در وضعیت «نه جنگ، نه توافق» سرمایه‌گذاران چه کنند؟

۱۴۰۵/۰۲/۱۲ - ۰۹:۳۷:۴۵
کد خبر: ۳۸۵۴۴۰
در وضعیت «نه جنگ، نه توافق» سرمایه‌گذاران چه کنند؟

یک تحلیلگر ارشد بازار سرمایه می‌گوید: تصمیم‌های آنی در هیچ شرایطی، چه خوب و چه بد، جالب نیستند و اکنون شرایط دشوارتر است. تمرکز اصلی باید بر این باشد که تا ۶ ماه آینده دست به سرمایه‌گذاری‌های بزرگ نزنیم، مگر در حوزه طلا و ارز.

تداوم تنش‌های نظامی و قرار گرفتن اقتصاد ایران در وضعیت مبهم «نه جنگ، نه توافق»، فضای تصمیم‌گیری در بازار‌های دارایی را با عدم‌قطعیت‌های جدی مواجه کرده است؛ شرایطی که در آن، رفتار سرمایه‌گذاران بیش از هر زمان دیگری تحت‌تأثیر ریسک‌های سیاسی، انتظارات تورمی و چشم‌انداز مبهم سیاست‌گذاری قرار دارد.

در چنین فضایی، نوسانات اخیر در بازار‌هایی مانند ارز، طلا، مسکن و حتی بورس، پرسش‌های تازه‌ای درباره مسیر پیش‌روی این بازار‌ها و استراتژی مناسب برای فعالان اقتصادی ایجاد کرده است.

در همین راستا، «اقتصادنیوز» در گفت‌و‌گو با محمد نوربخش، تحلیلگر بازار سرمایه، به بررسی سناریو‌های محتمل پیش‌رو، منطق تحولات اخیر بازار‌ها و توصیه‌های کاربردی برای سرمایه‌گذاران در این مقطع پرداخته است.

*آقای نوربخش! با تداوم وضعیت «نه جنگ نه توافق» روند بازار‌ها در هفته‌های آینده را چطور می‌بینید؟

در حال حاضر بازار‌هایی نظیر بورس و سهام بسته‌اند. در صورت بازگشایی، هیجان ناشی از جنگ و مسائل پیشین باعث فشار فروش خواهد شد که این موضوع تقریباً مشخص است. به نظر من، بازار ارز و طلا صعودی خواهد بود و به‌ویژه اگر آتش‌بسی اعلام شود یا محاصره‌ای برداشته شود، این صعود بیشتر نیز خواهد بود؛ در غیر این صورت هم به دلیل تقاضای احتیاطی، روند صعودی است.

بازار مسکن و سایر موارد نیز تحت‌الشعاع کاهش عرضه ریال، افزایشی هستند و به نظر من، تمامی اینها به معنای خروج پول است. یعنی بازار پول در بخش بلندمدت و بهره‌دار کاهش حجم خواهد داشت، اما سایر بازار‌ها و بازار‌های دارایی برای سپر تورمی، صعودی خواهند بود.

*در چند روز اخیر شاهد رشد بیشتری در قیمت ارز و سکه هستیم. آیا تقاضای جدیدی وارد بازار شده یا عامل دیگری موجب رشد قیمت‌ها شده؟

این رشد ناشی از تقاضای احتیاطی است. ابتدا باید با این سوال شروع کنیم که چرا اصلاً قیمت دلار پایین آمد؛ یعنی چرا دلار ۱۶۵ تومانی قبل از جنگ، طی جنگ تا ۱۴۰ تومان پایین آمد؟ اگر از مواردی که می‌گفتند باید ایران‌چک یا چک یک میلیون تومانی بدهید تا دلار را ۱۲۰ تومان عرضه کنیم بگذریم، باید پرسید چرا قیمت کاهش یافت؟

در اثر جنگ، تقاضا برای قاچاق صفر شد

دلیل پایین آمدن دلار این بود که در اثر جنگ، تقاضا برای قاچاق صفر شد؛ یعنی دیگر امکان انجام قاچاق وجود نداشت. ایران سالانه حداقل ۱۵ میلیارد دلار واردات قاچاق دارد و وقتی این رقم در برهه‌ای صفر می‌شود، تقاضا برای ارز در بازار آزاد، سیاه یا غیررسمی به شدت کاهش می‌یابد.

به همین خاطر بود که شاهد کاهش در این بخش بودیم. اما به مرور که زمان گذشت، ابعاد خسارات و بحث محاصره اقتصادی پیش آمد که باعث ورود تقاضای احتیاطی شد. ما هنوز آن تقاضای قاچاق را نداریم، اما تقاضای احتیاطی به چه معناست؟ به این معنا که فردی که مثلاً یک میلیارد تومان پول در حساب داشته و بهره آن را می‌گرفته، اکنون می‌بیند قیمت ملک در برخی جا‌ها ۳۰ تا ۵۰ درصد و قیمت خودرو افزایش یافته است. در حالی که قیمت دلار ثابت مانده، فرد برای عقب نماندن از این افزایش‌ها، سعی می‌کند خود را «هج» (Hedge) کرده (به معنی پوشش ریسک) و تقاضای احتیاطی وارد کند؛ به‌ویژه اینکه جنگ نیز تمام نشده است. به همین خاطر فکر می‌کنم این عوامل در کنار هم باعث افزایش بیشتر نرخ ارز نیز خواهد شد.

دلار و طلا بهترین گزینه خواهند بود

*در سناریوی توافق، کدام بازار‌ها بیشترین پتانسیل رشد یا اصلاح قیمت را دارند؟

من فکر می‌کنم اگر توافق صرفاً به معنای آتش‌بس باشد -یعنی بگویند جنگ نیست، اما تحریم‌ها برداشته نشود که محتمل‌ترین گزینه نیز هست- باز هم در ابتدا شاهد افزایش نرخ ارز خواهیم بود. چرا که خسارات وارده به کشور شوخی نیست.

*سرمایه‌گذاران در صورت وقوع سناریوی توافق، باید از چه دارایی‌هایی فاصله بگیرند؟

باید تعریف کنیم که توافق به چه معناست؛ آیا فقط نبود جنگ است یا برداشته شدن تحریم‌ها؟ این دو حالت بسیار متفاوت هستند. اگر توافق فقط به معنای پایان جنگ باشد و هیچ تحریمی برداشته نشود و به حالت قبل از جنگ بازگردیم، به نظر من دلار و طلا بهترین گزینه خواهند بود و بازار مسکن وارد رکود شدیدی خواهد شد. همچنین با توجه به خسارات وارده، باید منتظر کاهش شاخص بورس برای مدتی باشیم.

حتی اگر جنگ تمام شود، این نگرانی وجود دارد که اقتصاد در سایه بسته‌تر شدن سیاست‌ها، بسیار بسته‌تر شود. یعنی تغییرات در رأس لایه‌های سیاسی، اقتصاد را وارد فاز امنیتی کنند. برای مثال ممکن است بگویند پتروشیمی‌ها اگر صادرات دارند، پس از جنگ دلار خود را تحویل بدهند تا ما فولاد مبارکه را بازسازی کنیم؛ اما با قیمتی که ما می‌گوییم. در این صورت دیگر چیزی به نام بورس باقی نمی‌ماند.

موضع دولت درباره خسارات وارده به شرکت‌های بورسی چیست؟
*با توجه به نزدیکی فصل انتشار گزارش‌های سالانه و برگزاری مجامع، وضعیت شرکت‌های بورسی را با توجه به تعطیلی معاملات چگونه ارزیابی می‌کنید؟ آیا بازگشایی باید منوط به گزارش‌های جدید شود؟

در مورد بازگشایی بازار، سازمان بورس به عنوان نهاد حامی منافع سهامداران خرد باید از دولت تقاضا کند که همان‌طور که دولت موظف به پرداخت خسارت به واحد‌های مسکونی آسیب‌دیده است (چون نتوانسته دفاع کند)، در مورد شرکت‌های بورسی نیز شفاف‌سازی کند. سازمان باید بپرسد موضع دولت درباره خسارات وارده به شرکت‌های بورسی چیست؟ بازگشایی باید منوط به شفاف شدن این موضوع باشد؛ مثلاً اعلام کنند تمام سهام سهامداران خرد فولاد مبارکه را به قیمت قبل از جنگ خریداری می‌کنند. اگر چنین اتفاقی بیفتد، همین فردا هم می‌توانند بازار را بازگشایی کنند. اما اگر این حمایت صورت نگیرد، بازگشایی بسیار دردناک خواهد بود و کاهش قیمت‌ها به همه شرکت‌ها تسری می‌یابد.

چرا که وقتی مثلاً فولاد مبارکه با صف فروش مواجه شود، مدیر صندوق برای پاسخگویی به ابطالی‌ها، مجبور است سهم‌های آسیب‌ندیده را بفروشد و آنها را هم با صف فروش مواجه کند. پس بازگشایی به این آسانی نیست و به اقدام‌های حمایتی و شفافیت دولت بستگی دارد.

درحال حاضر ورود به بازار طلا و دلار کم‌ریسک‌ترین سرمایه‌گذاری است
*با توجه به شرایط فعلی اقتصاد ایران (تورم، نقدینگی، رکود نسبی در برخی بازارها)، آیا می‌توان یک استراتژی ترکیبی برای سرمایه‌گذاری پیشنهاد داد که در هر دو سناریو کم‌ریسک‌تر باشد؟

من فکر می‌کنم در حال حاضر ورود به طلا و دلار کم‌ریسک‌ترین سرمایه‌گذاری است. باید وارد فاز کاملاً احتیاطی شد، چرا که به نظر می‌رسد وارد یک «تونل وحشت» در اقتصاد شویم.

اقتصاد از تعادل خارج شده و باید دوباره تعادل خود را پیدا کند
*چه توصیه عملی برای سرمایه‌گذاران خرد دارید تا در مواجهه با سناریو‌های مختلف دچار تصمیم‌های هیجانی نشوند؟

تصمیم‌های آنی در هیچ شرایطی، چه خوب و چه بد، جالب نیستند و اکنون شرایط دشوارتر است. تمرکز اصلی باید بر این باشد که تا ۶ ماه آینده دست به سرمایه‌گذاری‌های بزرگ نزنیم، مگر در حوزه طلا و ارز.

اقتصاد از تعادل خارج شده و باید دوباره تعادل خود را پیدا کند؛ این فرآیند بازنده‌ها و برنده‌های بسیاری دارد که تشخیص آن نیازمند تخصص بالاست. افرادی که تحلیل‌گر نیستند، باید احتیاط بیشتری پیشه کنند.

منبع: اقتصاد نیوز