درباره محاصره دريايي ايران

۱۴۰۵/۰۱/۲۷ - ۰۰:۵۸:۲۰
کد خبر: ۳۸۳۲۱۸

امريكا در پنج دهه گذشته انواع تحريم‌ها شامل تحريم‌هاي مالي، فروش هواپيما، قطعات يدكي و همچنين تحريم نفتي را عليه اقتصاد ايران اعمال كرده است به‌طوري كه هر كشوري نفت ايران را خريداري كند، جريمه مي‌شود.

آلبرت بغزيان

امريكا در پنج دهه گذشته انواع تحريم‌ها شامل تحريم‌هاي مالي، فروش هواپيما، قطعات يدكي و همچنين تحريم نفتي را عليه اقتصاد ايران اعمال كرده است به‌طوري كه هر كشوري نفت ايران را خريداري كند، جريمه مي‌شود. در دهه‌هاي اخير ايران نيز برنامه‌ها و اقداماتي را براي بي‌اثركردن تحريم‌هاي امريكا اجرايي كرده است، به نظر مي‌رسد هدف امريكا از اين اقدام جديد، ممانعت كامل از فروش نفت ايران است تا تحريم‌ها اجرايي شود يعني نفتي از ايران خارج نشود. اتفاقات اخير درباره آتش‌بس بخشي از برنامه‌ريزي قبلي امريكا و به‌ويژه ترامپ بوده است، او مي‌خواست شرايطي ايجاد كند كه ايران را به سمت واكنش درباره تنگه هرمز بكشاند و سپس خود وارد عمل شود. وقتي ايران اعلام مي‌كند تردد كشتي‌هايي كه منافع امريكا، اسراييل يا كشورهاي همراه آنان مانند امارات و بحرين را تامين مي‌كنند، محدود خواهد شد، امريكا اين را بهترين فرصت مي‌بيند كه اعلام كند قصد محاصره يا محدودسازي دارد.
با اين كار جريان صادرات نفت از منطقه به‌طور كامل متوقف نمي‌شود، چون در آن صورت كشورهاي حاشيه خليج‌فارس به ‌شدت متضرر مي‌شوند و قيمت نفت به ‌شدت افزايش مي‌يابد، بلكه به شكلي كه مشخصا صادرات نفت ايران محدود شود، اجرا مي‌شود. در اين وضعيت، امريكا مي‌تواند اقدامات خود را چنين توجيه كند كه حضورش در منطقه براي حفاظت از كشتي‌هايي است كه محموله‌هايشان مربوط به كشورهاي همراهش است. همچنين كشتي‌هايي كه از ايران اجازه خروج داشته‌اند، اما هزينه‌ها يا عوارض مورد نظر ايران را پرداخت نكرده‌اند نيز ممكن است دچار محدوديت شوند. نتيجه اين روند افزايش قيمت نفت خواهد بود؛ امريكا با اين كار مسيرهاي ديگري براي تامين نفت برخي كشورها فراهم مي‌كند و حتي ممكن است ايده ايجاد يك مسير آبي جديد از مناطق عمان يا قطر را مطرح كند.

اين تحولات افزايش قيمت جهاني انرژي را در پي دارد و از آنجا كه انرژي يكي از عوامل اصلي توليد است، تورم در بسياري از كشورها رخ مي‌دهد. اين تورم براي كشورهايي با اقتصادهاي حساس اهميت زيادي دارد و ممكن است آنان را به سمت سياست‌هاي انقباضي سوق دهد كه خود باعث ركود اقتصادي مي‌شود. محاصره دريايي براي ايران مشابه تجربه ونزوئلا نخواهد بود. در مورد ونزوئلا، فشار يك‌طرفه بر آن كشور وارد مي‌شد و فرصتي براي اعمال فشار متقابل وجود نداشت. اما ايران توانايي ايجاد محدوديت براي صادرات نفت كشورهاي همراه امريكا را دارد؛ تنها نيازمند اين است كه طرف مقابل براي اسكورت، حفاظت و مديريت هزينه‌ها اقدام كند. اين مساله سطح درگيري را افزايش مي‌دهد. 

بايد توجه داشت كه برنامه او مي‌توانست شامل ايجاد يك بهانه براي مداخله در تنگه هرمز باشد. اين مسير به او اجازه مي‌داد ابتدا ايران را درگير موضوع تنگه كند، سپس با طرح پيشنهاد آتش‌بس يا توافق كه از ابتدا روشن بود ايران با بندهاي آن موافق نخواهد بود، فلذا فضا را به سمت اعمال فشار اقتصادي از طريق محاصره هدايت كند. در نتيجه درگيري از سطح مسائل منطقه‌اي به ‌تدريج به درگيري در دريا منتقل مي‌شود.