گزارش «تعادل» از تبديل شدن نقطه عطف تقاضاي جهاني نفت در سال ۲۰۲۶

سال سخت نفت!

۱۴۰۵/۰۲/۰۵ - ۲۳:۴۲:۳۱
کد خبر: ۳۸۴۵۰۳
سال سخت نفت!

درحالي كه جهان هنوز زير سايه جنگ گسترده امريكا و رژيم صهيونيستي عليه ايران با تبعات ژئوپليتيك و اختلال‌هاي انرژي دست‌وپنجه نرم مي‌كند، يكي از بزرگ‌ترين موسسات پايش انرژي جهان چشم‌اندازي نگران‌كننده براي آينده تقاضاي نفت ترسيم كرده است.

درحالي كه جهان هنوز زير سايه جنگ گسترده امريكا و رژيم صهيونيستي عليه ايران با تبعات ژئوپليتيك و اختلال‌هاي انرژي دست‌وپنجه نرم مي‌كند، يكي از بزرگ‌ترين موسسات پايش انرژي جهان چشم‌اندازي نگران‌كننده براي آينده تقاضاي نفت ترسيم كرده است. كاهش ۷۰۰ هزار بشكه‌اي برآورد مصرف جهاني در سال ۲۰۲۶، صرفاً يك عدد تازه در گزارش‌هاي تحليلي نيست؛ بلكه نشانه‌اي است از ورود بازار نفت به دوره‌اي جديد، دوره‌اي كه در آن ريسك‌هاي سياسي، تحولات فناوري، تغيير الگوي مصرف و رفتار دولت‌ها بيش از گذشته بر سرنوشت انرژي تأثير مي‌گذارند.

اين كاهش در پيش‌بيني، اختلاف كوچكي نيست. پيش از آغاز جنگ، تحليلگران انتظار رشد روزانه يك‌ميليون‌وصد هزار بشكه‌اي تقاضا را داشتند، اما اكنون رقم تازه تنها  ‌۴۰۰ هزار بشكه در روز‌ است؛ يعني تقريباً يك‌سوم آنچه بازار انتظار داشت. چنين بازنگري تندي، معمولاً فقط زماني رخ مي‌دهد كه ساختار عرضه و تقاضا تحت فشار شوكي بزرگ قرار گرفته باشد. جنگ اخير و سلسله پيامدهاي آن، دقيقاً همان شوك است. اگرچه طي چند سال گذشته بارها گفته شده كه بازار نفت نسبت به اخبار سياسي حساس است، اما جنگ اخير ساختار اين حساسيت را تغيير داده است. حالا ديگر مساله فقط افزايش ريسك ژئوپليتيك يا بالا رفتن حق بيمه حمل‌ونقل نيست؛ بلكه بحران در «ضربان اصلي جريان انرژي جهان» است: تنگه هرمز.

اختلال تردد از اين آبراه، كه شريان حياتي ۳۰ درصد تجارت نفت جهان است، به معناي آن است كه عرضه در كوتاه‌مدت ناپايدار شده و بسياري از پالايشگاه‌ها با محدوديت‌ يا تأخير در دريافت خوراك روبه‌رو هستند. مهم‌ترين نكته گزارش جديد آن است كه «۱۷۸ پالايشگاه» - نزديك به «۴۰درصد از كل ظرفيت پالايشي جهان»- تحت‌تأثير اين محدوديت قرار گرفته‌اند. چنين رقمي نشان مي‌دهد كه مشكل مقطعي يا محدود نيست؛ بلكه يك اختلال ساختاري در زنجيره جهاني پالايش به وجود آمده است.

وقتي خوراك پالايشگاه‌ها با مشكل مواجه شود، گردش توليد فرآورده‌ها مختل مي‌شود، برنامه‌ريزي انبارها به‌هم مي‌ريزد و تجارت سوخت‌هاي كليدي مثل گازوييل و سوخت جت دچار بي‌نظمي مي‌شود. اين همان اتفاقي است كه اكنون افتاده: افزايش شديد قيمت اين محصولات، درحالي كه قيمت فيزيكي نفت خام برنت به واسطه آزادسازي ذخاير راهبردي توسط ژاپن، كره‌جنوبي و چند كشور ديگر كمي مهار شده است.

اين آزادسازي ذخيره استراتژيك، اگرچه موقتاً التهاب را كاهش مي‌دهد، اما از يك حقيقت مهم پرده برمي‌دارد بازار به مرحله‌اي رسيده كه كشورهاي مصرف‌كننده مجبورند سپر نهايي خود را وارد ميدان كنند. پيش‌بيني S&P Global تنها بر افت تقاضاي جهاني متمركز نيست؛ بلكه به‌صورت منطقه‌اي نيز نشان مي‌دهد كه كدام مناطق ضربه سنگين‌تري مي‌خورند. خاورميانه و آسيا، يعني دو منطقه‌اي كه موتور اصلي رشد مصرف طي دو دهه اخير بوده‌اند، در سه‌ماهه دوم سال جاري بيشترين كاهش تقاضا را تجربه خواهند كرد.

اين تغييرات تنها محدود به فصل جاري نيست. وقتي يك اقتصاد وارد مسير كاهش مصرف مي‌شود، بازگشت آن به روند قبلي معمولاً زمان‌بر است. از همين رو، كاهش برآورد سال ۲۰۲۶، نشان‌دهنده تأثير ماندگار جنگ بر پويايي بازار جهاني است. براي درك معناي واقعي كاهش ۷۰۰ هزار بشكه‌اي پيش‌بيني مصرف، بايد به دو نكته توجه كرد: 

تقاضاي نفت برخلاف قيمت، كم‌نوسان است. صنايع، حمل‌ونقل، و مصرف‌كنندگان نمي‌توانند يك‌شبه رفتارشان را تغيير دهند. به همين دليل، هرگاه نهادي مانند S&P عدد تقاضا را دستخوش تغيير سنگين مي‌كند، يعني ساختار بازار به‌شدت تحت فشار است.

    جنگ تنها عامل نيست

تسريع روندهاي قبلي است 

پيش از جنگ نيز نشانه‌هايي از كند شدن رشد مصرف وجود داشت: 

افزايش خودروهاي برقي، رشد انرژي‌هاي تجديدپذير، فشار دولت‌ها براي كاهش آلايندگي و بهبود بهره‌وري سوخت. 

اما جنگ، اين روند كند را شتاب داد. وقتي نااطميناني بر بازار سايه بيندازد، صنايع بزرگ به جاي توسعه مصرف، به سمت كاهش ريسك حركت مي‌كنند. جنگ مسير كاهش رشد تقاضا را كوتاه كرد و آن را جلو انداخت. يكي از مهم‌ترين بخش‌هاي گزارش، اشاره به اقدام چند كشور آسيايي براي آزادسازي ذخاير راهبردي نفت است؛ اقدامي كه معمولاً فقط در شرايط اضطراري انجام مي‌شود.

اين سياست دو پيام مهم دارد: 

 زيرا كشورها وقتي از ذخاير استراتژيك برداشت مي‌كنند كه واقعاً به سوخت نياز دارند، نه وقتي كه صرفاً قيمت بالا رفته است.

 آزادسازي ذخيره به‌معناي كاهش سپر امنيت انرژي كشورهاست. پس اگر جنگ يا اختلال هرمز ادامه پيدا كند، فشار دوباره به بازار برخواهد گشت.

در واقع، استفاده از ذخاير مانند مصرف آب يك سد حياتي در دوران خشكسالي است: براي امروز مفيد است، اما اگر بارندگي در پيش نباشد، بحران بزرگ‌تري در انتظار خواهد بود.

اختلال در تنگه هرمز تنها مربوط به نفت‌خام نيست؛ پالايشگاه‌ها نيز اكنون در مركز بحران قرار گرفته‌اند. 

در بازارهاي انرژي، هميشه نخستين نشانه‌هاي بحران، در فرآورده‌هاي ميان‌تقطير مشاهده مي‌شود؛ درست همان‌جايي كه امروز اتفاق افتاده است.

    چشم‌انداز ۲۰۲۶

سالي كه تقاضا تغيير فاز مي‌دهد؟

پرسش اصلي اين است: 

كاهش تقاضا در ۲۰۲۶ يك پديده موقتي است يا آغازي براي نقطه عطف جديد در بازار نفت؟

سه سناريو پيش‌ِ رو قرار دارد: 

سناريو اول: بهبود سريع پس از حل بحران 

اگر تنش‌ها كاهش يابد و تنگه هرمز به حالت عادي بازگردد، احتمالاً بخشي از افت مصرف جبران مي‌شود و بازار به رشد ملايم برمي‌گردد.

كاهش ۷۰۰ هزار بشكه‌اي پيش‌بيني مصرف نفت در ۲۰۲۶، فراتر از يك رقم است؛ نشانه‌اي از ورود بازار به مرحله‌اي است كه در آن هر رخداد ژئوپليتيك، مي‌تواند مسير مصرف، توليد و قيمت‌ها را تغيير دهد. 

نفت همچنان انرژي شماره يك جهان است، اما ديگر آن اطمينان قديمي را ندارد؛ بازار به‌شدت نوساني‌تر، شكننده‌تر و پيچيده‌تر شده است.

 و تقاضا بيش از هر زمان ديگري تحت تأثير سياست، جنگ و اختلال‌هاي حمل‌ونقل قرار دارد.

سال ۲۰۲۶ شايد سال كم‌مصرف‌تري براي نفت باشد، اما مهم‌تر از آن اين است كه احتمالاً «سال تغيير است»؛ تغييري كه شايد يكي از مهم‌ترين نقاط عطف انرژي در دهه اخير باشد.