تاثير محاصره دريايي امريكا در اقتصاد خانوارها

۱۴۰۵/۰۱/۳۱ - ۰۰:۳۵:۲۶
کد خبر: ۳۸۳۷۰۵

دو پرسش مهم اقتصادي اين روزها در فضاي افكار عمومي ايران وجود دارد؛ نخست اينكه افكار عمومي ايرانيان مي‌خواهند بدانند ادعاي محاصره دريايي ترامپ و امريكا آيا تبعات منفي در تامين اقلام اساسي و روند عادي اقتصاد خانوارها خواهد داشت يا نه؟ پرسش مهم بعدي هم دورنماي تحولات اقتصادي كشور در شرايط مذاكراتي ايران و امريكاست.

مجيدرضا حريري

دو پرسش مهم اقتصادي اين روزها در فضاي افكار عمومي ايران وجود دارد؛ نخست اينكه افكار عمومي ايرانيان مي‌خواهند بدانند ادعاي محاصره دريايي ترامپ و امريكا آيا تبعات منفي در تامين اقلام اساسي و روند عادي اقتصاد خانوارها خواهد داشت يا نه؟ پرسش مهم بعدي هم دورنماي تحولات اقتصادي كشور در شرايط مذاكراتي ايران و امريكاست. در واقع مردم مي‌خواهند بدانند تحولات بازارها حاكي از احتمال بالاي توافق است يا تداوم تنش؟

1) گفته مي‌شود از طريق تحولات بازارها مي‌توان تصويري از چشم‌اندازهاي سياسي و تحولات ديپلماسي كشورها به دست آورد، اما در شرايطي كه چهره‌هايي مانند ترامپ هر روز خبر كذب، جعلي و غير قابل استناد منتشر مي‌كنند، دشوار است كه با تكيه بر تحولات بازارها بتوان تصويري از دورنماي سياسي به دست آورد. در چنين شرايطي بازارها بيش از آنكه بازتاب واقعيت‌هاي اقتصادي باشند، تحت‌الشعاع روايت‌‌ها و نمايش‌‌هاي سياسي قرار مي‌گيرند. همين مساله باعث شده سيگنال‌‌هايي كه از بازارها دريافت مي‌شود، بيش از هر زمان ديگري مبهم و غيرقابل اتكا باشد. تغييرات قيمت نفت، فلزات، مواد معدني يا شاخص‌هاي مالي مي‌تواند پيام‌هايي درباره آينده اقتصاد جهاني و تحولات سياسي بدهد. تحليلگران اقتصادي سال‌هاست از همين نشانه‌ها براي پيش‌بيني روندهاي آينده استفاده مي‌كنند. اما زماني كه فضاي سياسي و امنيتي دچار تنش‌هاي شديد مي‌شود، اين قاعده تا حد زيادي كارايي خود را از دست مي‌دهد. اظهارنظرهاي تند سياستمداراني مانند ترامپ، تهديدها يا حتي نمايش‌هاي رسانه‌‌اي مي‌تواند به سرعت باعث نوسان در بازارهاي جهاني شود. در نتيجه قيمت‌ها ديگر صرفا بر اساس عرضه و تقاضا تغيير نمي‌كنند، بلكه تحت تاثير فضاي رواني شكل‌ گرفته در عرصه سياست قرار مي‌گيرند. به همين دليل است كه ممكن است در يك روز شاهد جهش قابل توجه قيمت‌‌ها باشيم و روز بعد همان بازار با افتي ناگهاني روبه‌رو شود. اين وضعيت باعث شده تحليل رفتار بازارها دشوارتر از گذشته شود. وقتي بازارها خود دچار سردرگمي هستند، طبيعي است پيام‌هايي كه از آنها دريافت مي‌شود نيز چندان قابل اعتماد نباشد. در واقع بازارها در چنين شرايطي بيش از آنكه راهنما باشند، خود بخشي از فضاي مبهم و پرابهام موجود هستند. 

2) در كنار اين موضوع، يكي از نگراني‌هايي كه اين روزها در افكار عمومي ايرانيان مطرح مي‌شود، مساله تامين كالاهاي اساسي در شرايط بحران و محاصره دريايي است. بحث‌هايي درباره محدوديت‌هاي احتمالي در مسيرهاي حمل‌ونقل يا تجارت خارجي مطرح شده و همين موضوع نگراني‌‌هايي درباره كمبود كالا در بازار ايجاد كرده است.

با اين حال شواهد نشان مي‌دهد كه براي چنين شرايطي از پيش برنامه‌ريزي‌هايي انجام شده و ذخاير كالاهاي اساسي نسبت به حالت عادي افزايش يافته است.بر اساس اعلام چهره‌هاي دولتي در ماه‌هاي گذشته تلاش شده با تقويت ذخاير راهبردي و ايجاد مسيرهاي جايگزين براي واردات، ريسك اختلال در تامين كالاهاي ضروري كاهش پيدا كند. علاوه بر مسيرهاي دريايي، مسيرهاي زميني نيز براي انتقال كالا در نظر گرفته شده تا در صورت بروز محدوديت در يك مسير، امكان استفاده از مسيرهاي ديگر وجود داشته باشد. همين مساله باعث شده بازار مصرف تا امروز با كمبود گسترده كالاهاي اساسي مواجه نشود.

3) با اين حال چالش‌‌ها تنها به مساله تامين مستقيم كالا محدود نمي‌شود. يكي از حلقه‌هاي مهم در زنجيره عرضه، مواد اوليه و نهاده‌هايي است كه براي توليد يا بسته‌بندي كالاها استفاده مي‌شود. بسياري از محصولات مصرفي براي عرضه در بازار به مواد اوليه‌اي مانند پليمرها و مشتقات پتروشيمي نياز دارند. موادي مانند PET، PVC و ديگر محصولات مشابه نقش مهمي در بسته‌‌بندي كالاها دارند. اگر توليد يا تامين اين مواد دچار اختلال شود، حتي در شرايطي كه خود كالا در داخل كشور توليد مي‌شود، روند عرضه آن با مشكل مواجه خواهد شد. براي مثال ممكن است توليد محصولات لبني ادامه داشته باشد، اما در صورت كمبود مواد بسته‌بندي، عرضه اين محصولات در بازار با محدوديت روبه‌‌رو شود. نشانه‌هايي از آشفتگي در بازار برخي از اين مواد اوليه نيز ديده مي‌شود و همين مساله نشان مي‌دهد كه مديريت دقيق اين بخش از زنجيره تامين اهميت زيادي دارد. از اين رو لازم است سياستگذاران اقتصادي از هم‌اكنون براي واردات برخي مواد اوليه يا كالاهايي كه احتمال كمبود آنها وجود دارد، برنامه‌ريزي كنند. واردات هدفمند مي‌تواند به حفظ تعادل در بازار كمك و از بروز بحران در زنجيره عرضه جلوگيري كند. در عين حال تجربه هفته‌هاي گذشته نشان مي‌دهد كه بازار مصرف تا حد زيادي توانسته ثبات خود را حفظ كند. فروشگاه‌ها با كمبود گسترده كالا روبه‌رو نبوده‌اند و اقلام ضروري در دسترس مردم قرار داشته است. اين مساله نشان مي‌دهد كه مديريت بازار و تامين كالاها تاكنون تا حد قابل قبولي انجام شده است. براي اين منظور بايد از جناب آقاي دكتر عارف، معاون اول رييس‌جمهور و مسوول برنامه‌ريزي‌هاي اجرايي كشور تشكر و قدرداني كنيم. 

4) در عين حال بايد توجه داشت كه پيامدهاي اقتصادي بحران‌ها معمولا با تاخير ظاهر مي‌شوند. جنگ يا تنش‌هاي سياسي تنها به خسارت‌هاي مستقيم محدود نمي‌شود و آثار اقتصادي آن ممكن است در ماه‌ها و حتي سال‌هاي بعد نمايان شود. بنابراين مديريت اين شرايط نيازمند برنامه‌ريزي دقيق و نگاه بلندمدت است. در چنين شرايطي نقش سياستگذاري هوشمندانه اهميت زيادي پيدا مي‌كند. استفاده از ابزارهايي مانند كالابرگ الكترونيك مي‌تواند به توزيع عادلانه‌تر كالاهاي ضروري كمك كند و فشار اقتصادي بر خانوارهاي كم‌درآمد را كاهش دهد. چنين ابزارهايي در شرايط بحران مي‌توانند به حفظ ثبات اجتماعي و اقتصادي كمك كنند. در نهايت بايد پذيرفت كه در فضاي پرتنش سياسي، بازارها ديگر آن قطب‌نماي قابل اتكاي گذشته نيستند. نوسانات قيمتي در چنين شرايطي بيشتر بازتاب فضاي رواني و سياسي است تا واقعيت‌هاي اقتصادي. بنابراين تحليل اقتصاد در اين دوره بيش از هر زمان ديگري نيازمند احتياط، نگاه جامع و توجه به عوامل فراتر از بازارهاست.