شفافيت، شرط بازگشايي بازار سهام

۱۴۰۵/۰۲/۰۹ - ۰۰:۴۷:۰۸
کد خبر: ۳۸۵۰۴۰

حسن رضايي‌پور - دبيركل كانون كارگزاران بورس و اوراق بهادارنوشت: در حال حاضر هنوز به‌طور دقيق مشخص نيست كه سناريوي پيش‌رو، جنگ خواهد بود يا توافق و حتي اگر هر يك از اين دو مسير محقق شود، با چه رويكرد و شدتي همراه خواهد بود.

حسن رضايي‌پور - دبيركل كانون كارگزاران بورس و اوراق بهادارنوشت: در حال حاضر هنوز به‌طور دقيق مشخص نيست كه سناريوي پيش‌رو، جنگ خواهد بود يا توافق و حتي اگر هر يك از اين دو مسير محقق شود، با چه رويكرد و شدتي همراه خواهد بود. همانطور كه در تحولات اخير مشاهده شد، در روزهاي ابتدايي درگيري‌ها، تمركز بر اهداف نظامي بود، اما هرچه به روزهاي پاياني نزديك‌تر شديم، دامنه اثرات گسترش پيدا كرد و اهداف غيرنظامي نيز تحت تأثير قرار گرفتند و متأسفانه اين شرايط بر فعاليت ناشران و فضاي كلي بازار سرمايه نيز سايه انداخت.

از سوي ديگر، هم‌زماني اين اتفاقات با پايان دوره مالي شش‌ماهه بسياري از شركت‌ها و عدم تكميل فرآيند شفاف‌سازي، باعث شده است كه وضعيت بازگشايي بازار چه در آن مقطع و چه در شرايط فعلي با ابهام قابل‌توجهي مواجه باشد. در چنين فضايي، به نظر مي‌رسد اولويت اصلي سازمان بورس و فعالان بازار بايد بر موضوع شفاف‌سازي متمركز شود تا زمينه لازم براي تصميم‌گيري آگاهانه سرمايه‌گذاران فراهم شود.

طبيعي است كه در همه رخدادهاي مشابه، بازار براي بازگشايي به دو عامل كليدي نياز دارد. نخست، دسترسي به اطلاعات دقيق و قابل اتكا درباره وضعيت شركت‌ها و ناشران است. البته بايد در نظر داشت كه در شرايط خاص، محدوديت‌ها و ملاحظاتي براي افشاي اطلاعات وجود دارد و نمي‌توان از همه ناشران انتظار شفافيت كامل داشت. با اين حال، بخش قابل‌توجهي از شركت‌ها اين امكان را دارند كه حداقل اطلاعات ضروري و پايه را در اختيار سهامداران قرار دهند و از اين طريق به كاهش عدم‌اطمينان كمك كنند.

عامل دوم، وجود و اعلام حمايت‌هاي لازم از بازار است. اين حمايت‌ها لزوماً و صرفاً نبايد در قالب تزريق منابع مالي باشد، هرچند تأمين نقدينگي در شرايط بحراني اهميت بالايي دارد. تجربه بازگشايي بازار پس از جنگ ۱۲ روزه نشان داد كه صرف اعلام حمايت، كافي نيست و زمان‌بندي اجراي آن نيز نقش تعيين‌كننده‌اي دارد. در آن مقطع، علي‌رغم وعده‌هاي حمايتي، منابع مالي مورد انتظار در زمان مناسب وارد بازار نشد و همين موضوع به شكل‌گيري فضاي هيجاني و افزايش فشار فروش منجر شد. بنابراين، علاوه بر منابع مالي، مي‌توان از ابزارهاي حمايتي ديگري مانند معافيت‌هاي مالياتي، تسهيل در صدور مجوزها، يا ايجاد برخي امتيازات ويژه براي تداوم فعاليت شركت‌ها استفاده كرد تا فشار بر بازار كاهش يابد.

در حال حاضر، آنچه بيش از هر چيز به چشم مي‌خورد، تداوم وضعيت بلاتكليفي و نااطميناني است. بازار در انتظار دريافت داده‌هاي روشن‌تر و قابل تحليل است تا بتواند بر اساس آن مسير آينده خود را مشخص كند. به همين دليل، زمان‌بندي بازگشايي بازار نيز بايد با توجه به ميزان آمادگي اطلاعاتي و حمايتي تعيين شود، نه صرفاً بر اساس تقويم يا فشارهاي بيروني. بديهي است كه پس از بازگشايي بازار، احتمال بروز فشار فروش در كوتاه‌مدت بسيار بالا خواهد بود، چراكه بخشي از سرمايه‌گذاران در مواجهه با ابهامات موجود ترجيح مي‌دهند دارايي‌هاي خود را نقد كنند.

در اين مرحله، نقش سازمان بورس در مديريت شرايط اهميت ويژه‌اي پيدا مي‌كند. استفاده از ابزارهاي كنترلي، سياست‌هاي حمايتي و مديريت جريان نقدينگي مي‌تواند از شكل‌گيري رفتارهاي هيجاني و ايجاد موج‌هاي فروش جلوگيري كند و به بازار كمك كند تا به‌تدريج و با شيبي ملايم به تعادل برسد. در نهايت، اميد مي‌رود با بهبود شرايط سياسي و اقتصادي و افزايش شفافيت اطلاعاتي، زمينه براي بازگشايي منطقي و پايدار بازار فراهم شود و سرمايه‌گذاران بتوانند با اطمينان بيشتري در بازار فعاليت كنند.