بازار نفت در چند سكانس متفاوت
جنگها و بحرانهاي نظامي بهطور مستقيم و غير مستقيم چه اثري در بازارنفت و ساير شاخصهاي اقتصادي گذاشته و اين بازارها را به چه سمتي سوق ميدهند؟ اين پرسش در شرايطي كه جنگ امريكا و اسراييل عليه ايران و واكنش ايران به بستن تنگه هرمز تاثير عيني و مستقيمي در بازارهاي نفت داشته واجد اهميت زيادي است.

جنگها و بحرانهاي نظامي بهطور مستقيم و غير مستقيم چه اثري در بازارنفت و ساير شاخصهاي اقتصادي گذاشته و اين بازارها را به چه سمتي سوق ميدهند؟ اين پرسش در شرايطي كه جنگ امريكا و اسراييل عليه ايران و واكنش ايران به بستن تنگه هرمز تاثير عيني و مستقيمي در بازارهاي نفت داشته واجد اهميت زيادي است. آمارهاي منتشر شده توسط نهادهاي بينالمللي نشان ميدهد كه تقاضاي جهاني نفت طي ۶۰ سال گذشته (۱۹۶۵ تا امروز) رشد نسبتاً مستمري داشته و هر روز بالا و بالاتر رفته است. روندي كه نشاندهنده نياز كشورهاي جهان به اين ماده حياتي است. اين رشد تقاضا به اندازهاي پيش رفته كه قبل از بحران اخير در خاورميانه به محدوده ۱۰۰ ميليون بشكه در روز رسيده بود. يعني طبق دادههاي آژانس بينالمللي انرژي (IEA)، بر خلاف تصورات 10-5 سال گذشته كه مبتني بر آن اعلام ميشد تقاضاي جهاني نفت به زودي افت كرده و نزولي ميشود، در مسير افزايش مستمر بوده است. كار به جايي رسيده كه قبل از آغاز جنگ ايران و اسراييل و امريكا نه تنها نشانهاي از كاهش تقاضا وجود نداشته بلكه اين نياز جهاني در حال رشد مستمر بوده است. حال تصور كنيد كه بحران اخير چه شرايطي را براي تقاضاي جهاني نفت ايجاد ميكند؟حتي با سناريوهاي بسيار تهاجمي اقليمي كه بعضا برخي كشورها ممكن است دنبال كنند و در آينده دور نيز كاهش تقاضا براي نفت بسيار بعيد و در طولانيمدت متصور ميشود. در كوتاهمدت و طي قرون پيش رو هيچ جايگزيني براي اين ماده مهم انرژي را نميتوان متصور شد. حالا بايد ديد چه سناريوهاي احتمالي پيش روي بازار نفت وجود دارد؟
1) سناريوی سياستهاي قبل از جنگ (Current Policies Scenario – خط آبي پررنگ) به عنوان واقع بينانهترين سناريو فعلي به جز رخدادهاي شوكزا (مانند جنگ در منطقه خاورميانه) مطرح است. فرض كنيد كشورها سياست انرژي قبل از جنگ را ادامه ميدادند (نه محدوديت سخت، نه تحول بزرگ) نتيجه چنين روندي اين بود كه تقاضاي نفت تا ۲۰۵۰ همچنان بالاي 105-100 ميليون بشكه در روز و حتي كمي بيشتر افزايش پيدا ميكرد. اين سناريو با واقعيتهاي قبل از جنگ اخير سازگار بود، پس از جنگ اخير اين روند تغيير كرده و تقاضاي جهاني براي نفت بيشك اعداد و ارقام تارهاي را در مينوردد.
2) سناريوي سياستهاي اعلامشده (Stated Policies Scenario – خط مشكي) فرض كنيد دولتها بخشي از تعهدات انرژي پاكي كه اعلام كردند را، واقعاً اجرايي كنند (اما نه به صورت كامل) . نتيجه چين سناريويي اين ميشد كه تقاضاي نفت كمي كاهش پيدا ميكرد و به حدود ۹۰ ميليون بشكه در روز تا ۲۰۵۰ ميرسيد. يعني كاهش نرم ۱۰ درصدي طي ۲۵ سال.
3) سناريوي انتشار صفر خالص 2050 (Net Zero by 2050 – خط خاكستري تيره) اين سناريو بسيار تهاجمي است و نياز به انقلاب انرژي دارد. سياستهايي مانند، جايگزيني خودروهاي بنزيني با EV و كاهش شديد مصرف نفت در پتروشيمي، يا حذف نيروگاههاي فسيلي. نتيجه اين سناريوي نيز اين خواهد بود كه تقاضا بايد تا 2050 به 30-20 ميليون بشكه در روز سقوط كند. با آغاز جنگ اخير و بستن تنگ هرمز و ساير گزارههاي موجود در خصوص افزايش نياز كشورهاي مختلف، اين سناريو غيرواقعي خواهد بود و هيچ نشانهاي از عملي شدن آن وجود ندارد.
بنابراين جنگها يا بحرانهاي ژئوپليتيك و همين طور سياستهاي محدودكننده توليد OPEC+ كه پس از ماجراجويي اخير امريكا و بستن تنگه هرمز به دست ايران شكل گرفت يا تورمهاي سنگين جهاني تاثيرگذارترين موارد بر قيمت نفت در دورنماي اينده خواهند بود. اما ريسك كمبود عرضه به دليل جنگ، كمبود سرمايهگذاري جهاني و... خطرناكتر از هر سناريوي كاهش تقاضا عمل كرده و بازار را با بحران مواجه ميكند. يعني تقاضا بالا اما عرضه كم شده كه در نتيجه قيمت نفت با جهشي خيرهكننده مواجه ميشود. در شرايط فعلي تحليلگران پيش بيني ميكنند بازگشت قيمت نفت به شرايط قبل از جنگ اخير بسيار غير محتمل خواهد بود و قيمتها همچنان در اوج سير ميكنند.
نكته آخر اينكه اگر توافقي ميان ايران و امريكا حاصل شود و نفت ايران به چرخه بازار بازگردد و تنگه هرمز هم باز شود، كمي از مشكلات فعلي كم شده و بازار نوع حاصي از ثبات را تجربه ميكند كه ممكن است در آينده منجر به تعديل نرخهاي فعلي شود.
