نقدشوندگي در تله ابهام بازگشايي بورس
معاملات بازار سرمايه درحالي از ۹ اسفند پارسال تاكنون در تعليق و متوقف است كه يكي از مهمترين پيامدهاي تعطيلي طولانيمدت بورس، ضربه به «نقدشوندگي» است؛ اصليترين مزيتي كه همواره بازار سرمايه بر ساير گزينههاي سرمايهگذاري داشته است.
معاملات بازار سرمايه درحالي از ۹ اسفند پارسال تاكنون در تعليق و متوقف است كه يكي از مهمترين پيامدهاي تعطيلي طولانيمدت بورس، ضربه به «نقدشوندگي» است؛ اصليترين مزيتي كه همواره بازار سرمايه بر ساير گزينههاي سرمايهگذاري داشته است. از اين رو عبور تعطيلي معاملات سهام از مرز تقريبا دو ماه، در عمل اين مزيت را از بخش مهمي از داراييهاي مالي سلب كرده است.
به باور كارشناسان، طولاني شدن تعطيلي بازار سهام، نقدشوندگي را از مهمترين بخش بازار سرمايه گرفته و بهطور مستقيم سطح اعتماد فعالان را تحتتاثير قرار داده است؛ و بخش قابل توجهي از سهامداران در اين مدت امكان فروش دارايي خود را نداشتهاند و براي آن دسته كه نياز فوري به نقدينگي دارند يا با استفاده از اعتبار وارد بازار شدهاند، اين وضعيت با مشكلات جدي همراه بوده است.
اين فشار خاموش، اگرچه در شاخصها و تابلوي معاملات قابل مشاهده نيست، اما در سطح رفتار و ذهنيت سرمايهگذاران انباشته ميشود و در نهايت، پس از بازگشايي، ميتواند به موجي از عرضههاي هيجاني و صفهاي فروش گسترده ترجمه شود.
اين در شرايطي است كه تعطيلي بازار سهام، پيامي روشن تحت عنوان وجود ريسك به سرمايهگذاران ارسال ميكند؛ اين پيام، بهتدريج حس نااطميناني را تشديد ميكند و مواردي چون افزايش تمايل به خروج از داراييهاي پرريسك به محض فراهم شدن امكان معامله، تعويق تصميم براي ورود نقدينگي جديد به بازار سهام، و جستوجوي گزينههاي جايگزين با نقدشوندگي و ثبات بالاتر را تشديد ميكند.
از اين رو، هرچه اين وضعيت طولانيتر شود، فاصله ذهني و رواني سرمايهگذار با بازار سرمايه بيشتر ميشود. در چنين فضايي، بازگرداندن سرمايهها به چرخه معاملات صرفا با اعلام بازگشايي ممكن نخواهد بود؛ بلكه نيازمند مجموعهاي از اقدامات اعتمادساز و ابزارهاي مديريت ريسك است.
به باور كارشناسان، يكي از خلأهاي جدي اين روزها، نبود يك نقشه راه شفاف براي بازگشايي بازار سهام است؛ و حتي اگر امكان تعيين يك تاريخ قطعي وجود نداشته باشد، ميتوان و بايد چارچوبها و سناريوهاي بازگشت بازار را بهطور روشن تبيين كرد. از اين رو تدريجي يا يكمرحلهاي بودن بازگشايي، اثر قابل توجهي بر رفتار سرمايهگذاران خواهد داشت. افزون بر اين، تعيين دامنه نوسان در روزها و هفتههاي نخست ميتواند به مديريت شوكها كمك كند، مشروط بر آنكه از قبل بهروشني اعلام شود. ضمن اينكه بازارگرداني فعال با منابع كافي هم يكي از ابزارهاي كليدي براي كاهش فشار عرضه و جلوگيري از قفل شدن صفها است.
نكتهقابل توجه در اين زمينه اين است كه در شرايط كنوني بازار سهام را ميتوان بدون ايجاد شوكهاي شديد بازگشايي كرد، به شرط آنكه پيش از بازگشت معاملات، سازوكارهاي تخليه فشار و ابزارهاي پوشش ريسك طراحي و فعال شوند.
در مجموع بايد گفت آنچه امروز در بازار سرمايه ديده ميشود، «نقدينگي در تله ابهام» است؛ پولهايي كه نه امكان خروج دارند و نه چشمانداز روشني از آينده پيش روي خود ميبينند.
بر اين اساس، بازگشايي بورس، اگر صرفا به معناي روشن شدن تابلو و فعال شدن سامانه معاملات باشد، نميتواند پاسخگوي نگرانيهاي انباشته سرمايهگذاران باشد. بدين منظور بازار سهام اين روزها پيش از هر چيز به بازگشت شفافيت، پيشبينيپذيري و ابزارهاي كارآمد مديريت ريسك نياز دارد.
در نهايت، تصميم سياستگذار در هفتههاي پيش رو تعيين خواهد كرد كه آيا بورس بار ديگر ميتواند جايگاه خود را به عنوان مقصد اصلي نقدينگي و كانال معتبر تامين مالي بازيابد، يا تعطيلي طولاني و مديريت مبهم آن، نقطه عطفي در فاصله گرفتن تدريجي سرمايهگذاران از بازار سرمايه خواهد بود.
