بازار در آستانه عبور از شوكها
با نزديك شدن به زمان احتمالي بازگشايي بازار، طولانيتر شدن توقف معاملات ميتواند تبعات منفي براي ساختار بازار سرمايه به همراه داشته باشد.

با نزديك شدن به زمان احتمالي بازگشايي بازار، طولانيتر شدن توقف معاملات ميتواند تبعات منفي براي ساختار بازار سرمايه به همراه داشته باشد. بازار بهطور تاريخي نشان داده كه ظرفيت تحمل بحرانها و شوكهاي چندلايه را دارد، اما استمرار وقفه در دادوستدها، ريسكهاي ناشناختهاي را ايجاد ميكند كه ممكن است به اعتماد عمومي آسيب بزند. حالا و پس از هفتهها تعطيلي، نشانهها حاكي از آن است كه بازار در آستانه ورود به مرحلهاي تازه قرار دارد؛ مرحلهاي كه برخي آن را «بازگشت تدريجي به فعاليت در سايه تحولات ديپلماتيك» توصيف ميكنند.
توقف معاملات در شرايط فعلي، آن كاركرد اوليهاي را كه در روزهاي ابتدايي بحران داشت از دست داده و اكنون بيشتر از آنچه لازم بوده به طول انجاميده است. در واقع، اين وقفه در آغاز به عنوان يك اقدام احتياطي و محافظتي پذيرفته شد؛ اما با گذشت زمان و در حالي كه نشانههاي ثبات نسبي در فضاي عمومي كشور نمايان شده، ادامه آن ميتواند هزينههايي براي اعتماد، كارآمدي و حتي اعتبار بازار به همراه داشته باشد.بخش قابل توجهي از التهابهاي اخير به تحولات سياسي و جنگي مرتبط بود؛ تحولاتى كه در مقاطع مختلف، بهويژه پس از جنگ رمضان شدت گرفته و بازار را ناچار به توقف فعاليت كرده بود.
اما اكنون، با فعالتر شدن دستگاه ديپلماسي و آغاز چند دور گفتوگو در سطوح مختلف، تصوير كلي فضاي سياسي تغيير كرده است. همين تحركات ديپلماتيك نشانهاي از حركت تدريجي به سمت مديريت پايان بحران است؛ فرآيندي كه هر چند پيچيده و زمانبر خواهد بود، اما جهتگيري آن به سمت كاهش تنشهاست.
چنين شرايطي انتظار نميرود كه مفهوم صلح يا آتشبس زمانبندي دقيق داشته باشد؛ ممكن است ماهها طول بكشد تا ساختار سياسي و امنيتي به ثبات پايدار برسد. اما بازار ناگزير است با اين واقعيت سازگار شود. تجربه سال گذشته نشان داده كه بازار سرمايه از مرحلهاي عبور كرده كه هر خبر و هر شوك بتواند آن را فلج كند. از «جنگ ۱۲ روزه» تا ديگر تنشها، بازار به تدريج رفتاري بالغتر از خود نشان داده و توانسته در برابر موجهاي خبري، واكنشهاي متعادلتري ارايه دهد.
بازگشايي بازار بدون طراحي ابزارها و سازوكارهاي حمايتي امكانپذير نيست. زيرساختهايي نرمافزاري، مقرراتي و حمايتي طراحي شده كه در صورت بروز تنش دوباره، قابل فعالسازي خواهد بود. اين ابزارها قرار است در ساعات ابتدايي بازگشايي بازار نقش كاهنده فشار فروش را ايفا كنند؛ فشاري كه بخشي از آن ناشي از نگرانيهاي انباشته طي هفتههاي اخير است. همچنين بازار در ساعات آغازين نيازمند حمايت مشخص است.
پس از دورهاي كه سرمايهگذاران از نقدشوندگي محروم بودهاند، طبيعي است كه بخشي از آنها براي خروج از موقعيتهاي پرريسك اقدام كنند. بنابراين نقش سياستگذار در مديريت عرضه اوليه پس از بازگشايي بازار، بسيار كليدي خواهد بود. اگر سياستهاي حمايتي به درستي اعمال شود، تخليه فشار فروش ميتواند بدون ايجاد شوك رخ دهد.خبر بازگشايي بازار در مجموع، يك سيگنال مثبت براي فعالان اقتصادي محسوب ميشود.
بازار امروز به نقطهاي از بلوغ رفتاري رسيده كه ميتواند خود را با شرايط جديد تطبيق دهد. بخش عمده شوكهاي اخير پيشخور شده و بازار در صورت مواجهه با يك شوك جديد نيز توانايي مديريت نسبي آن را دارد. حتي اگر سناريوهاي پرريسكتر هم رخ دهد، ادامه توقف معاملات راهحل پايدار نيست و تنها بازگشايي بازار ميتواند مسير تصميمگيري عقلاني و شفاف را به فعالان ارايه دهد.
آنچه اكنون پيش روي بازار قرار دارد، مرحلهاي حساس اما اجتنابناپذير است. بازگشايي بازار نه تنها يك ضرورت اقتصادي، بلكه اقدامي براي بازگرداندن نظم و شفافيت به جريان سرمايهگذاري است. شرايط دشوار روزهاي گذشته به پايان رسيده و اكنون زمان آن است كه بازار با استفاده از ابزارهاي حمايتي، معاملات خود را از سر بگيرد. همچنان تاكيد ميشود كه در اين مسير، نقش سياستگذار و نهادهاي ناظر، نقشي تعيينكننده و غيرقابل چشمپوشي است.
