مديرگروه موسسه مطالعات بين‌المللي انرژي وين

بعد از هرمز، ترامپ سراغ كدام آبراه مي‌رود؟

۱۴۰۵/۰۲/۱۳ - ۰۰:۲۷:۳۹
کد خبر: ۳۸۵۵۳۳

مدير گروه موسسه مطالعات بين‌المللي انرژي وين با بيان اينكه جنگ امريكا ‌و اسراييل با ايران منجر به از دست رفتن يك‌پنجم عرضه نفت جهان شده است، گفت: امريكا قصد دارد تا حتي‌الامكان تمام معابر مهم دريايي دنيا را دراختيار داشته باشد.

مدير گروه موسسه مطالعات بين‌المللي انرژي وين با بيان اينكه جنگ امريكا ‌و اسراييل با ايران منجر به از دست رفتن يك‌پنجم عرضه نفت جهان شده است، گفت: امريكا قصد دارد تا حتي‌الامكان تمام معابر مهم دريايي دنيا را دراختيار داشته باشد. فكر مي‌كنم كه پس از تنگه هرمز به سمت باب‌المندب، سپس مالاكا و بقيه گذرگاه‌هاي آبي دنيا خواهند رفت. منظورم اين نيست كه موفق خواهند شد، قطعا شكست مي‌خورند. چين پروژه موسوم به «يك كمربند، يك جاده» را شروع كرد و اكنون امريكا هم به دنبال پروژه «يك كمربند، يك درست»  است.

به گزارش ايلنا، درحالي جهان با شوك بزرگ نفتي جنگ‌ ايران و امريكا دست و پنجه نرم مي‌كند كه بزرگ‌ترين آبراهي كه اكنون صحنه رويايي امريكا و ايران شده همچنان مسدود مانده تا ذخاير استراتژيك نيز به خط پايان نزديك شوند. گلوگاهي كه سرنوشت حدود يك پنجم نفت و يك‌سوم گاز طبيعي مايع به آن گره خورده تا جايگاه كم نظير خود را يادآور شود. مسيري كه به گفته رييس گروه مركز مطالعات بين‌المللي انرژي وين؛ اسراييل علاقه‌مند است تا وابستگي كشورهاي منطقه به آن را تا حدامكان كاهش دهد و امريكا با نقشه دور زدن آن، سوداي دراختيار گرفتن ديگر معابر مهم دنيا از باب‌المندب، مالاكا و... را نيز در سر مي‌پروراند. وي با اشاره به سناريوي نفتي امريكا-رژيم صهيونيستي معتقد است: ژئوپليتيك انرژي در سال‌هاي پاياني همين دهه، تغييرات مهمي خواهد كرد.اين كارشناس ارشد حوزه انرژي تاكيد مي‌كند كه يك‌پنجم عرضه نفت جهان از دست رفته و ديسيپلين اوپك زير سوال رفته است.تا آنجا كه من متوجه مي‌شوم، دونالد ترامپ، سناريوي مشخص و مدوني براي در بخش نفت و گاز، در پي حمله هوايي به ايران داشته است. به نظر مي‌رسد كه ترامپ، از روي برنامه ونزوئلا در مورد ايران الگوبرداري كرده بود. چنانچه الگوي ونزوئلا به همان شكل در ايران پياده شده بود، امريكا تمام درآمد حاصل از صادرات نفت خام اين كشور را به يك حساب اماني در بانك فدرال تگزاس نگهداري مي‌كرد تا پس از فراهم شدن شرايط مقتضي ازجمله برداشت هزينه‌هاي عمليات در كاراكاس، در مورد نحوه استفاده از آن با ونزوئلا مذاكره كند.براساس گزارش سه ماهه اول ۲۰۲۶ شركت ملي نفت ونزوئلا (PDVSA)، اين شركت ناچار است كه كماكان با چين با يوان و با ديگر كشورها با پزوتا معاملات نفتي خود را تنظيم كند تا بتواند هزينه‌هاي جاري شركت ملي نفت ونزوئلا را تامين كند. اما در هر حال تاكنون برنامه مشخصي ازسوي امريكا درخصوص برنامه‌هاي نفتي درقبال ايران ملاحظه نشده است.آيا مي‌توان گفت كه هدف رژيم صهيونيستي به دنبال وادار كردن نفتكش‌ها براي ايجاد مسير جديدي براي تردد غير از تنگه هرمز و درواقع ايجاد مسيري تحت نفوذ اسراييل است؟ 

اين درست است. در واقع آن تعداد از كشورهاي منطقه خليج‌فارس كه برايشان به لحاظ جغرافيايي ميسر بوده است، از مدت‌ها قبل برنامه‌هاي مربوط به احداث خطوط لوله براي دور زدن و گريز از تنگه هرمز را دنبال كرده بودند. عربستان، پيشگام اين برنامه بود. اين كشور از زمان جنگ تحميلي عراق با ايران و شروع عمليات موسوم به جنگ نفتكش‌ها در خليج‌فارس، براي احداث خطوله برنامه‌ريزي كرد. البته با پايان جنگ و شروع دوره‌اي نسبتا طولاني از صلح و امنيت، عربستان به سراغ خط لوله در مسير درياي سرخ نرفت. لازم به توضيح است كه خط لوله مورد نظر، در ابتدا براي انتقال گاز طراحي شده بود و لوله‌ها قطر كمي دارند. اما در شرايط كنوني عربستان به‌طور آزمايشي بهره‌برداري از آن را شروع كرده است. ظرفيت اين خط لوله ۵.۵ ميليون بشكه در روز ذكر شده كه تقريبا مي‌تواند نيمي از توليد و صادرات اين كشور را پوشش دهد. امارات متحده عربي هم از بندر فجيره خط لوله‌اي با ظرفيت اسمي ۶۵۰ هزار بشكه در روز را احداث كرده است. كويت تنها توليدكننده نفت منطقه است كه هيچ راهي براي صادرات، غير از تنگه هرمز دراختيار ندارد. 

بنابراين در عين حالي كه اسراييل علاقه‌مند است تا وابستگي كشورهاي منطقه به تنگه هرمز را تا حدامكان كاهش دهد، جبر جغرافيا و سابقه ناآرامي در منطقه كشورهاي حاشيه خليج‌فارس را به تامين مبادي انتقال نفت و گاز، خارج از مسير آب‌هاي سرزميني ايران، ترغيب كرده بود. لازم به توضيح است كه عبور و مرور از مسير تنگه هرمز، محدود به نفت و گاز نيست. محصولات پتروشيمي و واردات و صادرات مواد غذايي و كالاهاي صنعتي هم لازم است كه از مسير خليج‌فارس و تنگه هرمز تردد داشته باشند.

بله، فكر مي‌كنم كه نقشه ژئوپليتيك نفتي منطقه و بلكه جهان تغييرات مهمي را تجربه خواهد كرد.

در ابتدا در مورد استراتژي انرژي ايالات متحده پرسيديد. از اين منظر، امريكا قصد دارد تا حتي الامكان تمام معابر مهم دريايي دنيا را در اختيار داشته باشد. فكر مي‌كنم كه پس از تنگه هرمز به سمت باب المندب، سپس مالاكا و بقيه گذرگاه‌هاي آبي دنيا خواهند رفت. منظورم اين نيست كه موفق خواهند شد. قطعا شكست مي‌خورند. چين پروژه موسوم به «يك كمربند، يك جاده» را شروع كرد. امريكا هم به دنبال پروژه «يك كمربند، يك درست.»

از نظر امريكا، مسيرهاي زميني آينده‌اي ندارند. مسيرهاي زميني منتسب به جاده ابريشم، مربوط به كشورهاي در حال توسعه است. مسيرهاي دريايي هم براي كشورهاي صنعتي. بنابراين امريكا، در مسير دست درازي به گذرگاه‌هاي آبي مهم دنياست. اما در عين حال، قضيه تنگه هرمز، يك هوشياري و شايد بگويم، تنگه-شناختي در ميان كشورهايي كه در مسير اين تنگه‌ها قرار دارند، ايجاد كرده است. طي چند روز گذشته اندونزي، فيليپين و سنگاپور هم در مورد تنگه مالاكا، صحبت‌هايي داشته‌اند. تنگه تركيه و تنگه دانمارك هم كه اهميت محدوتري نسبت به هرمز، باب المندب و مالاكا دارند هم، به سوژه‌هاي بحث و تبادل نظر تبديل شده‌اند. اهميت اصلي تنگه هرمز به لحاظ امنيت انرژي است. يك‌پنجم نفت دنيا و نزديك به چهل درصد ال.ان.جي دنيا، از هرمز عبور مي‌كند. لذا هرمز اينك كانون توجهات است. در حقيقت حمله امريكا و اسراييل به ايران، دنيا را بيشتر از هر زماني متوجه تنگه هرمز كرد. 

درست مي‌فرماييد، ژئوپليتيك انرژي در سال‌هاي پاياني همين دهه، تغييرات مهمي خواهد كرد. در حال حاضر علي‌رغم جنگ و انسداد مضاعف تنگه هرمز، از سوي ايران و بعد امريكا، تا سطح ۶.۵ الي ۷ ميليون بشكه نفت در روز راهي براي عبور مي‌يابند. تقريبا خالص كسري بازار معادل ۱۱ الي ۱۳ ميليون بشكه در روز است. كشورهاي عمده مصرف‌كننده شامل امريكا و چين به سرعت به سمت برداشت از ذخاير استراتژيك، SPR رفته‌اند. اما اين ذخاير بايد مجددا پر شوند، يعني يك كسري عرضه غير قابل تحمل در بازار تجميع خواهد شد. 

من بي‌صبرانه منتظر تشكيل اجلاس وزارتي نظارت بر بازار اوپك (پلاس) در ششم ژوئن هستم. اوپك چه چيزي براي ارايه دارد؟ آيا در بستر چنين شرايطي، سازمان اوپك هنوز موضوعيت خواهد داشت؟ البته اين بستگي به اين دارد كه تا چه زماني بحران ادامه خواهد يافت. كار اصلي اوپك، تنظيم بازار جهاني نفت از طريق اعمال ديسيپلين در توليد است. در شرايطي كه نفت اندكي توليد مي‌شود و ادامه توليد در سطوح گذشته هم زير سوال است، چه ابزاري در اختيار سازمان اوپك باقي است كه توسط آن بازار را مديريت كند؟