فشار افزايش قيمت نفت به بورسها
بازارهاي سهام خاورميانه در هفتههاي اخير تحت تأثير تشديد تنشهاي ژئوپليتيكي و افزايش ريسكهاي سيستماتيك، وارد فاز اصلاحي شدهاند
بازارهاي سهام خاورميانه در هفتههاي اخير تحت تأثير تشديد تنشهاي ژئوپليتيكي و افزايش ريسكهاي سيستماتيك، وارد فاز اصلاحي شدهاند. افت شاخصهاي سهامي در كشورهاي حاشيه خليج فارس همزمان با نوسانات كمسابقه بازار جهاني نفت، تصوير تازهاي از ريسك و فرصت را پيشروي سرمايهگذاران منطقه قرار داده است؛ تصويري كه در آن نفت ۱۲۶ دلاري، تهديد بستهشدن تنگه هرمز و احتمال اقدام نظامي ايالات متحده عليه ايران، به مهمترين متغيرهاي اثرگذار بر ارزشگذاري داراييها تبديل شدهاند.
بازارهاي سهام عربستان، امارات، قطر و كويت طي روزهاي اخير با فشار فروش مواجه شدند. سرمايهگذاران نهادي با افزايش سطح نااطميناني، بخشي از پرتفوي خود را به داراييهاي كمريسكتر منتقل كردهاند. شاخصهاي بانكي، حملونقل و پتروشيمي بيشترين حساسيت را نسبت به تحولات تنگه هرمز نشان دادهاند. ريشه اين نوسانات به توقف مذاكرات سياسي ميان واشنگتن و تهران و افزايش گمانهزنيها درباره اقدامات نظامي احتمالي بازميگردد؛ موضوعي كه ريسك اختلال در مسير انتقال انرژي را افزايش داده است. تنگه هرمز به عنوان گذرگاه حدود ۲۰ درصد از عرضه نفت و گاز جهان، شاهكليد امنيت انرژي جهاني محسوب ميشود و هرگونه محدوديت در آن، بلافاصله در قيمتهاي جهاني انرژي بازتاب پيدا ميكند.
بازار در انتظار تصميم واشنگتن و تهران
در معاملات اخير، نفت برنت براي تحويل ژوئن تا سطح ۱۲۶ دلار صعود كرد؛ هرچند در ادامه به محدوده ۱۱۴ دلار بازگشت. نفت WTI نيز نوسانات مشابهي را تجربه كرد. اين رفتوبرگشت قيمتي نشان ميدهد بازار نفت بيش از آنكه بر مبناي عرضه و تقاضاي كلاسيك حركت كند، به اخبار سياسي واكنش نشان ميدهد.
گزارشهايي مبني بر احتمال حملات نظامي جديد و همچنين هشدار درباره طولانيشدن محاصره بنادر ايران، موج جديدي از خريدهاي سفتهبازانه را در بازار انرژي فعال كرد. در همين حال، بانكهاي مركزي اروپا و بريتانيا نسبت به پيامدهاي تورمي افزايش قيمت نفت هشدار دادهاند.
فاتح بيرول، رييس آژانس بينالمللي انرژي، افزايش اخير قيمتها را «چالش بزرگ انرژي و اقتصادي» توصيف كرده و نسبت به احتمال شكلگيري يكي از جديترين بحرانهاي انرژي هشدار داده است. دبيركل سازمان ملل نيز تأكيد كرده كه حتي بازگشايي فوري مسيرهاي كشتيراني، نميتواند در كوتاهمدت زنجيره تأمين جهاني را به وضعيت عادي بازگرداند.
سناريوي خروج امارات از اوپك
همزمان، بحث خروج احتمالي امارات از اوپك به يكي از موضوعات داغ بازار انرژي تبديل شده است. برخي تحليلگران اين اقدام را نشانهاي از تضعيف انسجام اوپك و آغاز رقابت براي افزايش توليد ميدانند؛ رقابتي كه در شرايط عادي ميتوانست به افت قيمت نفت منجر شود. اما شرايط فعلي متفاوت است. حتي اگر امارات پس از تثبيت امنيت كشتيراني، توليد خود را افزايش دهد، ريسكهاي ژئوپليتيكي ميتواند اثر عرضه اضافي را خنثي كند. به بيان ديگر، بازار فعلي بيش از آنكه تحت سلطه سياست توليد باشد، اسير ريسك سياسي است.
براي بورسهاي منطقه، اين وضعيت دوگانه است، از يكسو، قيمت بالاي نفت درآمدهاي دولتهاي نفتي را تقويت ميكند و ميتواند به رشد سودآوري شركتهاي انرژي منجر شود. از سوي ديگر، تداوم بحران، هزينه تأمين مالي، بيمه حملونقل و ريسك سرمايهگذاري خارجي را افزايش ميدهد.
ركورد در والاستريت
در حالي كه بورسهاي خاورميانه تحت فشار بودند، والاستريت با اتكا به عملكرد قوي شركتهاي فناوري، ركوردهاي جديدي ثبت كرد. شاخصهاي S&P 500 و نزدك در پي انتشار گزارشهاي سود فراتر از انتظار، صعود كردند. آلفابت پس از اعلام رشد درآمد و سود عملياتي، بيش از ۱۰ درصد جهش كرد و نقش مهمي در تقويت شاخصهاي تكنولوژي داشت.
اين واگرايي نشان ميدهد سرمايه جهاني در حال بازتخصيص به بخشهايي با رشد ساختاري و كموابسته به تنشهاي منطقهاي است؛ موضوعي كه ميتواند جريان خروج سرمايه از برخي بازارهاي نوظهور را تشديد كند.
در چنين فضايي، نگاه برخي سرمايهگذاران حرفهاي به سمت سهام كوچك و اصطلاحاً پنياستاكها معطوف شده است. اين گروه از سهام كه معمولاً ارزش بازار پايين و قيمت اسمي اندكي دارند، در دورههاي بيثباتي ميتوانند نوسانات شديدي را تجربه كنند.
تحليلگران معتقدند در صورت برخورداري از سه مولفه كليدي، اين سهام ميتوانند بازدهي فراتر از بازار ثبت كنند؛ ساختار مالي سالم و بدهي كنترلشده، جريان نقد عملياتي مثبت يا پروژههاي نزديك به بهرهبرداري، حمايت سهامدار عمده يا برنامه توسعه شفاف.
در بازارهاي خاورميانه، برخي شركتهاي كوچك حوزه فناوري مالي، انرژيهاي تجديدپذير و لجستيك منطقهاي، مورد توجه صندوقهاي جسورانه قرار گرفتهاند. افت عمومي بازار، ارزشگذاري اين شركتها را به سطوح جذابتري رسانده است.
تأثير بحران انرژي بر صنايع بورسي
افزايش قيمت نفت آثار ناهمگوني بر صنايع مختلف دارد كه ميتوان برندگان بالقوه اين افزايش قيمت را شركتهاي بالادستي نفت و گاز، صادركنندگان فرآوردههاي نفتي و شركتهاي حفاري و خدمات انرژي دانست. در مقابل نيز بازندگان احتمالي اين افزايش نيز شامل صنايع حملونقل و هواپيمايي، شركتهاي واردكننده انرژي و صنايع وابسته به مصرف بالاي سوخت ميشود.
در كشورهاي شوراي همكاري خليج فارس، وزن بالاي شركتهاي انرژي در شاخصها باعث شده نوسان نفت مستقيماً بر شاخص كل اثر بگذارد. اما در مقابل، افزايش هزينه تأمين مالي و ريسك منطقهاي، بخش بانكداري را محتاط كرده است. افزايش بهاي انرژي ميتواند تورم وارداتي را تشديد كند. اگر بانكهاي مركزي براي مهار تورم ناچار به حفظ نرخهاي بهره بالا شوند، بازار سهام با فشار مضاعف مواجه خواهد شد. سرمايهگذاران اكنون علاوه بر تحولات ژئوپليتيكي، به سيگنالهاي سياست پولي نيز حساس شدهاند.
سناريوهاي پيشرو براي سرمايهگذاران
تحليلگران سه سناريوي اصلي را براي ماههاي پيش رو متصور هستند. نخست كاهش تنش و بازگشايي كامل هرمز كه در اين سناريو، قيمت نفت تعديل ميشود و بورسهاي منطقه با بهبود انتظارات رشد ميكنند.
دومين سناريو تداوم وضعيت پرريسك بدون درگيري گسترده كه در نهايت نفت در سطوح بالا باقي ميماند؛ سهام انرژي تقويت و ساير بخشها نوساني خواهند بود.
سومين سناريو نيز به تشديد درگيري و اختلال جدي در صادرات مربوط كه نتيجه آن افزايش شديد قيمت نفت، جهش تورم جهاني و اصلاح سنگين بازارهاي سهام محتمل خواهد بود.
بهطور كلي ميتوان گفت بازارهاي سهام خاورميانه در نقطه حساسي ايستادهاند. تركيب نفت گران، ريسك ژئوپليتيك و تغييرات ساختاري در بازار انرژي، فضاي پيچيدهاي براي سرمايهگذاري ايجاد كرده است. در چنين شرايطي، استراتژيهاي متنوعسازي پرتفوي، تمركز بر ترازنامههاي قوي و شناسايي فرصتهاي كمتر ديدهشده بهويژه در ميان شركتهاي كوچك با بنياد مناسب ميتواند مزيت رقابتي ايجاد كند.
هرچند سايه تنشهاي سياسي همچنان بر بازار سنگيني ميكند، اما تجربه تاريخي نشان داده است كه دورههاي نااطميناني، بستر شكلگيري بازدهيهاي غيرمنتظره نيز بودهاند.