ناپديد شدن دو غول فولاد

۱۴۰۵/۰۱/۲۷ - ۰۱:۴۰:۳۶
کد خبر: ۳۸۳۲۲۶

كيان لايو| حملات اخير به دو بازيگر كليدي صنعت فولاد، يعني فولاد مباركه و فولاد خوزستان، تعادل نسبي زنجيره فولاد كشور را به‌طور جدي برهم زده است.

كيان لايو| حملات اخير به دو بازيگر كليدي صنعت فولاد، يعني فولاد مباركه و فولاد خوزستان، تعادل نسبي زنجيره فولاد كشور را به‌طور جدي برهم زده است. در حالي كه پيش از اين بازار با كسري محدود برخي محصولات مانند ورق گرم مواجه بود، اكنون با حذف بخش بزرگي از ظرفيت توليد، هم‌زمان شاهد مازاد مواد اوليه در بالادست و كمبود شديد در محصولات نهايي هستيم؛ وضعيتي كه نه‌تنها سياست‌هاي فروش شركت‌هايي مانند چادرملو و گهرزمين را دگرگون مي‌كند، بلكه چشم‌انداز سودآوري و تجارت كل زنجيره فولاد را نيز وارد مرحله‌اي تازه و پرچالش كرده است.

قبل از حملات به دو شركت مهم صنعت فولاد، زنجيره فولاد نسبتا موازنه بود و مشكل جدي در تامين مواد در بالادست و پايين دست زنجيره وجود نداشت. اگرچه در برخي محصولات مانند ورق گرم كسري داشتيم اما با واردات، كسري قابل رفع بود. در شرايط پس از جنگ، صنعت فولاد ابعاد كوچك‌تري دارد و حذف موقت فولاد مباركه و خوزستان، تاثير با اهميتي بر سياست‌هاي فروش دو شركت چادرملو و گهرزمين خواهد گذاشت و باعث ايجاد مازاد مواد معدني به ويژه كنسانتره خواهد شد. علاوه بر چالش مازاد مواد معدني در شركت‌هاي مركز كشور، مشكل جدي‌تر براي شركت‌‍هاي مستقر در سنگان ميباشد كه به آن خواهيم پرداخت.

علاوه بر تغييرات در عرضه و تقاضا محصولات بالا دست زنجيره، از دست رفتن قسمت عمده توليد اسلب كشور، بخش مياني و در نتيجه محصولات نهايي فولادي را به شكل جدي تضعيف مي‌كند. در واقع بخش مهمي از اسلب كشور توسط شركت‌هاي فولاد مباركه و فولاد خوزستان تامين مي‌شد. با عدم توليد اين دو شركت، تامين اسلب براي ساير ورق‌سازان با مشكل جدي رو به رو خواهد شد.

فولاد مباركه و فولاد خوزستان پيش‌تر و در مجموع، ۱۲ ميليون تن كنسانتره و ۶ ميليون تن گندله مصرف مي‌كردند. حذف دو مصرف‌كننده بزرگ از كنسانتره و گندله منطقه سنگان، وضعيت كمبود عرضه مواد اوليه را به مازاد عرضه تغيير مي‌دهد. اين مهم، صادرات مواد اوليه به خصوص از منطقه سنگان را تسهيل خواهد كرد. همچنين كاهش تقاضاي محصول منطقه سيرجان به نفع شركت‌هاي باقيمانده به خصوص فولاد كاوه و فولاد هرمزگان تمام خواهد شد.منطقه مركز كشور و منطقه سيرجان، مهم‌ترين تامين‌كننده‌هاي مواد اوليه براي شركت‌هاي فولادي هستند. فولادمباركه بخش مهمي از مواد اوليه مورد نياز خود را از مركز كشور تامين مي‌كند. به ترتيب چادرملو و گهرزمين سهم 50% و 19% از تامين كنسانتره فولاد مباركه دارند.بيشترين ضربه را از محل فولاد مباركه شركت چادرملو و شركت سنگان فولاد مباركه خواهند خورد. در واقع حدود 3 تا 4 ميليون تن از تقاضاي كنسانتره چادرملو به واسطه حذف فولاد مباركه از بين خواهد رفت.بنابرين از محل حذف فولاد خوزستان، حدود 1.5 ميليون تن از تقاضاي كنسانتره چادرملو كاهش خواهد يافت. در مجموعه حدود 5 ميليون تن كاهش تقاضاي كنسانتره براي چادرملو و حدود 2 تا 3 ميليون تن براي گهرزمين رخ خواهد داد كه انتظار داريم ضريب كنسانتره در مركز كشور كاهش جدي تا 14% را داشته باشد.

دو شركت در گذشته نشان داده‌اند پتانسيل بالايي براي صادرات كنسانتره دارند. در صورت رفع مشكل صادرات، شاهد افزايش صادرات مواد معدني به ويژه كنسانتره خواهيم بود.

منطقه سنگان از جمله بزرگ‌ترين ذخاير سنگ آهن كشور است اما به دليل مسافت بالا تا توليدكنندگان اصلي فولاد، توان رقابت آن كاهش يافته است.فولاد مباركه ۷درصد كنسانتره و ۹۱درصد گندله خود را از سنگان تأمين كرده و فولاد خوزستان نيز ۳۰درصد كنسانتره و ۶۶درصد گندله را از اين منطقه دريافت مي‌كند.با ابهام در تقاضاي ۵ ميليون تني، عرضه منطقه سنگان در داخل تقاضاي كافي نخواهد داشت. همچنين، هزينه ۲۵ تا ۳۰ دلاري حمل تا بنادر صادراتي، توجيه اقتصادي صادرات را كاهش مي‌دهد. در اين وضعيت، تنها راهكار فروش با تخفيف بيشتر يا صادرات با حاشيه سود پايين است كه در نهايت منجر به كاهش حاشيه سود توليدكنندگان سنگان خواهد شد.در غياب ۹ ميليون تن توليد اسلب و ۶ ميليون تن ورق گرم مباركه، كمبود ورق به شكل بي‌سابقه‌اي تشديد مي‌شود.تنها راه جبران، واردات و بهره‌برداري از طرح ورق گل‌گهر است. اين پروژه در بهترين حالت ۳ ميليون تن توليد خواهد داشت كه بسيار كمتر از نياز كشور است.

ارزش جايگزيني واحدهاي از بين رفته بيش از 8 ميليارد دلار ميباشد.فولاد خوزستان: حدود ۱.۸ تا ۲ ميليارد دلار + ۱.۵ ميليارد دلار زيرمجموعه‌ها

فولاد مباركه: حدود ۴.۵ ميليارد دلار خطوط توليد + ۱ ميليارد دلار نيروگاه‌ها + ۵ ميليارد دلار زيرمجموعه‌ها كه در مجموع: حدود ۱۰.۵ ميليارد دلار است.  شركت‌هاي پايين دست وابستگي شديدي به فولاد مباركه دارند. صنايع ورق گالوانيزه، لوله‌سازي و غلتك‌سازي با چالش جدي تامين مواد اوليه و فروش مواجه خواهند شد.

وضعيت شركت‌هاي مصرف‌كننده ورق بدين شرح است: شركت فجر: وابستگي تقريبا 100% به فولاد مباركه و موجودي فعلي براي يك فصل، شركت فسپا: موجودي براي حدود دو ماه و برنامه واردات از روسيه و چين، افت فروش در صنعت غلتك‌سازي، شركت چدن در تامين مواد اوليه مشكلي ندارد، اما فروش آن به‌شدت وابسته به فولاد مباركه است.

حدود ۲۰ تا ۲۵ درصد سود از صادرات و ۲۵ درصد از زيرمجموعه تأمين مي‌شود، اما در مجموع حدود ۵۰درصد سود شركت وابسته به فولاد مباركه است.