تنگه هرمز كليد استراتژي بازدارندگي ايران
كنترل ايران بر تنگه هرمز بيش از آنكه اهداف اقتصادي داشته باشد بخشي كليدي از استراتژي بازدارندگي ايران است.
به گزارش تسنيم، نشريه تخصصي سي تريد مريتايم طي گزارشي نوشت: در وبينار «پنج هفته درگيري با ايران» كه توسط مركز سياست انرژي جهاني دانشگاه كلمبيا برگزار شد، مجموعهاي از ديدگاههاي كارشناسي درباره وضعيت خليج فارس ارايه شد. علت برگزاري اين نشست آنلاين، سردرگمي موجود در روز پس از اعلام توافق آتش بس با ايران بود. بسته ماندن تنگه هرمز در كانون اين سردرگمي بود. دانيل استرنوف، عضو ارشد مركز سياست انرژي جهاني وقتي از او پرسيده شد كه از زمان اعلام توافق، آيا چيزي تغيير كرده است، گفت: «تغيير چنداني رخ نداده است... ما همچنان شاهد محدوديت شديد جريان نفت در تنگه هرمز هستيم... اصليترين تغييري كه رخ داده، رسميتر و مستحكمتر شدن واقعيت كنترل ايران بر اين تنگه است.» او گفت عبور كشتيها بايد به صورت تكتك با سپاه پاسداران ايران هماهنگ شود، با پرداخت عوارض «يا به يوان چين يا به ارز ديجيتال و براي عبور بايد تأييديه خاصي دريافت كنيد تا دستورالعملهاي رسمي را بگيريد.» استرنوف با اشاره به آنچه فعالان بازار حملونقل دريايي قبلا با آن مواجه شدهاند و با اشاره به 175 كشتي كاملا بارگيري شده حامل محمولههاي نفت خام يا فرآوردههاي نفتي، مجموعا حدود 150 ميليون بشكه، كه همچنان در خليج فارس هستند، گفت: «روشي كه اين دستورالعملها به كشتيها و اجارهكنندگان مختلف ابلاغ ميشود، چندان منسجم نيست - سردرگمي زيادي وجود دارد درباره اينكه با چه كسي تماس بگيريد، چگونه اين كار را انجام بدهيد... به چه كسي پول بدهيد... فهميدن اين تشريفات لجستيكي مانع حركتها ميشود.» او در خلاصهاي از ديدگاههايش گفت: «واقعيت بر همه آشكار است كه صرف نظر از آنچه امريكا گفته است - مبني بر اينكه تنگه هرمز در طول آتشبس باز خواهد بود – در عمل، اين منطقه تحت كنترل ايران است و به نظر ميرسد كه كنترل هرمز به بخش كليدي استراتژي بازدارندگي ايران در آينده تبديل شود.» او با اشاره به وضعيت بلاتكليف پالايشگاههاي آسيايي گفت: «آسيا كانون اصلي شوك عرضه فيزيكي بوده است زيرا بخش اعظم نفت خام خليج فارس به سمت شرق و به سمت آسيا جريان دارد» و سپس گفت: «اين كمبود اكنون به سمت غرب و به حوزه اقيانوس اطلس در حال جريان است.» مالكان نفتكشها در حال بررسي تأثيرات جنگ بر حملونقلهاي دوربرد از ايالات متحده بودهاند، با اين ديدگاه كه: «اين موضوع به ايالات متحده نيز خواهد رسيد، زيرا اگر شما يك پالايشگر آسيايي باشيد و نفت كافي در دسترس نباشد، سفارشهاي خود را براي نفت خام امريكا ثبت ميكنيد... شما شاهد افزايش عظيم صادرات امريكا به آسيا خواهيد بود.»