جهان در محاصره شوك نفتي
بازار جهاني انرژي بار ديگر در كانون يك هشدار بزرگ قرار گرفته است؛ هشداري كه اينبار از سوي رييس آژانس بينالمللي انرژي مطرح شده و ابعاد آن فراتر از نوسانات معمول بازار نفت و گاز ارزيابي ميشود
گلناز پرتوي مهر|
بازار جهاني انرژي بار ديگر در كانون يك هشدار بزرگ قرار گرفته است؛ هشداري كه اينبار از سوي رييس آژانس بينالمللي انرژي مطرح شده و ابعاد آن فراتر از نوسانات معمول بازار نفت و گاز ارزيابي ميشود. فاتح بيرول، رييس اين نهاد بينالمللي، اعلام كرده است كه درگيري ميان ايران از يك سو و امريكا و اسراييل از سوي ديگر، ميتواند بزرگترين بحران انرژي تاريخ معاصر را رقم بزند؛ بحراني كه به گفته او، حتي از مجموع شوكهاي نفتي دهههاي گذشته نيز گستردهتر و پيچيدهتر است.
اين اظهارات در شرايطي مطرح ميشود كه بازارهاي جهاني از هفتهها قبل نشانههاي آشكار تنش را تجربه كردهاند. افزايش بهاي نفت، نگراني از اختلال در حملونقل دريايي، رشد هزينه بيمه نفتكشها و نگراني از كمبود عرضه، تنها بخشي از پيامدهايي است كه از هماكنون خود را نشان داده است. به باور بسياري از تحليلگران، اگر دامنه درگيريها گسترش يابد، جهان ممكن است وارد دورهاي از بيثباتي انرژي شود كه پيامدهاي آن سالها ادامه پيدا كند.
فاتح بيرول در گفتوگو با راديو فرانس اينتر تصريح كرده است كه شرايط كنوني «در واقع بزرگترين بحران تاريخ است.» او تأكيد كرده اگر آثار بحران بنزين، تنشهاي بازار گاز اروپا و بحرانهاي ناشي از جنگ روسيه و اوكراين را نيز در نظر بگيريم، بحران فعلي ابعادي كمسابقه خواهد داشت. اين ارزيابي از سوي مقام ارشد آژانس بينالمللي انرژي، نشاندهنده شدت نگراني نهادهاي جهاني نسبت به آينده بازار انرژي است.
يكي از مهمترين دلايل اين نگراني، موقعيت راهبردي تنگه هرمز است؛ گذرگاهي باريك اما حياتي كه حدود يكپنجم تجارت جهاني نفت و بخش مهمي از صادرات گاز طبيعي مايع جهان از آن عبور ميكند. هرگونه اختلال در اين مسير، به سرعت بر قيمت جهاني نفت، امنيت عرضه و زنجيره تأمين انرژي اثر ميگذارد. در روزهاي اخير نيز گزارشهايي از اختلال در تردد كشتيها، افزايش ريسكهاي امنيتي و احتياط شركتهاي حملونقل منتشر شده است.
تنگه هرمز تنها يك مسير دريايي نيست؛ بلكه شاهراه حياتي اقتصاد جهاني به شمار ميرود. نفت توليدي كشورهاي حوزه خليج فارس، از جمله عربستان سعودي، عراق، امارات، كويت و قطر، بخش عمدهاي از صادرات خود را از اين مسير انجام ميدهند. در نتيجه، هرگونه ناامني در اين منطقه نه فقط توليدكنندگان، بلكه مصرفكنندگان بزرگ در آسيا، اروپا و امريكا را نيز تحت تأثير قرار ميدهد.
اهميت اين بحران زماني بيشتر ميشود كه آن را در كنار بحرانهاي پيشين انرژي قرار دهيم. جهان هنوز بهطور كامل از تبعات جنگ روسيه و اوكراين خارج نشده است. آن جنگ موجب كاهش شديد صادرات گاز روسيه به اروپا شد و قيمت انرژي در قاره سبز را به سطوح بيسابقه رساند. بسياري از كشورها ناچار شدند براي تأمين انرژي، يارانههاي سنگين پرداخت كنند، صنايع خود را محدود سازند و به منابع جايگزين روي آورند. اكنون در حالي كه آثار آن بحران هنوز پابرجاست، تنش تازه در خاورميانه ميتواند شرايط را دشوارتر كند. بيرول پيشتر نيز هشدار داده بود كه وضعيت كنوني از تركيب بحرانهاي نفتي سالهاي ۱۹۷۳، ۱۹۷۹ و ۲۰۲۲ نيز بدتر است. بحران ۱۹۷۳ با تحريم نفتي اعراب، اقتصاد غرب را دچار ركود و تورم كرد. بحران ۱۹۷۹ نيز با انقلاب ايران، عرضه جهاني نفت را مختل ساخت. در سال ۲۰۲۲ هم جنگ اوكراين بازار گاز و نفت را آشفته كرد. اكنون اگر اين سه بحران را با هم مقايسه كنيم، رييس آژانس بينالمللي انرژي معتقد است بحران فعلي ميتواند از همه آنها گستردهتر باشد.
بازارها نيز به اين هشدارها بياعتنا نبودهاند. قيمت نفت در هفتههاي اخير نوسانات شديدي را تجربه كرده و معاملهگران با كوچكترين خبر سياسي واكنش نشان دادهاند. سرمايهگذاران نگراناند كه هرگونه اختلال طولانيمدت در صادرات نفت خليج فارس، توازن شكننده عرضه و تقاضا را بر هم بزند. در چنين شرايطي، افزايش قيمت سوخت در سراسر جهان تقريباً اجتنابناپذير خواهد بود. افزايش بهاي انرژي تنها به معناي گران شدن بنزين نيست. انرژي در قلب تمام فعاليتهاي اقتصادي قرار دارد؛ از حملونقل و توليد صنعتي گرفته تا كشاورزي، خدمات و تجارت جهاني. وقتي نفت و گاز گران ميشود، هزينه توليد كالاها بالا ميرود، نرخ تورم افزايش مييابد و قدرت خريد خانوارها كاهش پيدا ميكند. به همين دليل بحران انرژي معمولاً خيلي زود به بحران معيشتي تبديل ميشود. در واكنش به اين شرايط، آژانس بينالمللي انرژي در ماه مارس با آزادسازي ۴۰۰ ميليون بشكه نفت از ذخاير راهبردي موافقت كرد. هدف از اين اقدام، كنترل بازار و مقابله با جهش قيمتها عنوان شده است. ذخاير استراتژيك نفت معمولاً در شرايط اضطراري مورد استفاده قرار ميگيرد و استفاده از چنين حجمي نشان ميدهد نهادهاي بينالمللي سطح تهديد را جدي ارزيابي كردهاند.
