واكنش بازار سرمايه به دوران پساجنگ
تحليل وضعيت اقتصاد كشور به سبب جنگ اخير، پيشبينيناپذير بودن و نوسانات بيش از اندازه متغيرها و شرايط سياسي خاص حاكم بر نظام اقتصادي كشور بسيار مشكل و پيچيدهتر از قبل شده است .
تحليل وضعيت اقتصاد كشور به سبب جنگ اخير، پيشبينيناپذير بودن و نوسانات بيش از اندازه متغيرها و شرايط سياسي خاص حاكم بر نظام اقتصادي كشور بسيار مشكل و پيچيدهتر از قبل شده است . در بسياري از موارد نه خود اين روندها و رويكردها و مسائل كه برداشت ما از اين اتفاقات نقش مهمي در رقم خوردن رخدادهاي اقتصادي دارد و در نهايت نتيجه را متفاوت از پيشبينيها ميكند. اساسا از آنجا كه اقتصاد ايران بازيگران خصوصي بزرگي ندارد چندان قابل پيشبيني هم نيست. بخش عمدهاي از اقتصاد، در اختيار دولت و شبهدولتيهاست و مردم هم نقدينگي بزرگي در اختيار دارند كه فقط بر اساس آنچه خود احساس ميكنند، سرمايهگذاري كرده و در بازارها مشاركت ميكنند.اقتصاد ايران به اين دلايل، همچنين وقوع جنگ 40 روزه در يك شرايط بلاتكليف قراردارد. يك وضعيت برزخي با بسياري از عواملي كه تكليف آنها مشخص نيست: بيشترين عواملي كه در ظاهر بلاتكليف هستند و مانع از شكلگيري سرمايهگذاري ميشوند عبارتند از: اول) تداوم جنگ و احتمال وقوع تنشهاي نظامي بيشتر، دوم) مذاكرات، سوم) سرنوشت دلار و نهايتا آسيبهاي ناشي از جنگ و قطع شدن اينترنت به كسب و كارها. اما به نظر من عواملي كه مسير اقتصاد و خصوصا بازار سرمايه را تعيين خواهند كرد در حال حاضر مشخص هستند و اتفاقا بازارها را دوباره تنظيم خواهند كرد. اين عوامل در سطح كلان عبارتند از: اول) تورم، دوم) ركود و نهايتا بيكاري. در سطح بازارها نيز افت قيمتها در بازار سرمايه به دليل آسيبهاي ناشي از جنگ، رشد بيرويه قيمت در برخي بازارها، كاهش قدرت خريد مردم و آمادگي مسكن براي ورود به فاز ركود، همچنين رشد بيرويه قيمت ارز و طلا و عدم جذابيت سرمايهگذاري، بيكاري گسترده، تعطيلي جزيي و كلي بخش عمدهاي از كسب و كارها و صنايع خدماتي به علت مشكلات ارتباطي و قطع شدن اينترنت بينالملل اثرگذارند.حال بايد ديد در اين شرايط كدام يك از عوامل تعيينكننده است؟ كدام بازار مورد توجه قرارخواهد گرفت؟
يكي از مهمترين عوامل تاثيرگذار در بورس كه در هياهوي اخير، اثرش بر بازار توسط معاملهگران ديده نشد، دلار است. معمولا بورس با كمي تاخير نسبت به بازار طلا، نسبت به افزايش قيمت ارز واكنش نشان ميدهد اما به اين شكل فعلي سابقه نداشته كه دلار بالا برود و بورس با اين شدت ريزش كند.دلار بعد از ثباتي كه در محدوده 150 هزار تومان نشان داد در حال رشد است و احتمالا با افزايش انتشار اخبار منفي در خصوص جنگ و توافق و...باز هم نوساني ميشود. شخصا معتقدم در صورت افزايش تعاملات ديپلماتيك رفته رفته نوسانات دلار كمتر خواهد شد البته كه امكان كاهش بيشتر دلار در بلندمدت وجود دارد (اگر دوباره مفروضات اقتصادي و سياسي تغييرات شديدي نكنند). افزايش سود شركتها باعث كاهش p.e بورس در ايام پيش رو و باز شدن بازارها خواهد شد و زمينه را براي جذب نقدينگي براي شروع يك صعود ديگر در بورس فراهم خواهد كرد.
با ادامه انسداد ارتباطي و نوسانات بازارها تزريق نقدينگي به كسب و كارهاي خرد متوقف خواهد شد. احتمالا مردم به دنبال بازار جايگزين براي كاهش درآمدهاي خود خواهند بود. از سوي ديگر تورمِ بالا تا پايان سال همچنان باقي خواهد ماند اگرچه كه شيب آن كمي متعادل ميشود. تورم محرك سرمايهگذاري است و باعث ميشود تا ارزندهترين بازارها براي ايجاد سپر تورمي مورد اقبال قرار گيرند. مردم با سرمايهگذاري در بازارهاي سرمايهگذاري به دنبال حفظ قدرت خريد پول خود هستند. ركود تورمي نيز تداوم خواهد داشت. اگر حوزه سياست خارجي به همين شكل باشد رفته رفته ركود تعميق ميشود. حالا نقدينگي دو مسير پيش رو دارد يا بايد به بازار ارزنده و ارزان بورس برگردد (كه بهترين مسير است) يا دوباره با اقدامات غيركارشناسي نظير افزايش نرخ سود بانكي، وارد سپردههاي بانكي خواهد شد كه در اين صورت ركود بسيار زودتر اتفاق ميافتد و بيكاري گسترده و بيسابقهاي را شاهد خواهيم بود كه منشا بسياري از مشكلات و نارضايتيها در كشور خواهد شد، زيرا باعث كاهش سرمايهگذاري درتوليد و سرمايهگذاري و بيكاري گسترده و كاهش مجدد قدرت خريد عموم مردم خواهد شد.
