چه كساني از تعطيلي بورس سود كردند؟
توقف بيش از ۵۰ روزه معاملات بورس تهران در شرايط بحراني، همچنان يكي از بحثبرانگيزترين تصميمات اقتصادي كشور است؛ تصميمي كه از يكسو با هدف كنترل ريسك و جلوگيري از ريزشهاي هيجاني گرفته شد، اما از سوي ديگر به گفته برخي كارشناسان، باعث اختلال در كشف قيمت و تضعيف اعتماد سرمايهگذاران شده است.
نبض بورس| توقف بيش از ۵۰ روزه معاملات بورس تهران در شرايط بحراني، همچنان يكي از بحثبرانگيزترين تصميمات اقتصادي كشور است؛ تصميمي كه از يكسو با هدف كنترل ريسك و جلوگيري از ريزشهاي هيجاني گرفته شد، اما از سوي ديگر به گفته برخي كارشناسان، باعث اختلال در كشف قيمت و تضعيف اعتماد سرمايهگذاران شده است. اكنون اين پرسش جدي مطرح است كه ادامه اين وضعيت، در نهايت به ثبات بازار كمك ميكند يا به تعميق ابهامها منجر خواهد شد.
شواهد نشان ميدهد در اين دوره، صندوقهاي درآمد ثابت و ابزارهاي كمريسك بيشترين نفع را بردهاند. اين ابزارها با توجه به وابستگي كمتر به نوسانات بازار سهام، توانستند نقش «پارك پول» را ايفا كنند و ثبات نسبي بازدهي را براي سرمايهگذاران فراهم كنند.
در مقابل، سهامداران خرد بيشترين آسيب را تجربه كردند. توقف معاملات باعث شد نقدشوندگي داراييها از بين برود و امكان مديريت پرتفوي براي اين گروه عملاً محدود شود. اين وضعيت، سرمايهگذاران را در بلاتكليفي تصميمگيري قرار داده است.
بازارهاي مالي در هفتههاي اخير بهشدت تحت تأثير تحولات سياسي و سيگنالهاي مذاكراتي قرار داشتهاند. رفتار معاملهگران بيش از هر زمان ديگري به اخبار وابسته شده و همين موضوع باعث شده عدم قطعيت در بازارها افزايش يابد.
در چنين فضايي، بسياري از سرمايهگذاران ترجيح دادهاند به سمت داراييهاي كمريسكتر حركت كنند. تداوم توقف بورس نيز اين روند را تقويت كرده و عملاً سرمايهگذاري در سهام را به حاشيه رانده است.
حاميان اين تصميم معتقدند در شرايطي كه ريسكهاي سيستماتيك در اوج قرار دارد، باز بودن بازار ميتواند منجر به صفهاي فروش سنگين و ريزشهاي كنترلناپذير شود. از اين منظر، توقف معاملات نوعي وقفه حفاظتي است كه به بازار فرصت ميدهد از شوك اوليه عبور كند.
در مقابل، منتقدان بر اين باورند كه تعطيلي بازار، اگرچه ممكن است در كوتاهمدت از افت شديد جلوگيري كند، اما در بلندمدت به تضعيف اعتماد سرمايهگذاران منجر ميشود. به گفته آنها، بازار سرمايه بايد همواره محل كشف قيمت و نقدشوندگي باشد و اختلال در اين كاركرد، ميتواند پيامدهاي منفي جدي داشته باشد.
اين گروه تأكيد ميكنند كه فشار فروش حذف نميشود، بلكه انباشته ميشود و ممكن است پس از بازگشايي بازار، با شدت بيشتري تخليه شود.
برخي تحليلگران رويكردي ميانه دارند. از نگاه آنها، اصل تعطيلي در شرايط بحراني قابل دفاع است، اما تداوم آن بدون نقشه راه شفاف، بهمرور آثار منفي خود را نشان ميدهد. در اين ديدگاه، مهمترين موضوع نه توقف، بلكه نحوه مديريت دوره تعطيلي و فرآيند بازگشايي بازار است.
در اين مدت، برخي ابزارهاي مالي مانند صندوقهاي درآمد ثابت و صندوقهاي كالايي بهتدريج بازگشايي شدند. اين بازارها توانستند در مدت كوتاهي به تعادل نسبي برسند و بدون تنش جدي به فعاليت ادامه دهند؛ موضوعي كه نشان ميدهد مديريت مرحلهاي بازار امكانپذير است.
با اين حال، مهمترين سوال همچنان پابرجاست: بازار سهام چه زماني بازگشايي ميشود؟
كارشناسان معتقدند يكي از پيشنيازهاي كليدي، شفافسازي اثرات بحران بر عملكرد شركتها است. بدون اين اطلاعات، فرآيند كشف قيمت واقعي با اختلال مواجه خواهد شد.
در نهايت، تصميم به توقف معاملات بورس را ميتوان از دو زاويه بررسي كرد: اگر هدف، كنترل كوتاهمدت ريسك و جلوگيري از هيجان باشد، اين تصميم قابل دفاع است، اما اگر اعتماد، شفافيت و نقدشوندگي در اولويت باشد، ادامه اين وضعيت ميتواند چالشبرانگيز شود.
آنچه اكنون اهميت دارد، بازگشايي تدريجي، شفاف و همراه با سياستهاي حمايتي است. در غير اين صورت، طولاني شدن توقف معاملات ممكن است اين پيام را به بازار منتقل كند كه ريسك حضور در بورس بيش از حد انتظار است؛ موضوعي كه ميتواند بر آينده بازار سرمايه اثرگذار باشد.
