بازار بدون شفافيت؛ زمين بازي شايعات
بازار سرمايه ايران در آستانه بازگشايي در شرايطي قرار گرفته كه از منظر تحليلي با يك وضعيت عادي اقتصادي فاصله معناداري دارد و عملا در بستر يك اقتصاد نيمهجنگي قرار گرفته است؛ شرايطي كه در آن، مساله اصلي ديگر صرفا بازگشايي معاملات نيست، بلكه امكانپذيري كشف قيمت منصفانه و قابل اتكا زير سوال ميرود.

بازار سرمايه ايران در آستانه بازگشايي در شرايطي قرار گرفته كه از منظر تحليلي با يك وضعيت عادي اقتصادي فاصله معناداري دارد و عملا در بستر يك اقتصاد نيمهجنگي قرار گرفته است؛ شرايطي كه در آن، مساله اصلي ديگر صرفا بازگشايي معاملات نيست، بلكه امكانپذيري كشف قيمت منصفانه و قابل اتكا زير سوال ميرود.
اظهارات رييس سازمان بورس مبني بر لزوم افشاي اطلاعات از سوي شركتها به عنوان شرط نخست، در چارچوبهاي كلاسيك بازار سرمايه كاملا قابل دفاع است، اما در وضعيت فعلي، اين شرط با چالشهاي جدي مواجه است. شركتهاي بزرگ بهويژه در صنايع فولادي، پتروشيمي و يوتيليتيهاي وابسته به پارس جنوبي، نهتنها با آسيبهاي مستقيم ناشي از حملات اخير مواجه شدهاند، بلكه در سطح عملياتي نيز با اختلال در تامين مواد اوليه، محدوديت در دسترسي به انرژي و ابهام در مسيرهاي لجستيكي روبهرو هستند.
در چنين فضايي، برآورد توليد، فروش و سودآوري آينده عملا بر پايه مفروضاتي شكل ميگيرد كه خودشان ثبات ندارند؛ بنابراين افشاي اطلاعات، اگرچه انجام شود، لزوما به معناي افزايش شفافيت واقعي نخواهد بود و حتي ممكن است موجب برداشتهاي اشتباه و تصميمگيريهاي هيجاني در بازار شود.
از سوي ديگر، تاكيد بر رعايت ملاحظات امنيتي در افشا، عملا دامنه اطلاعات قابل انتشار را محدود ميكند. اين موضوع بازار را در وضعيتي قرار ميدهد كه نه اطلاعات كامل در دسترس است و نه ميتوان انتظار داشت كه بازيگران بازار بر اساس تحليل دقيق تصميم بگيرند.
نتيجه چنين وضعيتي، شكلگيري قيمتها بر پايه انتظارات، شايعات و سناريوهاي ذهني است، نه واقعيتهاي اقتصادي. اين مساله بهويژه در بازاري كه بخش قابل توجهي از فعالان آن سرمايهگذاران خرد هستند، ميتواند به نوسانات شديد و رفتارهاي تودهوار منجر شود.
نكته مهم ديگر، اثر مستقيم آسيب به صنايع بزرگ بر ساختار صندوقهاي سرمايهگذاري است.
برآوردها نشان ميدهد كه حدود سي درصد از خالص ارزش دارايي بسياري از صندوقهاي بورسي به شركتهاي فولادي، پتروشيمي و يوتيليتي وابسته بوده است. با وارد شدن آسيب به اين شركتها، ارزش واقعي داراييهاي اين صندوقها با عدم قطعيت جدي مواجه شده است.
اين يعني در لحظه بازگشايي بازار، نهتنها قيمت سهام شركتها بايد تعديل شود، بلكه خالص ارزش دارايي صندوقها نيز نيازمند بازنگري است. در چنين شرايطي اگر بازگشايي بدون برنامه حمايتي انجام شود، احتمال شكلگيري موج فروش گسترده از سوي سرمايهگذاران بهويژه دارندگان واحدهاي صندوقها بسيار بالا خواهد بود، زيرا سرمايهگذاران تلاش ميكنند ريسك خود را كاهش دهند و از داراييهاي پرابهام خارج شوند.
همزمان بررسي بازارهاي موازي تصوير متفاوتي از انتظارات اقتصادي ارايه ميدهد. رشد قيمت نفت تا محدوده ۱۱۱ دلار نشاندهنده افزايش ريسكهاي ژئوپليتيك در سطح جهاني است. در داخل كشور نيز عبور قيمت تتر از ۱۶۱ هزار تومان و افزايش بهاي طلا به بالاي ۱۸ ميليون تومان، بيانگر تشديد انتظارات تورمي و حركت نقدينگي به سمت داراييهاي امن است.
ورود سرمايههاي سنگين به صندوقهاي طلا و نقره نيز اين روند را تاييد ميكند. به عبارت ديگر، رفتار سرمايهگذاران در بازارهاي موازي نشان ميدهد كه اعتماد چنداني به پايداري آتشبس وجود ندارد و سناريوي غالب در ذهن فعالان اقتصادي، تداوم تنش و حتي گسترش آن است.
