهاي خوبي را نيز تجربه كردند. اتفاقي كه ميل سرمايهگذاران را براي جابهجايي بين بازارها كاهش داده و بورس ۷۲ ميليارد دلاري را در مقطع فعلي ارزنده ارزيابي كردند.توصيه شما به سرمايهگذاران براي ماندن يا ورود به بازار سرمايه چيست؟پاسخ به اين سوال بهشدت به ريسكهاي سيستماتيك وابسته است. اگر همين فردا جنگ آغاز و بازار مجددا تعطيل شود، ورود به بازار را ميتوان توصيه كرد؟ واضحا مادامي كه جهتگيري سياسي مشخصي شكل نگيرد، نه رشدهاي شارپ و نه ريزشهاي شارپي را نميتوان متصور بود.اما بازار امروز نشان داد كه توجه به بنياد نمادها بيش از هرچيز مورد توجه است. آن دسته از نمادهايي كه هيچ تاثيري از جنگ نگرفتهبودند، سيمانيها، آن دسته از نمادهايي كه صادراتشان نسبت به قبل افزايش يافته بود يا آن دسته از شركتهايي كه افشاهاي مناسبي دادند، مسير خود را از سايرين جدا كردند. بهطور مشخص، توجه به بنياد و روند شركتها است كه ميتواند تعيينكننده باشد.از طرفي و همانطور كه اشاره كردم، ارزش دلاري بازار به عدد بسيار پايين ۷۲ ميليارد دلار رسيده است. اتفاقي كه ارزندگي بازار را بيش از پيش به تصوير ميكشد و در صورت ثبات، خود را سريعا به ارتفاعهاي بالاتر نزديك ميكند.در شرايط فعلي كه سايه نه جنگ و نه صلح بر سر كشور است، بازگشايي بازار منطقي بود؟خود من شايد موافق بازگشايي بازار در روزهاي ابتدايي جنگ و حتي روزهاي ابتدايي آتش بس نبودم. اما با اقدامات حمايتي سازمان بورس، تامين منابع مورد نياز و بازگشايي پلهاي سهام، بازگشايي منطقي به نظر ميرسيد.بيش از ۲۰۰ شركت به علت مجامع و افشاها و ۴۲ نماد به واسطه خسارت ناشي از جنگ بسته بودند. واضحا آن دسته از نمادهايي مورد معامله قرار گرفتند كه تا حدي شرايطشان معطوف به جنگ نبود. بازار نيز اين موضوع را به خوبي تشخيص داد و شركتهايي كه احتمال مورد حمله قرار گرفتن آنها بيش از سايرين بود، حتي با دلار ۱۸۰ هزار تومان و نفت ۱۱۰ دلاري، صفهاي فروش برايشان شكل گرفت.اما در نقطه مقابل و به عنوان مثال، شركت ملي مس كه از تمام گزندها مصون بود، افزايش نرخ جهاني مس تا بالاي ۱۴۰۰۰ دلار را تجربه كرد و فروشهايي با نرخهاي مناسب را در بورس كالا پشتسر گذاشت، توجه سرمايهگذاران را به خود جلب كرد. بازگشايي ساير نمادها در صورت از بين رفتن ريسكهاي سيستماتيك و بنياد مناسب، ميتوانند روند فملي را تكرار كنند.