اضطراب كودكان با سركوب احساسات به لايههاي عميقتر روان نفوذ ميكند
در روزگاري كه سايه بحران و ناامني بر زندگي روزمره خانوادهها سنگيني ميكند، كودكان به عنوان آسيبپذيرترين گروه اجتماعي، بيش از هر زمان ديگري در معرض فشارهاي رواني قرار ميگيرند؛ فشارهايي كه گاه نه با صداي انفجار و صحنههاي آشكار خشونت، بلكه در سكوت تغييرات محيطي، اضطراب پنهان والدين و برهم خوردن نظم عادي زندگي به درون ذهن آنان راه مييابد. كودك، جهان را از دريچه احساسات تجربه ميكند و هرگونه اختلال در اين جهان، ميتواند تعادل رواني او را بهطور جدي تحت تأثير قرار دهد.
در روزگاري كه سايه بحران و ناامني بر زندگي روزمره خانوادهها سنگيني ميكند، كودكان به عنوان آسيبپذيرترين گروه اجتماعي، بيش از هر زمان ديگري در معرض فشارهاي رواني قرار ميگيرند؛ فشارهايي كه گاه نه با صداي انفجار و صحنههاي آشكار خشونت، بلكه در سكوت تغييرات محيطي، اضطراب پنهان والدين و برهم خوردن نظم عادي زندگي به درون ذهن آنان راه مييابد. كودك، جهان را از دريچه احساسات تجربه ميكند و هرگونه اختلال در اين جهان، ميتواند تعادل رواني او را بهطور جدي تحت تأثير قرار دهد. در چنين شرايطي، آنچه بيش از هر چيز اهميت پيدا ميكند، نحوه مواجهه بزرگترها با ترسها و اضطرابهاي كودك است؛ مواجههاي كه اگر ناآگاهانه و همراه با سركوب احساسات باشد، نهتنها به كاهش اضطراب كمك نميكند، بلكه آن را به لايههاي عميقتر روان كودك سوق ميدهد. برخلاف تصور رايج، كودكان براي درك بحران نيازي به مشاهده مستقيم وقايع تلخ ندارند؛ آنها از نشانههاي ظريفي همچون لحن صداي والدين، نگرانيهاي پنهان در چهرهها و تغيير در برنامههاي روزمره، ناامني را احساس ميكنند. اين دريافتهاي خام و پردازشنشده، اگر با بيتوجهي يا انكار همراه شود، ميتواند به شكلهاي مختلفي از جمله كابوسهاي شبانه، رفتارهاي پرخاشگرانه يا بازگشت به الگوهاي رفتاري گذشته بروز پيدا كند. از اينرو، نقش والدين در اين ميان، نقشي حياتي و تعيينكننده است؛ نقشي كه نيازمند آگاهي، صبوري و مهارت در برقراري ارتباطي همدلانه با كودك است.
سركوب احساسات و راندن اضطراب به لايههاي عميقتر روان
سمانه يگانه، روانپزشك و روان درمانگر با تاكيد بر لزوم مراقبت و حمايت ويژه از كودكان در دوران جنگ و پس از آن، به ايرنا گفت: سركوب احساسات دقيقاً همان كاري است كه اضطراب را به درون لايههاي عميقتر روان ميراند؛ بنابراين هرگز نبايد ترس كودك را ناديده گرفت يا سركوب كرد. او افزود: كودكان حتي بدون ديدن صحنههاي خونين، استرس محيطي را از تغيير لحن صداي والدين، نگاههاي دلهرهآور و قطع شدن ناگهاني برنامههاي عادي زندگي حس ميكنند. نخستين اقدام والدين، ميتواند همدلي ساده باشد و گفتن جملاتي مانند: «ميبينم كه ترسيدي، صدا خيلي بلند بود، بيا بغلم» اين جملات كوتاه، ميتواند اعتبار بخشي به احساسات را انجام دهد. اين روانپزشك اظهار كرد: حفظ سه وعده غذا، زمان خواب مشخص و چند دقيقه بازي تكراري، حس قابل پيشبيني بودن را به كودك بازميگرداند و كمك ميكند تا مغز كودك در بحران به هر سرنخي از نظم بچسبد و آشوب بيروني را تاب بياورد. يگانه با ارايه هشدار نسبت به شنيدن و ديدن اخبار رسانهها، تاكيد كرد: ديدن تصاوير خشن حتي اگر كودك مستقيم به صفحه نمايش نگاه نكند، از طريق صداها و نورهاي چشمكزن به ضمير ناخودآگاهش نفوذ ميكند، در اين شرايط توصيه ما اين است كه والدين در شرايط درگيري فعال، تلويزيون را كاملاً خاموش كنند و اخبار را فقط در زمان خواب كودك يا در فضايي دور از او پيگيري كنند. او اضافه كرد: كودكان نميتوانند بگويند كه استرس پس از سانحه دارند اما آن را در نقاشيهايي با رنگ سياه، بازي با آمبولانسها و سربازها، يا كابوسهاي مكرر نشان ميدهند، به والدين توصيه كرد كه كه اين بازيها را ممنوع نكنند، بلكه كنار كودك بنشينند و بگذارند داستان بازي را خودش روايت كند؛ اين همان پردازش طبيعي تروما است.
تكنيكهاي ساده جسمي براي كاهش اضطراب لحظهاي
يگانه، با اشاره به تكنيكهاي ساده جسمي براي كاهش اضطراب لحظهاي گفت: از كودك بخواهيد مثل يك بادكنك بزرگ نفس بكشد؛ عميق از بيني هوا بگيرد و آرام از دهان بيرون بدهد. اين رواندرمانگر، ماساژ ملايم پشت يا شانه و حتي نوشيدن يك ليوان آب خنك را راهكارهايي فوري براي قطع چرخه استرس عنوان كرد و از والدين خواست به اين توصيهها توجه كنند. او درباره پاسخ به پرسشهاي دشوار كودكان مثل اينكه «آيا ما ميميريم؟» توصيه كرد كه والدين دروغ نگويند، مثلاً نگويند صدا آتشبازي است اما هرگز جزييات وحشتناك را شرح ندهند و به كودك پاسخ دهند كه «الان اينجا امن هستيم و من تمام تلاشم را ميكنم تا مراقب تو باشم».
ضرورت كنترل اضطراب والدين
اين روانپزشك با بيان اينكه مراقبت از والدين نكته مهمي است، تأكيد كرد: كودكي كه مادر يا پدر مضطرب و فروپاشيده را ميبيند، پناهگاه اصلي خود را از دست ميدهد؛ بنابراين اولين اقدام براي كمك به كودك، كنترل اضطراب والدين است؛ حتي اگر به معناي چند دقيقه تنفس عميق پشت در بسته باشد. يگانه درباره علائم هشداردهنده كه نياز به مداخله تخصصي دارند، توضيح داد كه شبادراري در كودكي كه قبلاً كنترل داشته، لكنت ناگهاني، كندن مو يا مژه، كابوسهاي شديد شبانه و پرخاشگري بيسابقه از علائمي است كه والدين پس از مشاهده آنها بايد براي رفع آن به افراد متخصص مراجعه كنند. اين علائم فراتر از استرس عادي هستند و والدين بايد در اسرع وقت به روانپزشك كودك مراجعه كنند. او با اشاره به اهميت عاديسازي شرايط براي كودك گفت: به كودك بگوييد ترسيدن در اين شرايط طبيعي است، حتي بزرگترها هم ميترسند، اين جمله به كودك ميفهماند كه يك انسان عادي در شرايط سخت است. اين روانپزشك افزود: گفتن داستان از جمله داستانهاي قهرماناني كه بر مشكلات غلبه ميكنند، ميتواند ذهن كودك را از صداهاي بيرون منحرف كند و اميد را زنده نگه ميدارد. به گفته وي، خانوادهها به ياد داشته باشند كه آغوش يك مادر يا پدر ميتواند از هر پناهگاهي مستحكمتر باشد.
