بازگشايي تدريجي؛ راهي براي عبور از شوك بازار
شهرام عجمي، فعال بازار سرمايه در يادداشتي نوشت: بازار سرمايه، همچون ساير اركان اقتصادي كشور، در جريان بحران اخير با آسيبهايي مواجه شده است؛ آسيبي كه نهتنها متوجه ساختارهاي مالي و زيرساختي بوده، بلكه بر روان سرمايهگذاران نيز سايه انداخته و سطح نااطميناني را افزايش داده است.
شهرام عجمي، فعال بازار سرمايه در يادداشتي نوشت: بازار سرمايه، همچون ساير اركان اقتصادي كشور، در جريان بحران اخير با آسيبهايي مواجه شده است؛ آسيبي كه نهتنها متوجه ساختارهاي مالي و زيرساختي بوده، بلكه بر روان سرمايهگذاران نيز سايه انداخته و سطح نااطميناني را افزايش داده است. در چنين شرايطي، واكنش سياستگذار و نحوه مديريت بازار، به عاملي تعيينكننده در كنترل تبعات و بازگشت ثبات تبديل ميشود.يكي از اقدامات قابلتوجه نهاد ناظر در دوره پس از وقوع جنگ تحميلي سوم تاكنون، توقف موقت معاملات تا زمان روشنتر شدن افق سياسي و اقتصادي بوده است؛ تصميمي كه اگرچه در كوتاهمدت به محدود شدن نقدشوندگي انجاميده، اما در عينحال از تشديد رفتارهاي هيجاني و تعميق زيانها جلوگيري كرده است.تكميل اين رويكرد در زمان بازگشايي بازار سهام، زماني اثربخش خواهد بود كه با ارايه اطلاعات شفاف از سوي ناشران و ترسيم چشماندازي قابل اتكا براي فعالان بازار همراه شود.در صورت تحقق اين پيششرط، بازگشايي تدريجي بازار ميتواند به عنوان يك راهكار منطقي مطرح باشد؛ بهگونهاي كه ابتدا صنايعي با كمترين ميزان آسيبپذيري وارد چرخه معاملات شوند و در مراحل بعد، صنايع آسيبديدهتر با در نظر گرفتن حمايتهاي هدفمند به بازار بازگردند.اين فرآيند، در صورت همزمان شدن با سياستهاي حمايتي دولت و نهادهاي پولي، ميتواند از شكلگيري شوكهاي مجدد جلوگيري كند. به همين دليل پيش از بازگشايي بازار تأمين منابع مالي كافي براي ايجاد تعادل در بازار اهميت ويژهاي دارد زيرا برآوردها از نياز قابلتوجه نقدينگي براي بازگرداندن ثبات حكايت دارد و نقش دولت و بانك مركزي در اين زمينه، بهويژه از طريق طراحي بستههاي حمايتي و تقويت ابزارهاي مالي غيرمستقيم، برجستهتر ميشود.در كنار همه اين عوامل ايجاد هماهنگي ميان كارگزاران بورس در ارايه تسهيلات به مشتريان اعتباري، ميتواند از بروز ناهماهنگيها و فشار مضاعف بر سرمايهگذاران جلوگيري كند.با اين حال، آنچه در كنار تمام اين تدابير اهميت دارد، رفتار و رويكرد خود سرمايهگذاران است. تجربه نشان داده در مقاطع بحراني، همدلي و نگاه بلندمدت به بازار ميتواند به عبور كمهزينهتر از شرايط كمك كند. در چنين فضايي، الزام ناشران به تداوم اطلاعرساني و حفظ شفافيت، نقشي كليدي در بازسازي اعتماد ايفا خواهد كرد.در نهايت، عبور از اين مقطع، بيش از هر چيز نيازمند تركيبي از سياستگذاري سنجيده، حمايت هدفمند و مشاركت آگاهانه فعالان بازار است؛ مسيري كه اگر با انسجام و تدبير طي شود، ميتواند به بازگشت تدريجي ثبات و احياي اعتماد در بازار سرمايه منجر شود.
