روايتي از جمله تكراري «متأسفيم» برخي كشورها

۱۴۰۵/۰۱/۲۶ - ۰۰:۴۰:۴۱
کد خبر: ۳۸۳۰۴۷

معاون وزيرخارجه ايران، با اشاره به عدم توجه برخي كشورها به مطالبات مالي ايران در سال‌هاي گذشته به خاطر ترس از فشارهاي امريكا نوشت: ما هيچ‌وقت دنبال تلافي نبوديم، هيچ‌وقت نخواستيم رنجي كه مردم ما كشيدند به ديگران منتقل شود، اما دنيا گاهي چرخشي دارد كه بي‌صدا، تجربه‌ها را جابه‌جا مي‌كند.

معاون وزيرخارجه ايران، با اشاره به عدم توجه برخي كشورها به مطالبات مالي ايران در سال‌هاي گذشته به خاطر ترس از فشارهاي امريكا نوشت: ما هيچ‌وقت دنبال تلافي نبوديم، هيچ‌وقت نخواستيم رنجي كه مردم ما كشيدند به ديگران منتقل شود، اما دنيا گاهي چرخشي دارد كه بي‌صدا، تجربه‌ها را جابه‌جا مي‌كند. امروز، براي مدتي كوتاه، برخي كشورها درگير نگراني‌ شده‌اند كه براي ما سال‌ها يك واقعيت روزمره بود. حميد قنبري، معاون ديپلماسي اقتصادي وزارت خارجه در مطلبي دركانال تلگرامي خود نوشت: اين روزها كه تلكس‌ها و نامه‌هاي كشورهاي مختلف را مي‌بينم كه با نگراني و عجله درخواست مي‌كنند كشتي‌هايشان از تنگه هرمز عبور كند، ذهنم بي‌اختيار به سال‌هايي برمي‌گردد كه من در بانك مركزي بودم؛ سال‌هايي كه با اصرار، با خواهش از اين كشور به آن كشور مي‌رفتيم، با بانك‌هاي مركزي‌شان گفت‌وگو مي‌كرديم، فقط براي يك خواسته ساده: اجازه بدهيد از پول خودمان استفاده كنيم. همان پولي كه متعلق به مردم ما بود، همان پولي كه سال‌ها برايش زحمت كشيده شده بود. اجازه بدهيد دارو و تجهيزات پزشكي و غذا وارد كنيم. بارها توضيح مي‌داديم، استدلال مي‌كرديم، خواهش مي‌كرديم، و در پاسخ، با خونسردي مي‌شنيديم: «ما مي‌دانيم حق با شماست، مي‌دانيم اين پول شماست، اما امريكا اجازه نمي‌دهد...» و بعد توضيح مي‌دادند كه بانك‌هايشان در امريكا شعبه دارند، آنجا كسب‌وكار دارند و نمي‌خواهند روابطشان با بانك‌هاي امريكايي به خطر بيفتد. و در نهايت، همان جمله تكراري: «متأسفيم.» و ما مي‌مانديم و اين واقعيت تلخ كه حقي به اين روشني، اينقدر آسان مي‌تواند ناديده گرفته شود.  اين مقام ارشد وزارت خارجه ايران خاطرنشان كرد: ما هيچ‌وقت دنبال تلافي نبوديم، هيچ‌وقت نخواستيم رنجي كه مردم ما كشيدند به ديگران منتقل شود. اما دنيا گاهي چرخشي دارد كه بي‌صدا، تجربه‌ها را جابه‌جا مي‌كند. امروز، براي مدتي كوتاه، برخي كشورها درگير نگراني‌اي شده‌اند كه براي ما سال‌ها يك واقعيت روزمره بود. نمي‌دانم آيا مي‌دانند هنوز منابعي از اين ملت هست كه دهه‌هاست در گوشه و كنار دنيا بلوكه شده و بازنگشته، يا اينكه چه ميزان از دارايي‌هاي مردم ايران به بهانه‌هاي مختلف در اختيار ديگران مانده است. شايد ندانند، شايد هم فقط به كشتي‌هاي خودشان و خدمه‌شان فكر كنند. اما اگر قرار باشد منصفانه نگاه كنيم، بايد بپذيريم كه اين ماجرا از امروز شروع نشده است. پشت اين لحظه، سال‌ها تجربه تلخ يك ملت قرار دارد؛ تجربه‌اي از ناديده گرفته شدن حق، از بسته شدن مسيرهاي عادي زندگي و از پاسخ‌هايي كه هميشه با يك «متأسفيم» تمام مي‌شد. شايد اگر اين گذشته را هم ببينيم، فهم امروزمان كمي عميق‌تر و انساني‌تر شود.

بیمه ملت