روايت شهرداري از ۵۲ روز جنگ، ۵۱ هزار خانه آسيبديده
در اغلب جنگها، اولين نشانه بحران در شهرها، توقف تدريجي زندگي عادي است؛ خيابانهاي خلوت، حملونقل مختل و ساختمانهايي كه تا ماهها آثار انفجار و آوار را با خود حمل ميكنند.
در اغلب جنگها، اولين نشانه بحران در شهرها، توقف تدريجي زندگي عادي است؛ خيابانهاي خلوت، حملونقل مختل و ساختمانهايي كه تا ماهها آثار انفجار و آوار را با خود حمل ميكنند. با اين حال، مديريت شهري تهران ميگويد در جريان جنگهاي ۱۲ روزه و ۴۰ روزه تلاش كرده پايتخت «چهره يك شهر جنگزده» به خود نگيرد؛ روايتي كه همزمان با اعلام آمار سنگين خسارتها، بر تداوم خدمات شهري و حفظ ظاهر عادي شهر تأكيد دارد. شهرداري تهران حالا از ۶۵۰ مورد اصابت، آسيب به بيش از ۵۱ هزار واحد مسكوني، خسارت به هزاران خودرو و موتورسيكلت و صدها ساختمان نيازمند مقاومسازي و تخريب خبر ميدهد؛ آماري كه ابعاد واقعي خسارتهاي جنگ در پايتخت را نشان ميدهد. با اين حال، در روايت رسمي مديريت شهري، بيش از آنكه بر وسعت ويراني تأكيد شود، بر «اداره شهر در شرايط جنگي» و جلوگيري از ديده شدن آثار بحران در فضاي عمومي شهر تمركز شده است. عبدالمطهر محمدخاني، سخنگوي شهرداري تهران، در تشريح اين روزها ميگويد: اقداماتي كه مجموعه مديريت شهري پايتخت، در جنگهاي ۴۰ روزه و ۱۲ روزه انجام دادند، حقيقتاً در قالب گزارشها، آمارها، اعداد و ارقام نميگنجد و قابليت روايت ندارد. او معتقد است بخش مهمي از آنچه در اين مدت رخ داده، اساساً فراتر از گزارشهاي رسمي است؛ از نيروهاي آتشنشاني گرفته تا مديراني كه هفتهها به خانه نرفتند. محمدخاني ميگويد: برخي از همكاران من در سازمان آتشنشاني و آتشنشانان عزيز، به نوعي دچار بيماريهاي شبيه عوارض شيميايي ناشي از آثار گازهاي سمي موشكها و بمبها شدهاند، چراكه در لحظات اوليه اصابت در صحنه حاضر ميشدند و دچار بيماريهاي تنفسي شدند. البته روايت سخنگوي شهرداري فقط درباره آمار و ارقام نيست؛ او از شبهايي حرف ميزند كه برخي مديران شهري عملاً زندگي عادي نداشتند. به گفته او، حتي در ميان شهرداران مناطق، افرادي را داريم كه با اطمينان ميتوانم بگويم در تمام جنگ ۴۰ روزه حتي يك بار هم نتوانستند به منزل خود بروند. محمدخاني همچنين از نيروهايي ميگويد كه در فاصله ميان موج اول و دوم انفجار، خود را به محل حادثه رساندند و هنگام اصابت دوم آسيب ديدند؛ اتفاقي كه به گفته او بخشي از واقعيت ناديدهگرفتهشده اين روزهاست. اما مهمترين بخش اين روايت، ابعاد خسارت به ساختمانهاي مسكوني است. شهرداري تهران ميگويد در طول جنگ ۴۰ روزه، ۶۵۰ مورد اصابت در پايتخت ثبت شد؛ حملاتي كه به گفته محمدخاني، ۱۲۶۰ شهيد و بيش از ۲۸۰۰ مجروح بر جا گذاشت. او درباره خسارتهاي ساختماني ميگويد: خسارت وارده به ساختمانهاي مسكوني در مجموع به ۵۱ هزار واحد مسكوني رسيد. از مجموع ۵۱ هزار واحد مسكوني، ۳۹ هزار و ۸۰۶ واحد داراي خسارت جزئي هستند؛ يعني خسارت نزديك به ۴۰ هزار واحد مسكوني. جزئي و شامل آسيب به در و پنجره و شكستگي شيشهها ميشود. حدود ۸۵ درصد اين واحدها تعمير شدهاند و پرونده بازسازي آنها بسته شده است. سخنگوي شهرداري تأكيد ميكند: ما درباره تعميرات جزئي، يعني درب، پنجره و شيشه صحبت ميكنيم. هنوز حدود ۱۵ درصد باقي مانده كه طبق ضربالاجل شهردار تهران، بايد به ۱۰۰ درصد برسد.در كنار خسارتهاي جزئي، هزاران واحد نيز آسيبهاي جديتري ديدهاند. محمدخاني ميگويد: تعميرات متوسط مربوط به ۸۵۵۰ خانه است. اين نوع تعميرات فراتر از شكستگي در و پنجره است، اما ساختمان نياز به مقاومسازي يا تخريب و نوسازي ندارد. در همين حال، ۸۳۶ واحد نيازمند مقاومسازي و ۱۸۱۹ واحد نيازمند تخريب و نوسازي كامل تشخيص داده شدهاند. سخنگوي شهرداري تهران درباره روند تشخيص ايمني ساختمانها توضيح ميدهد: ما تاكنون ۱۲۶۰ سازه را ارزيابي ايمني كردهايم. اين كار با مشاركت سازمان نظام مهندسي انجام ميشود و برخي از كارشناسان نيز به صورت داوطلبانه حضور پيدا ميكنند. به گفته محمدخاني، تصميمگيري درباره سرنوشت ساختمانها برعهده كارشناسان رسمي و استادان دانشگاه است و شهرداري صرفاً مجري فرآيندهاست.
خسارت جنگ فقط ساختمانها نیست
ابعاد خسارتها به ساختمان محدود نميشود. طبق اعلام شهرداري، ۱۰ هزار و ۷۳۳ خودرو و ۷۵۴ موتورسيكلت در جريان حملات آسيب ديدهاند كه در اين ميان، ۱۴۴ مورد مربوط به تاكسيهاي تهران بوده است. محمدخاني ميگويد: برخي از اين خسارتها جزئي و برخي كامل بودند؛ يعني خودرو كاملاً از رده خارج و اسقاط شده است. در حوزه اتوبوسراني نيز اگرچه اتوبوسي بهطور كامل نابود نشده، اما حدود ۲۲ ميليارد تومان خسارت به ناوگان وارد شده است.
سه جنگ در يك سال
شايد جنجاليترين بخش صحبتهاي سخنگوي شهرداري، جايي است كه از «سه جنگ» در سال ۱۴۰۴ حرف ميزند؛ دو جنگ خارجي و يك «جنگ داخلي». سخنگوي شهرداري تهران ميگويد: ما در سال ۱۴۰۴ در تهران سه جنگ را تجربه كرديم؛ دو جنگ خارجي و يك جنگ داخلي چون اتفاقاتي كه در خيابان رخ داد، به هيچوجه شبيه اعتراض مدني نبود. به گفته محمدخاني، در حوادث ديماه، خسارتهاي سنگيني به تجهيزات شهري وارد شد: حدود هزار ميليارد تومان فقط به سازمان آتشنشاني خسارت وارد شد و ۸ دستگاه ماشين مجهز آتشنشاني از رده خارج شد. او حتي مدعي است بخشي از تجهيزاتي كه براي آمادگي در جنگ احتمالي خريداري شده بود، در همان ناآراميها از بين رفت: حدود ۱۵۰۰ ميليارد تومان از همين تجهيزات تازه خريداري شده از بين رفت.
آمادهسازي تهران براي جنگ بعدي
شهرداري تهران ميگويد پس از جنگ ۱۲ روزه، به اين نتيجه رسيد كه ساختار امدادرساني بايد تغيير كند. به همين دليل، ۱۲۸ ناحيه شهري به تجهيزات حداقلي آواربرداري مجهز شدند تا در دقايق نخست حادثه بتوانند مستقل عمل كنند. محمدخاني در اين باره ميگويد: در جنگ ۱۲ روزه متوجه شديم كه نميتوان صرفاً به پيمانكاران اتكا كرد. به گفته او، خريد تجهيزات جديد آتشنشاني، نردبانهاي بلند و امكانات مقابله با حمله به زيرساختهاي انرژي نيز بخشي از همين برنامه بوده است.
اتوبوس برقي زير سايه موشكها
اما يكي از متفاوتترين تصاوير اين روزها، رونمايي از اتوبوسهاي جديد در ميانه جنگ بود؛ ۵۰ اتوبوس برقي و ۳۵ اتوبوس دوكابين كه در اوج بحران وارد ناوگان تهران شدند. وي ميگويد برخي معتقد بودند بهتر است رونمايي اين اتوبوسها به بعد از جنگ موكول شود، اما عليرضا زاكاني تصميم ديگري گرفت. او روايت ميكند: استدلال شهردار تهران اين بود كه وقتي دشمن ما را تهديد ميكند، ما بايد نشان دهيم كه زندگي عادي مردم متوقف نشده و شهر همچنان در حال حركت است. به گفته محمدخاني، زاكاني تأكيد كرده بود: بايد از جريان طبيعي زندگي مردم حفاظت كنيم. يكي ديگر از اقدامات شهرداري، رايگان شدن بليت مترو و اتوبوس بود؛ تصميمي كه با همكاري شوراي شهر اجرا شد. نگاه شهرداري تهران، هم در جنگ ۱۲ روزه و هم در جنگ ۴۰ روزه اين بوده كه تا جايي كه ممكن است از فشار و سختي مردم كم شود. او تأكيد ميكند مديريت شهري تلاش داشته مردم علاوه بر فشار جنگ، درگير مشكلات روزمره ديگري نشوند.
نخواستيم تهران شبيه شهر جنگزده شود
شايد مهمترين جمله اين روايت، همان جملهاي باشد كه بارها در صحبتهاي مسوولان شهري تكرار ميشود؛ اينكه تهران نبايد چهره يك شهر جنگزده را پيدا ميكرد. محمدخاني ميگويد: شهرداري تمام تلاش خود را به كار گرفت تا شهر چهره جنگزده پيدا نكند. او از شبهايي ميگويد كه همزمان با بحران، در بيش از ۱۳۰ نقطه شهر تجمعات مردمي برگزار ميشد و خدمات شهري بايد چند برابر روزهاي عادي فعال ميبودند؛ از نظافت و حملونقل گرفته تا آمادهسازي معابر. اكنون تهران وارد مرحلهاي شده كه بخشي از آن بازسازي است و بخشي ديگر، تلاش براي بازگرداندن حس عادي زندگي. شهري كه هنوز بسياري از ساختمانهايش درگير مقاومسازي و نوسازي هستند، اما مديرانش اصرار دارند تصوير آن، تصويري از توقف و فروپاشي نباشد؛ بلكه روايتي باشد از ادامه زندگي زير صداي انفجار.