زيرساختهاي حياتي بايد در اولويت تخصيص منابع باشند
يك اقتصاددان با ارايه استراتژي سهلايه براي تخصيص منابع كشور در شرايط كنوني، تاكيد كرد كه هرگونه حمايت از صنايع، بدون بازسازي زيرساختهاي حياتي اقتصاد، بينتيجه خواهد ماند.
يك اقتصاددان با ارايه استراتژي سهلايه براي تخصيص منابع كشور در شرايط كنوني، تاكيد كرد كه هرگونه حمايت از صنايع، بدون بازسازي زيرساختهاي حياتي اقتصاد، بينتيجه خواهد ماند. به گزارش خبرنگار مهر، در بحبوحه آتشبس ۲ هفتهاي پس از يك جنگ تحميلي ۴۰ روزه كه زيرساختهاي حياتي كشور هدف حملات ايالات متحده و رژيم صهيونيستي قرار گرفت، كارشناسان اقتصادي به دنبال ارايه راهكارهايي براي عبور از اين شرايط خطير هستند. در همين راستا، انديشكده پول و ارز در سلسله نشستهاي تخصصي خود با عنوان «سياستگذاري اقتصادي در جنگ» در حال برگزاري است اينبار ميزبان سجاد برخورداري دورباش سجاد برخورداري دورباش، اقتصاددان، متخصص اقتصاد پولي و مالي و عضو هيات علمي دانشگاه تهران بود تا به تبيين اولويتهاي سياستگذاري در اين برهه حساس بپردازد. در اين نشست برخورداري يك استراتژي سهلايه براي تخصيص منابع كشور در شرايط كنوني ارايه داد و تاكيد كرد كه هرگونه حمايت از صنايع، بدون بازسازي شريانهاي حياتي اقتصاد مانند انرژي، بينتيجه خواهد ماند. وي با اشاره به عمق آسيبهاي وارده به بخشهاي مختلف اقتصادي، بر پيچيدگي تصميمگيري براي سياستگذار تاكيد كرد و نقشه راهي مبتني بر اولويتبندي بازسازيها ارايه نمود. در شرايطي كه اقتصاد ملي با شوكهاي متعدد ناشي از تخريب هدفمند زيرساختها مواجه است، تخصيص بهينه منابع محدود به يك اصل حياتي تبديل ميشود. هرگونه تعلل يا خطاي محاسباتي در اين زمينه ميتواند فرايند بازسازي را با چالشهاي جدي مواجه كرده و تبعات آن را به تمام لايههاي اقتصادي و اجتماعي تسري دهد. در اينجاست كه مفهوم «اولويتبندي استراتژيك» به عنوان سنگ بناي سياستگذاري اقتصادي ظهور ميكند. عضو هيات علمي دانشگاه تهران در ابتداي سخنان خود با اشاره به اين موضوع بيان داشت: در شرايط فعلي، پاسخ به اين سوال كه سياستگذار بايد چه كند، به اين راحتي نيست كه بتوانيم روي بخش خاصي متمركز شويم. با توجه به آسيبهايي كه به بخشهاي مختلف اقتصاد كشور وارد شده، اولين و اساسيترين موضوع، اولويتبندي بازسازيها است. در واقع، اگر قرار است تأمين منابع مالي، اعتبارات و برنامههاي حمايتي به درستي انجام شود، بايد بر اساس اهميت و نقش هر بخش در كليت اقتصاد صورت پذيرد. اين اقتصاددان با هشدار نسبت به پيشبينيهاي نگرانكننده از نرخ رشد اقتصادي، بر نقش حياتي زيرساختها تاكيد كرد و افزود: برخي از بخشهاي اقتصاد ما حالت زيرساختي دارند و اگر در اولويت بازسازي قرار نگيرند، تبعات منفي آن كل اقتصاد را تحت تأثير قرار ميدهد. به عنوان مثال، فرض كنيد زيرساخت گازي كشور دچار مشكل اساسي شده باشد؛ در اين صورت، شما هر چقدر هم كه از صنايع و زيرمجموعههاي پاييندستي حمايت كنيد، عملاً نتيجهاي حاصل نخواهد شد، زيرا منبع اصلي تغذيه اين صنايع آسيب جدي ديده است. اقتصاد مدرن به مثابه يك شبكه پيچيده و درهمتنيده است كه در آن، بخشهاي مختلف به يكديگر وابستهاند. در اين شبكه، زيرساختهايي نظير انرژي (برق، گاز، نفت)، آب، حملونقل و ارتباطات، نقش شريانهاي حياتي را ايفا ميكنند كه حيات ساير بخشها به عملكرد صحيح آنها وابسته است. بنابراين، در منطق اقتصادي، تمركز بر بازسازي اين شريانها پيششرط احياي كل سيستم است. عضو هيات علمي دانشگاه تهران با تكيه بر اصل «محدوديت منابع» به عنوان يك اصل بنيادين در علم اقتصاد، استراتژي خود را تشريح كرد: به نظر من، سياستگذار و دولت بايد داستان تخصيص منابع را اولويتبندي كنند.
