بازگشايي بورس يا تداوم توقف؟
محمد وطنپور،كارشناس بازار سرمايه در يادداشتي نوشت: هر چند كه ظاهر و جنبه تئوريك موضوع از خاصيت «نقدشوندگي» بازارهاي مالي و لاجرم گشايش بازار عبور ميكند وليكن به نظر نگارنده حداقل تا پايان ارديبهشت ۱۴۰۵، مادامي كه جنگ تعيين تكليف نشده است بازگشايي بازار به مصلحت سياستگذار، سهامدار و بازار سرمايه نيست و چارهجويي براي اشخاص و نهادهايي كه از توقف بازار لطمه ديدهاند، مساله به مراتب سادهتري براي متوليان بازار سرمايه و اقتصاد كشور خواهد بود و اميد موفقيت نيز در آن بالاتر است.
محمد وطنپور،كارشناس بازار سرمايه در يادداشتي نوشت: هر چند كه ظاهر و جنبه تئوريك موضوع از خاصيت «نقدشوندگي» بازارهاي مالي و لاجرم گشايش بازار عبور ميكند وليكن به نظر نگارنده حداقل تا پايان ارديبهشت ۱۴۰۵، مادامي كه جنگ تعيين تكليف نشده است بازگشايي بازار به مصلحت سياستگذار، سهامدار و بازار سرمايه نيست و چارهجويي براي اشخاص و نهادهايي كه از توقف بازار لطمه ديدهاند، مساله به مراتب سادهتري براي متوليان بازار سرمايه و اقتصاد كشور خواهد بود و اميد موفقيت نيز در آن بالاتر است. پس از خاتمه جنگ و روشن شدن ابهامات و رفع نگراني در خصوص انتشار اخبار دقيق، نيازمند يك دوره افشاي اطلاعات (خوراك اطلاعاتي)، يك دوره زماني براي هضم و تحليل اطلاعات توسط تحليلگران و فعالان و سپس بازگشايي بازار خواهيم بود.
اين جمعبندي از توجه به نكات زير به دست آمده است:
۱. موضوعات و مسائل كشور را بايد با نگاهي واقعبينانه و عملگرايانه و در چارجوب مقدورات مورد بررسي قرار داد و از قياسهاي معالفارق ميان بازار سرمايه كشور با بورس كشورهاي ديگر پرهيز كرد.
۲. بر خلاف صندوقهاي طلا و صندوقهاي درآمد ثابت كه آنها ميتوان را محصولات سرمايهگذاري تك بعدي قلمداد كرد (و چه بسا توقف آنها به علت جنگ، ضروري نبود)، بازار سهام يك بازار چند بعدي (به تعداد صنايع و حتي شركتها) است و تحليل آن بسيار پيچيدهتر و متاثر از عوامل متعدد است.
۳. در وضعيتي كه دشمن پس از حمله به فولاد مباركه و فولاد خوزستان به صراحت از حمله به «زيرساختهاي اقتصادي» صحبت ميكند و از طرح آن شرمي ندارد، درخواست شفافسازي از شركتهاي آسيب ديده (نظير اعلام حجم خسارت، برنامه بازسازي و آثار آن بر فروش و ...) و حتي شركتهاي آسيبنديده خلاف مصلحت است.
۴. متاسفانه رفتار عمومي تحليلگران بازار سرمايه همواره درگير نوعي از بدبيني است. با توجه به شكلدهي افكار عمومي سرمايهگذاران و حتي مديران از طريق تحليلگران و معاملهگران، مادامي كه جنگ خاتمه نيافته باشد، تسري اين ديدگاه به رفتار سرمايهگذاران به سقوط غيرقابل كنترل بازار ميانجامد. احتمالا مادامي كه جنگ پايان نيافته باشد، بازار تحليلهاي منفي از آينده شركتها و ... گرم خواهد بود و چه بسا اين رفتار تا حدي نيز طبيعي باشد.
۵. بازار سهام پيش از وقوع جنگ رمضان و از زمان تشديد تهديدها از بهمن ۱۴۰۴، بهطور متوسط افتي در حدود ۱۵ تا ۲۰ درصد را تجربه كرده و از اين بابت، با وضعيت بازار در جنگ تحميلي دوم متفاوت است. به بيان ديگر بر خلاف جنگ تحميلي دوم كه بازار سرمايه نسبت به آن غافلگير شد، در جنگ سوم احتمالات جدي نسبت به آن وجود داشت كه در حدود ۱۵ تا ۲۰ درصد خود را در قيمتها منعكس كرد.
۶. جنگ و تهديد براي ساليان متمادي بر اقتصاد ايران و بازار سرمايه سايه داشته و مانع از دستيبابي شركتها به جايگاه ارزشي آنها بوده است. شكل خاتمه جنگ، از طريق آثار اقتصادي رفع اين تهديد سياسي-نظامي بر كليت بازار سرمايه بسيار مهم خواهد بود. اين مساله در فرض خاتمه جنگ و شكل آن، براي تحليلگران بازار روشن خواهد شد. هر چند كه همهچيز به شكل خاتمه جنگ بازميگردد وليكن رفع اين تهديد في ذاته بايد سبب رونق بازار سرمايه شود.
۷. عملكرد اقتصادي شركتها برآيند هزينهها و درآمدهاست. با توجه به تغييراتي كه در قيمتهاي جهاني ايجاد شده است، تحليل وضعيت شركتها - به ويژه در خصوص شركتهاي صادراتي - ضروري است. با عبور از جنگ و حاكم شدن آرامش، مجالي براي ارزيابي برآيند مولفهها فراهم خواهد شد. به نظر ميرسد در مورد تعداد نه چندان كمي از شركتها، وضعيت بهتري در آينده ايجاد شود.
۸. همه شركتهاي پذيرفته شده در بازار سرمايه در جنگ متحمل آسيب نشدهاند. از سوي ديگر در مورد آن دسته از شركتها كه متحمل آسيب شدهاند، انتشار گزارشات دقيق از ميزان آسيب و راهحلهاي پيشرو، در دوره جنگ به مصحلت نيست. پس از پايان جنگ نيز ضروري است تا اطلاعات دقيق از حمايت مصوب از شركتهاي اعلام شود كه متعاقبا در تحليلها و ارزيابيها منعكس شود.
۹. هر چند كه همه شركتها و صنايع بر اثر جنگ تحميلي اثر منفي نپذيرفتهاند، اما عمق بازار سرمايه ما بهگونهاي نيست كه شركتها و صنايع (بهرغم همه شايستگيها و ارزشمنديها) توان تحمل فشار فروش اضافي ناشي از نياز به نقدينگي متاثر از بسته بودن ساير سهمها را ندارند و به سرعت وارد فاز نزولي خواهند شد. به عبارت سادهتر وقتي سرمايهگذاران نيازمند وجوه نقد باشند به سمت فروش سهمهايي كه بازار آنها فعال شده است، خواهند رفت و بازار اين دسته از سهمها به سرعت متاثر خواهند شد.
۱۰. بازگشايي بازار در زمان جنگ، نيازمند حمايت مالي خاصي است كه اگر تدارك لازم براي آن وجود نداشته باشد، پس از بازگشايي عملا سرمايهگذاران در وضعيتي به مراتب بدتر از بسته بودن بازار قرار خواهند گرفت. وضعيتي را تصور كنيد كه بازار باز شده، جنگ خاتمه نيافته است، تحليلگران براي ارايه نكات فني و احصاي ريسكها بر يكديگر سبقت ميگيرند، صف فروش سنگين برخي سهمها يا مسدود بودن برخي ديگر سبب ايجاد فشار فروش بر ساير سهمها شده است، كارگزارهاي با تسويه يا كاهش اعتبارات به مشتريان فشار وارد ميكنند و ... در آن وضعيت، طرفداران نقدشوندگي بازار، تئوريهاي جديدي ناظر بر اينكه «بازار بايد تا ميزاني كه خريداران ترغيب و فروشندگان منصرف شوند، پايين بيايد» آغاز خواهد شد. آيا علاقهمند به قرار گرفتن در اين وضعيت هستيم؟
۱۱. در دوره توقف در خصوص هزينه اعتباري مشتريان شركتهاي كارگزاري، ارفاقاتي درنظر گرفته شود كه پيگيري آن نيازمند ورود شوراي عالي بورس و تعامل با بانك مركزي جمهوري اسلامي ايران خواهد بود. به نظر ميرسد مديريت موضوع از طريق ارائه اين سوبسيد، به مراتب از بازگشايي بازار اقتصاديتر خواهد بود. با توجه به درهم تنيده بودن معاملات سهام و صنايع وآثار جانبي موضوعات نسبت به يكديگر، پس از بازگشايي بازار نيز ميتوان براي كساني كه متعهد به نگهداري سهام خود براي دوره معيني باشند، تسهيلاتي در نظر گرفت.
