آسيب شركتها؛ مانع اصلي بازگشايي بازار سهام
با اعلام آتشبس دو هفتهاي و فروكشكردن نسبي تنشها، نگاه بسياري از فعالان اقتصادي و سهامداران به تصميم سازمان بورس دوخته شده بود.
با اعلام آتشبس دو هفتهاي و فروكشكردن نسبي تنشها، نگاه بسياري از فعالان اقتصادي و سهامداران به تصميم سازمان بورس دوخته شده بود. توقف معاملات بازار سهام در روزهاي گذشته، عملا بورس را به يكي از اصليترين كانونهاي بلاتكليفي اقتصادي تبديل كرده و اين پرسش را به وجود آورده بود كه آيا با آغاز دوره آتشبس، امكان بازگشايي بازار سرمايه فراهم ميشود يا خير.در همين فضا، زمزمههايي از درخواست برخي فعالان بازار براي ازسرگيري معاملات شنيده ميشد؛ درخواستهايي كه عمدتاً با هدف بازگشت نقدشوندگي، تعيين تكليف پرتفوي سهامداران و كاهش فشار رواني ناشي از توقف معاملات مطرح ميشد. با اين حال، سازمان بورس در اطلاعيهاي رسمي اعلام كرد كه در هفته جاري نيز معاملات بازار سهام همچنان متوقف خواهد بود؛ تصميمي كه بار ديگر موضوع زمان و چگونگي بازگشايي بورس را به صدر بحثهاي كارشناسي بازگرداند.اين تصميم اگرچه براي بخشي از سهامداران نااميدكننده بود، اما از منظر كارشناسان بازار سرمايه، نشانهاي از رويكرد محتاطانه سياستگذار در مواجهه با شرايط ناپايدار فعلي تلقي ميشود. شرايطي كه به گفته تحليلگران، هنوز فاصله قابلتوجهي با ثبات لازم براي بازگشايي يك بازار حساس و مبتني بر انتظارات مانند بورس دارد.
آتشبس؛ آرامش موقت با ريسكهاي پابرجا
كوروش آسايش، كارشناس بازار سرمايه، در گفتوگو با خبرنگار اقتصادي باشگاه خبرنگاران جوان با اشاره به ماهيت آتشبس، معتقد است كه نبايد اين وضعيت را به عنوان يك نقطه امن و پايدار براي تصميمگيريهاي مهم اقتصادي تلقي كرد.او ميگويد: آتشبس ذاتاً يك وضعيت موقتي و شكننده است. هر لحظه امكان نقض آن يا بازگشت تنشها وجود دارد. بازار سرمايه بهشدت به اخبار سياسي و امنيتي حساس است و بازگشايي آن در چنين شرايطي ميتواند ريسكهاي جدي براي سهامداران به همراه داشته باشد.به گفته اين كارشناس، بازگشايي بورس نيازمند حداقلي از اطمينان و پيشبينيپذيري است؛ مولفههايي كه هنوز بهطور كامل در فضاي اقتصادي كشور شكل نگرفتهاند. به همين دليل، هرگونه تصميم شتابزده ميتواند اثر معكوس داشته باشد و به جاي آرامسازي بازار، بر دامنه نوسانات و هيجانات بيفزايد.
وضعيت شركتها عاملي تعيينكننده در رفتار بازار
يكي از مهمترين محورهاي نگراني در خصوص بازگشايي بازار سهام، وضعيت عملياتي شركتهاي بورسي است. در هفتههاي گذشته، برخي شركتها بهدليل شرايط خاص ايجادشده، با توقف يا كاهش فعاليت مواجه شدهاند؛ موضوعي كه مستقيما بر سودآوري و چشمانداز آنها تأثير ميگذارد. آسايش در اين باره توضيح ميدهد: بخش قابل توجهي از شركتهاي بورسي، بهويژه برخي ليدرهاي بازار، در روزهاي اخير آسيب ديدهاند. يا فعاليتشان متوقف شده، يا بخشي از ظرفيت توليد خود را از دست دادهاند. طبيعي است كه سهامداران اين شركتها در صورت بازگشايي بازار، تمايل بالايي به فروش داشته باشند. او تأكيد ميكند كه همين موضوع ميتواند به شكلگيري فشار فروش هيجاني منجر شود؛ فشاري كه نهتنها به افت قيمتها دامن ميزند، بلكه تعادل كلي بازار را نيز بههم ميريزد. از نگاه اين كارشناس، بازاري كه در آن وضعيت بنيادي بسياري از نمادها نامشخص است، آمادگي پذيرش معاملات گسترده را ندارد.
نقدشوندگي مفهومي كه با بازگشايي صوري محقق نميشود
يكي از استدلالهاي موافقان بازگشايي بازار سهام، موضوع نقدشوندگي است؛ اين تصور كه باز شدن معاملات ميتواند امكان خريد و فروش را براي سهامداران فراهم كند. اما كارشناسان معتقدند كه نقدشوندگي واقعي با بازگشايي صوري بازار تفاوت دارد. آسايش در اين زمينه ميگويد: اگر بازار در شرايطي باز شود كه اكثريت سهامداران فروشنده باشند، صفهاي فروش سنگين شكل ميگيرد. در چنين حالتي، نهتنها نقدشوندگي افزايش پيدا نميكند، بلكه بسياري از سهامداران عملا امكان فروش دارايي خود را هم نخواهند داشت.به گفته او، نقدشوندگي زماني معنا دارد كه بازار متعادل باشد و خريدار و فروشنده در شرايط منطقي با يكديگر تعامل كنند. در غير اين صورت، بازگشايي بازار تنها به قفلشدن نمادها و تشديد نارضايتي سهامداران منجر خواهد شد.
نقش نهادهاي حمايتي؛ موثر اما محدود
در شرايط بحراني، معمولا نگاهها به سمت نهادهاي حمايتي بازار مانند صندوق توسعه بازار، صندوق تثبيت بازار و هلدينگهاي بزرگ معطوف ميشود. با اين حال، كارشناسان معتقدند كه حتي ورود اين نهادها نيز نميتواند بهتنهايي تعادل بازار را تضمين كند. آسايش در اين باره توضيح ميدهد: حتي اگر اركان بازار تصميم بگيرند همزمان با بازگشايي، حمايتهاي گستردهاي انجام بدهند، باز هم اين حمايتها در فضاي هيجاني اثرگذاري محدودي خواهد داشت. وقتي ترس بر بازار حاكم باشد، منابع حمايتي هم نميتوانند مانع از ريزش قيمتها شوند. او معتقد است كه استفاده از ابزارهاي حمايتي بايد در زماني انجام شود كه بازار ظرفيت بازگشت به تعادل را داشته باشد، نه در شرايطي كه هر حمايت كوتاهمدت ميتواند با موج جديدي از فروش خنثي شود.
صبر به عنوان استراتژي كمهزينهتر
در مجموع، تحليل اين كارشناس بازار سرمايه نشان ميدهد كه صبر كردن، كمهزينهترين و منطقيترين گزينه پيشروي سياستگذار است. به اعتقاد او، بهتر است حداقل دو هفته ديگر سپري شود تا فضاي اقتصادي و سياسي به ثبات نسبي برسد و سپس درباره بازگشايي بازار تصميمگيري شود. آسايش تأكيد ميكند: در اين فاصله، ميتوان وضعيت شركتها را دقيقتر بررسي كرد، گزارشهاي شفافتري به بازار ارايه داد و سناريوهاي مختلف بازگشايي را طراحي كرد. بازگشايي بازار زماني بايد انجام شود كه احتمال زيان گسترده سهامداران به حداقل برسد. تصميم سازمان بورس براي ادامه توقف معاملات بازار سهام در هفته جاري، اگرچه ممكن است براي بخشي از فعالان بازار نااميدكننده باشد، اما از منظر كارشناسي، اقدامي محتاطانه و مبتني بر واقعيتهاي موجود ارزيابي ميشود. آتشبس شكننده، وضعيت نامشخص برخي شركتهاي بورسي، احتمال تشديد هيجانات و محدوديت اثرگذاري حمايتها، همگي عواملي هستند كه بازگشايي زودهنگام بازار را به اقدامي پرريسك تبديل ميكنند. در چنين شرايطي، به نظر ميرسد حفظ آرامش، مديريت انتظارات و فراهمكردن بستر مناسب براي بازگشايي اصولي بازار، بيش از هر زمان ديگري اهميت دارد؛ مسيري كه اگرچه نيازمند صبر است، اما ميتواند از تحميل زيانهاي سنگين به سهامداران و تضعيف اعتماد عمومي به بازار سرمايه جلوگيري كند.
