بازار سرمايه در آستانه بحران چندلايه

۱۴۰۵/۰۲/۱۰ - ۰۲:۰۹:۵۹
کد خبر: ۳۸۵۱۹۹

در ادامه يادداشت روز گذشته بايد گفت كه ورود سرمايه‌هاي سنگين به صندوق‌هاي طلا و نقره نيز اين روند را تاييد مي‌كند. به ‌عبارت ديگر، رفتار سرمايه‌گذاران در بازارهاي موازي نشان مي‌دهد كه اعتماد چنداني به پايداري آتش‌بس وجود ندارد و سناريوي غالب در ذهن فعالان اقتصادي، تداوم تنش و حتي گسترش آن است.

حسنا هادي

در ادامه يادداشت روز گذشته بايد گفت كه ورود سرمايه‌هاي سنگين به صندوق‌هاي طلا و نقره نيز اين روند را تاييد مي‌كند. به ‌عبارت ديگر، رفتار سرمايه‌گذاران در بازارهاي موازي نشان مي‌دهد كه اعتماد چنداني به پايداري آتش‌بس وجود ندارد و سناريوي غالب در ذهن فعالان اقتصادي، تداوم تنش و حتي گسترش آن است.

در اين ميان، مهم‌ترين ريسك كلان كه مي‌تواند جهت بازار سرمايه را در ميان‌مدت تعيين كند، وضعيت درآمدهاي ارزي كشور است. محاصره دريايي و محدود شدن امكان فروش نفت، در كنار اعلام خزانه‌داري امريكا مبني بر عدم تمديد مجوز فروش نفت روي آب، به معناي كاهش جدي جريان ورود ارز به كشور است. اين موضوع مي‌تواند منجر به ايجاد كسري قابل توجه در تراز ارزي شود؛ كسري‌اي كه پيامدهاي آن به‌صورت مستقيم در نرخ ارز، هزينه واردات مواد اوليه، سطح توليد و در نهايت سودآوري شركت‌هاي بورسي نمايان خواهد شد. بنابراين حتي اگر بازار در كوتاه‌مدت با حمايت‌هاي مقطعي كنترل شود، در صورت تداوم اين شرايط، فشار بنيادي بر شركت‌ها اجتناب‌ناپذير خواهد بود. با در نظر گرفتن مجموعه اين عوامل، نحوه بازگشايي بازار اهميت تعيين‌كننده‌اي پيدا مي‌كند. اگر بازگشايي به ‌صورت ناگهاني و بدون ابزارهاي كنترلي انجام شود، احتمال ريزش شديد شاخص و شكل‌گيري صف‌هاي فروش سنگين بسيار بالاست، زيرا بازار بايد در مدت كوتاهي مجموعه‌اي از ريسك‌هاي انباشته ‌شده را در قيمت‌ها منعكس كند. در مقابل، بازگشايي كنترل ‌شده همراه با تزريق نقدينگي هدفمند، محدوديت در دامنه نوسان و حضور فعال بازارگردان‌ها مي‌تواند شدت اين تعديل را كاهش دهد، هر چند نمي‌تواند آن را به‌طور كامل خنثي كند. گزينه سوم كه از منظر ثبات بلندمدت منطقي‌تر به نظر مي‌رسد، به تعويق انداختن بازگشايي تا زمان روشن‌تر شدن وضعيت متغيرهاي كليدي مانند مسير صادرات نفت، ثبات نسبي در بازار ارز و برآورد دقيق‌تر از ميزان آسيب صنايع است؛ هرچند اين گزينه نيز هزينه‌هايي مانند قفل شدن نقدينگي و افزايش فشار رواني بر سرمايه‌گذاران را به همراه دارد. در نهايت مي‌توان گفت بازار سرمايه در شرايط فعلي بيش از آنكه نيازمند بازگشايي سريع باشد، نيازمند مديريت دقيق يك بحران چندلايه است. بدون ايجاد حداقلي از ثبات در بازار ارز، بدون ارايه يك بسته حمايتي واقعي و قابل اجرا و بدون دستيابي به تصويري نسبتا قابل اتكا از وضعيت عملياتي شركت‌هاي بزرگ، بازگشايي بازار مي‌تواند به‌ جاي ايفاي نقش تامين مالي، به محلي براي انتقال و تشديد بحران تبديل شود. بنابراين تصميم‌گيري در اين مقطع بايد با در نظر گرفتن تمامي ابعاد اقتصادي، مالي و حتي رواني بازار انجام شود، نه صرفا بر اساس يك زمانبندي از پيش تعيين‌ شده.