تطابق با شرایط جدید اقتصادی
نظام اقتصادی و بیزینس در ایران و جهان دیگر به شکل سابق نمیتواند ادامه پیدا کند و شرایط جدیدی در اقتصاد ظهور و بروز پیدا میکند.

نظام اقتصادی و بیزینس در ایران و جهان دیگر به شکل سابق نمیتواند ادامه پیدا کند و شرایط جدیدی در اقتصاد ظهور و بروز پیدا میکند. به عبارت روشنتر، درآمد همه فعالان اقتصادی نیز در این شرایط جدید تغییر کرده و به شکل سابق نخواهد بود. این تغییرات به چه شکل است و چه شرایطی را ایجاد میکند؟
طی سالها و دهههای اخیر مفهومی به نام جهانی شدن اقتصاد شکل گرفته که به نظر من اسم مناسبی نیست و باید واژگان کاربردیتری برای آن انتخاب شود. منظور از جهانی شدن اقتصاد این است که اقتصاد کشورهای مختلف در اقتصاد جهانی ادغام میشود و جهان به سمت یکپارچه شدن میرود. به نظرم این لغت نقلِ معنا پیدا نمیکند و واژه بهتر جهانی شدن قیمتها است. یعنی اینکه هر فردی در هر نقطهای از جهان اگر هزینه حمل و نقل را نادیده بگیرد باید از ارزانترین کسی که آن محصول را ارائه میکند (فازغ از هزینههای حمل و نقل) فقط 4درصد گرانتر محصول خود را عرضه کند. این ضرورت از سال 96 میلادی ایجاد شد. در سال 2001 نخستین فروپاشی در اقتصاد جهان ایجاد شد و فروپاشی بعدی در واکنش به جهانی شدن قیمتها در سال 2008 شکل گرفت. با حضور ترامپ برخی تصور کردند نظام تعرفهای این بازی را بههم زده و جهانی شدن اقتصاد کنار رفته است، اما با رای دادگاه امریکایی درخصوص وتوی نظر ترامپ درباره نظام تعرفهها این روند جهانی شدن قیمتها تداوم پیدا کرد. در ایران هم از زمانی که جهانی شدن قیمتها آغاز شد با تعرفههای سنگین گمرگی تلاش شد با این وضعیت مقابله شود. امسال ایران واردات
ته لنجی را با 5درصد تعرفه آزاد کرد! یعنی با تسامح واردات کالا در ایران آزاد شد و در ایران هم جهانی شدن قیمتها پذیرفته شد. اهل فن میدانند واردات ته لنجی یعنی 90درصد کالاهای ممنوع شده و با تعرفههای بالا تنها با 5درصد گمرک وارد کشور میشوند. اتفاقی که در دادگاههای امریکا درخصوص وتوی نظام تعرفهای اتخاذ شد شبیه همین مجوز ایران برای واردات ته لنجی است. هر دو کشور ملزومات اقتصاد جهانی را پذیرفته و به آن گردن نهادند. مساله این است که اقتصاد ایران در اقتصاد منطقه (پاکستان، قفقاز، افغانستان، عراق، عمان و...) ادغام شده است. در واقع قیمتها منطقهای شده است. یعنی اقتصاد هر کشوری در اقتصاد منطقه ادغام شده است. حال باید دید مبتنی بر تحولات اخیر، اقتصاد جهانی را چطور میتوان پیشبینی کرد؟ قیمتها که جهانی شد و گرانفروشان تضعیف یا حذف شدند، باعث کاهش سود در اقتصادها شد. خروجی این بحث کاهش سود فعالان اقتصادی و در کل کاهش سود فعالیتهای اقتصادی است. چپ و راست در ایران به این نتیجه رسیدهاند که کاهش سود باعث دشواری فعالیتهای اقتصادی شده و باید فکری کرد. بسیاری از افراد تصور میکنند باید کسب و کار خود را تعطیل کنند. این تصور اشتباهی است. استانداردهای حسابداری در جهان تغییر کرده است. اساسا نحوه محاسبه سود در ایران باید همراه با ملاحظاتی باشد. اقتصاد جهانی و جهانی شدن قیمتها میگوید سودی که میتوان از بیزینس خارج کرد باید به اندازهای باشد که فروش کسب و کار به دلار پایین نیاید. سایر مواردی که ذیل عنوان سود فعالیتهای اقتصادی محاسبه میشود، سود فیک است. سودی را میتوان از شرکت و کسب و کار خارج کرد که ارزش شرکت به دلار پایین نیاید. بورس امریکا 42هزار میلیارد دلار است، کل سودی که این بازار در سال 2025 خارج کرده است، 800 میلیارد دلار بوده است که حدود يك درصد ارزش کل بورس امریکا را شامل میشود. در نمونه دیگر، بانکهای امریکایی در سال قبل 40 هزار میلیارد دلار وام دادهاند اما تنها 2 هزار میلیارد دلار وصولی داشتهاند. یعنی بضاعت اقتصاد امریکا برای اینکه وام بدهد و پول بچرخد 2 هزار میلیارد دلار است نه 40 هزار میلیارد دلار. وصولی وامهای بانکهای ایرانی ماهی 5 میلیارد دلار است نه بیشتر. برخی ادعا میکنند 100 میلیارد دلار وصولی در نظام بانکی ایران وجود دارد که اشتباه است. در یک چنین شرایطی فعالان اقتصادی ایرانی باید خود را با شرایط جدید در اقتصاد ایران، منطقه و جهان تطبیق دهند. تحولاتی که در آن قیمتها به امری منطقهای و جهانی بدل شده است، چراکه دیگر اقتصاد محلی و اقتصاد کشوری معنا و مفهومی ندارد.
