روايت رسمي از بحران بارش

چرا «دزديدن ابرها» يك ادعاي بي‌اساس است؟

۱۴۰۵/۰۲/۰۳ - ۰۱:۲۹:۲۶
کد خبر: ۳۸۴۲۱۱
چرا «دزديدن ابرها» يك ادعاي بي‌اساس است؟

در حالي كه شبكه‌هاي اجتماعي گاه با روايت‌هايي مهيج از «دزديده شدن ابرها» يا دخالت رادارها و پروژه‌هايي مانند هارپ در كاهش بارش‌ها پر مي‌شوند، داده‌هاي رسمي و تحليل‌هاي علمي تصويري كاملاً متفاوت ارايه مي‌دهند؛ تصويري كه در آن، نه فناوري‌هاي پنهان بلكه تغييرات اقليمي، نوسانات طبيعي جو و سوءمديريت منابع آب، بازيگران اصلي صحنه خشكسالي هستند.

در حالي كه شبكه‌هاي اجتماعي گاه با روايت‌هايي مهيج از «دزديده شدن ابرها» يا دخالت رادارها و پروژه‌هايي مانند هارپ در كاهش بارش‌ها پر مي‌شوند، داده‌هاي رسمي و تحليل‌هاي علمي تصويري كاملاً متفاوت ارايه مي‌دهند؛ تصويري كه در آن، نه فناوري‌هاي پنهان بلكه تغييرات اقليمي، نوسانات طبيعي جو و سوءمديريت منابع آب، بازيگران اصلي صحنه خشكسالي هستند. شكاف ميان اين دو روايت، نه فقط يك اختلاف نظر، بلكه تقابل ميان علم و شايعه است. ايران در پاييز و ابتداي زمستان ۱۴۰۴ يكي از خشك‌ترين دوره‌هاي نيم‌قرن اخير خود را تجربه كرد؛ دوره‌اي كه به گفته احد وظيفه، رييس مركز ملي اقليم و مديريت بحران خشكسالي، تا ۱۵ آذر، بيش از ۲۵ استان كشور هيچ‌گونه بارندگي دريافت نكرده بودند. اما اين وضعيت پايدار نماند. ورود سامانه‌هاي بارشي از اواخر آذر، معادلات را تغيير داد. وظيفه در اين باره توضيح مي‌دهد: از اواخر آذر تا اوايل دي‌ماه، به‌ويژه در دو هفته پاياني آذر و هفته اول دي، بارش‌هاي قابل توجهي در كشور روي داد و اغلب مناطق به‌ويژه استان‌هاي جنوبي بارش‌هاي مناسبي دريافت كردند. اين روند در زمستان نيز ادامه يافت. او اضافه مي‌كند: در ۱۰ روز پاياني اسفند ۱۴۰۴ و دو هفته ابتدايي فروردين ۱۴۰۵، با نفوذ سامانه‌هاي بارشي از سمت درياي مديترانه و انتقال رطوبت از اقيانوس هند، سامانه‌هاي جوي قدرتمندي شكل گرفت كه منجر به بارش‌هاي مناسب در كشور شد. نتيجه اين تحولات، بازگشت وضعيت بارش به شرايط نرمال در مقياس ميانگين بلندمدت بود؛ هرچند همچنان با توزيعي نامتوازن.

    بارش نرمال، اما نه براي همه

براساس داده‌هاي رسمي، وضعيت بارش در كشور يكدست نيست. وظيفه تأكيد مي‌كند: در مجموع، وضعيت بارش كشور در مقايسه با ميانگين بلندمدت در شرايط نرمال قرار دارد و ناهنجاري شديد بارشي مشاهده نمي‌شود، هرچند بارش‌ها ماهيتي منطقه‌اي دارند. رييس مركز ملي اقليم و مديريت بحران خشكسالي درباره جزييات منطقه‌اي مي‌گويد: در غرب كشور به‌ويژه استان‌هاي كرمانشاه، ايلام، آذربايجان غربي و حوزه درياچه اروميه بارش‌ها بالاتر از نرمال بوده است. همچنين در استان‌هاي جنوب فارس، بوشهر، هرمزگان، كرمان و خراسان جنوبي بارش‌ها بيش از حد نرمال ثبت شده است. اين تفاوت‌هاي منطقه‌اي يكي از دلايلي است كه زمينه شكل‌گيري برداشت‌هاي نادرست را فراهم مي‌كند؛ چراكه تجربه محلي افراد لزوماً بازتابي از وضعيت كل كشور نيست.

    پيش‌بيني‌هايي كه محقق شدند

گزارش سازمان هواشناسي در اسفند ۱۴۰۴ پيش‌بيني كرده بود كه بهار ۱۴۰۵ بارش‌هايي بالاتر از نرمال به همراه داشته باشد، به‌ويژه در زاگرس مياني و نيمه جنوبي كشور.

اين گزارش تأكيد داشت كه ممكن است در برخي نقاط با بارش نسبتاً شديد و جاري شدن سيلاب همراه باشد.  بررسي بارش‌هاي اخير نشان مي‌دهد كه اين پيش‌بيني‌ها تا حد زيادي تحقق يافته‌اند؛ موضوعي كه نشان‌دهنده دقت نسبي مدل‌هاي اقليمي و اهميت تكيه بر داده‌هاي علمي است.

    رادارها؛ ابزار مشاهده، نه مداخله

يكي از شايعات پرتكرار، نقش رادارهاي نظامي و هواشناسي در كاهش بارش يا «دزديدن ابرها» است. اما توضيحات علمي اين ادعا را به‌طور كامل رد مي‌كند. رييس مركز ملي اقليم در اين باره تصريح مي‌كند: رادارهاي نظامي و غيرنظامي صرفاً ابزارهاي سنجش و تشخيص هستند و هيچ نقشي در تغيير ساختار ابرها يا جلوگيري از بارش ندارند. او درباره نحوه عملكرد اين رادارها توضيح مي‌دهد: اين سامانه‌ها امواج راديويي با انرژي بسيار پايين منتشر مي‌كنند تا بازتاب بسيار جزئي آن از ذرات باران، تگرگ، برف يا اهداف پروازي را دريافت كنند. به گفته وظيفه، انرژي اين امواج، آنقدر ناچيز است كه هيچ سازوكاري براي تغيير ساختار ابرها يا دستكاري فرآيندهاي جوي ندارد. 

    اجماع جهاني عليه يك شايعه

اين ديدگاه تنها محدود به ايران نيست. نهادهاي علمي بين‌المللي نيز چنين ادعاهايي را رد كرده‌اند.در يك فكت‌چك رسمي آمده است كه رادارها فقط ابزارهاي مشاهده‌اي هستند و نمي‌توانند حركت، شدت يا جهت توده‌هاي هوايي، توفان‌ها يا بارش‌ها را تغيير دهند. همچنين تأكيد شده است كه هيچ فناوري شناخته‌شده‌اي براي ايجاد، تقويت، تضعيف يا هدايت پديده‌هاي جوي در مقياس گسترده وجود ندارد.

    هارپ؛ واقعيت علمي يا سوژه توطئه؟

پروژه هارپ (HAARP) يكي ديگر از محورهاي شايعات است. اين پروژه تحقيقاتي در آلاسكا براي مطالعه يونوسفر طراحي شده است. بر اساس توضيحات ارايه‌شده، اين پروژه بر لايه يونوسفر در ارتفاع ۶۰ تا ۵۰۰ كيلومتر تمركز دارد و بر تروپوسفر (لايه‌اي كه بارش در آن رخ مي‌دهد) تأثيري ندارد. همچنين ذكر شده است كه گرمايش ايجادشده توسط HAARP تنها چند ثانيه تا حداكثر چند دقيقه دوام مي‌آورد و به سرعت محو مي‌شود. در نتيجه، ادعاهاي مربوط به كنترل آب‌وهوا توسط اين پروژه در چارچوب نظريه‌هاي توطئه قرار مي‌گيرند.

    نقش واقعي انسان و طبيعت در خشكسالي

برخلاف روايت‌هاي غيرعلمي، دلايل اصلي خشكسالي به‌خوبي شناخته شده‌اند و مي‌توان آنها را در چهار محور به‌هم‌پيوسته خلاصه كرد. نخست، تغييرات اقليمي است كه با افزايش دماي زمين و برهم زدن الگوهاي گردش جو، نظم بارش‌ها را مختل كرده و به كاهش يا بي‌ثباتي آنها مي‌انجامد. در كنار آن، نوسانات طبيعي جوي مانند ال‌نينو و لانينا نيز به‌طور دوره‌اي الگوهاي بارش را در ايران و جهان تغيير مي‌دهند و مي‌توانند دوره‌هاي خشكسالي يا ترسالي ايجاد كنند. در سطح داخلي، مديريت نادرست منابع آب نقش تعيين‌كننده‌اي دارد؛ از حفر چاه‌هاي غيرمجاز و برداشت بي‌رويه از سفره‌هاي زيرزميني گرفته تا فرسودگي شبكه‌هاي انتقال كه همگي فشار بر منابع محدود آب را افزايش داده‌اند. در نهايت، آلودگي هوا نيز به عنوان عاملي كمتر ديده‌شده اما موثر، با افزايش بيش از حد هسته‌هاي ميعان، مي‌تواند فرآيند تشكيل قطرات موثر باران را مختل كند. مجموعه اين عوامل، در تعامل با يكديگر، تصوير واقعي خشكسالي را شكل مي‌دهند؛ پديده‌اي پيچيده كه ريشه آن را بايد در طبيعت و نحوه مديريت منابع جست‌وجو كرد، نه در فرضيه‌هاي غيرعلمي.

    بارورسازي ابرها؛ واقعيت محدود يك فناوري

برخلاف شايعات، تنها فناوري مرتبط با تغيير بارش «بارورسازي ابرها» است؛ آن هم با اثري محدود.در اين روش، ذراتي مانند يد نقره در ابرها پخش مي‌شود تا فرآيند بارش تسهيل شود. با اين حال تأكيد شده است كه رادارها در اين فرآيند فقط نقش پايش و ارزيابي دارند، نه ايجاد بارش.با وجود عبور از يك دوره خشك كم‌سابقه، بارش‌هاي اخير وضعيت كشور را به شرايط نرمال بازگردانده‌اند؛ هرچند چالش‌هاي منطقه‌اي همچنان باقي است. آنچه روشن است، اين است كه شايعاتي مانند «ابردزدي» يا دخالت رادارها و هارپ، فاقد هرگونه پشتوانه علمي هستند و توسط جامعه علمي رد شده‌اند. در مقابل، مسير واقعي مواجهه با بحران آب از جاي ديگري مي‌گذرد: مديريت پايدار منابع، اصلاح الگوي مصرف، سرمايه‌گذاري در فناوري‌هاي واقعي و سازگاري با تغييرات اقليمي. ناديده گرفتن اين واقعيت‌ها و تمركز بر روايت‌هاي بي‌پايه، نه‌تنها كمكي به حل مساله نمي‌كند، بلكه توجه را از راه‌حل‌هاي ضروري منحرف مي‌سازد.