تنگه هرمز؛ از تهديد بحران تا فرصت ژئواقتصادي ايران
در شرايطي كه تنشهاي منطقهاي و جهاني بار ديگر نگاهها را به آبراههاي راهبردي خاورميانه معطوف كرده، تنگه هرمز همچنان در مركز محاسبات سياسي، اقتصادي و امنيتي جهان قرار دارد.

در شرايطي كه تنشهاي منطقهاي و جهاني بار ديگر نگاهها را به آبراههاي راهبردي خاورميانه معطوف كرده، تنگه هرمز همچنان در مركز محاسبات سياسي، اقتصادي و امنيتي جهان قرار دارد. اين گذرگاه باريك و حساس، فقط يك مسير عبور دريايي نيست، بلكه يكي از مهمترين شريانهاي انرژي و تجارت جهاني است كه هرگونه اختلال در آن، ميتواند پيامدهايي فراتر از مرزهاي منطقهاي بر جاي بگذارد. اين تنگه برگ برنده ايران در مذاكرات پيش رو و تحولات آتي جهاني خواهد بود. ايران بايد بتواند فراتر از درآمدهاي محدود و مقطعي از اين برگ برنده براي تثبيت نقش راهبردي منطقهاي و جهاني خود استفاده كند.
در چنين شرايطي، ايران به دليل موقعيت جغرافيايي ممتاز خود، بيش از هر زمان ديگري در برابر يك پرسش مهم قرار دارد: آيا بايد صرفاً ناظر تحولات باشد يا از اين موقعيت، به عنوان يك فرصت راهبردي استفاده كند؟ بايد بر اين نكته تاكيد كرد كه تنگه هرمز براي ايران تنها يك نقطه جغرافيايي نيست، بلكه يك سرمايه ژئوپليتيكي و ژئواكونوميك محسوب ميشود. بخش بزرگي از انرژي جهان و حجم قابل توجهي از كالاهاي تجاري از اين مسير عبور ميكنند و همين وابستگي، به ايران امكاني ميدهد تا در معادلات منطقهاي و فرامنطقهاي، نقش و اثرگذاري خود را تعريف كند. به بيان ديگر، هرچه اهميت اين مسير براي اقتصاد جهاني بيشتر باشد، ظرفيت چانهزني ايران نيز افزايش مييابد. در اين ميان، يكي از نكات مهمي كه در متن فايل برجسته ميشود، نگاه فراتر از نفت و انرژي است. تنگه هرمز فقط مسير عبور نفتكشها نيست؛ بلكه مسير عبور انواع كالا، مواد اوليه، محمولههاي تجاري و بخشي از زنجيره تأمين جهاني نيز محسوب ميشود. بنابراين هرگونه تنش، تهديد يا ناامني در اين آبراه، نه فقط بازار انرژي، بلكه كل نظام تجارت بينالمللي را تحت فشار قرار ميدهد. از اين منظر، تنگه هرمز براي ايران ميتواند به يك اهرم ژئوپليتيكي تبديل شود؛ اهرمي كه اگر با درايت، محاسبه و نگاه حقوقي همراه باشد، قادر است منافع ملموس اقتصادي و سياسي ايجاد كند. بحران لزوما فقط تهديد نيست؛ گاهي بحران ميتواند فرصت هم بسازد. جنگ، تنش يا درگيريهاي منطقهاي ممكن است هزينههايي براي كشورها به همراه داشته باشد، اما در عين حال ميتواند ضرورت بازتعريف نقشها، اولويتها و ظرفيتهاي ملي را هم پيش بكشد. از اين زاويه، ايران نبايد خود را صرفاً در موقعيت دفاعي ببيند، بلكه بايد از تحولات پيراموني براي تقويت نقش ترانزيتي، اقتصادي و ديپلماتيك خود بهره بگيرد. بهعبارت ديگر، آنچه در ظاهر يك تهديد امنيتي است، ميتواند در عمل به فرصتي براي بازتوزيع منافع منطقهاي تبديل شود.يكي ديگر از محورهاي قابل توجه در اين زمينه، اهميت «نگاه دريايي» در راهبرد ملي ايران است تمركز بر خشكي، سياست داخلي و حتي مرزهاي زميني، اگر با يك راهبرد دريامحور تكميل نشود، بخشي از ظرفيتهاي واقعي كشور مغفول ميماند. ايران با دسترسي به خليج فارس، درياي عمان و موقعيت ممتاز در مجاورت تنگه هرمز، ميتواند از دريا به عنوان بخشي از زيرساخت توسعه ملي استفاده كند، از كشتيراني و ترانزيت گرفته تا خدمات بندري، بيمه، لجستيك و همكاريهاي منطقهاي. اين نگاه، اقتصاد دريا را از يك حوزه حاشيهاي به يك محور راهبردي ارتقا ميدهد. در كنار اين بُعد اقتصادي، بحث حقوقي نيز حضور پررنگي در دورنماي اقتصاد ايران دارد.
حق عبور و مرور دريايي و حتي مقايسه آن با قواعد عبور هوايي نشان ميدهد كه مساله فقط به اراده سياسي كشورها محدود نميشود، بلكه بايد در چارچوب حقوق بينالملل نيز ديده شود. اين نكته مهم است، زيرا هرگونه تحليل درباره تنگه هرمز بدون توجه به قواعد حقوقي، ناقص خواهد بود. ايران براي اينكه از موقعيت خود بهرهبرداري پايدار كند، بايد همزمان در سه سطح عمل كند: سطح سياسي، سطح حقوقي و سطح اقتصادي. اين تركيب است كه ميتواند يك ظرفيت جغرافيايي را به يك مزيت راهبردي تبديل كند. نكته ديگر، نوعي انتقاد از يكسويهنگري در مواجهه با بحران است. پيام پنهان متن اين است كه ايران نبايد فقط هزينه پرداز نظم منطقهاي باشد، بدون آنكه از اين هزينهها منفعتي متناسب كسب كند. اگر كشوري به دليل موقعيت ژئوپليتيكياش در كانون تحولات قرار ميگيرد، بايد بتواند از همان موقعيت براي خلق منافع پايدار نيز استفاده كند. اين منافع ميتواند شامل افزايش نقش ترانزيتي، جذب سرمايه، گسترش همكاريهاي منطقهاي، درآمدهاي بندري و تقويت جايگاه سياسي كشور باشد. در نهايت، تنگه هرمز را بايد نه صرفاً به عنوان يك آبراه، بلكه به عنوان يك «سرمايه ملي» ديد؛ سرمايهاي كه ارزش آن تنها در زمان آرامش مشخص نميشود، بلكه در دوران بحران و تنش است كه اهميت واقعياش آشكار ميگردد. اگر ايران بتواند با رويكردي هوشمندانه، حقوقي و توسعه محور از اين موقعيت استفاده كند، تنگه هرمز از يك نقطه حساس امنيتي به يك فرصت ژئواقتصادي بدل خواهد شد؛ فرصتي براي افزايش نقش منطقهاي، تقويت اقتصاد ملي و تثبيت جايگاه ايران در معادلات آينده.
