عدالت آموزشي در خطر
تعادل| با تداوم جنگ و ناپايداري شرايط اجتماعي، نظام آموزشي كشور بار ديگر به فضاي مجازي پناه برده است؛ فضايي كه قرار بود در دوران بحران، نقش ناجي آموزش را ايفا كند، اما حالا خود به يكي از چالشهاي اصلي تبديل شده است.
تعادل| با تداوم جنگ و ناپايداري شرايط اجتماعي، نظام آموزشي كشور بار ديگر به فضاي مجازي پناه برده است؛ فضايي كه قرار بود در دوران بحران، نقش ناجي آموزش را ايفا كند، اما حالا خود به يكي از چالشهاي اصلي تبديل شده است. پس از پايان تعطيلات نوروز، در حالي كه انتظار ميرفت مدارس به روال عادي بازگردند، ادامه درگيريها باعث شد آموزش حضوري همچنان متوقف بماند و دانشآموزان بار ديگر به پلتفرم «شاد» بازگردند؛ بستري كه از دوران همهگيري كرونا به يادگار مانده، اما هنوز هم با محدوديتهاي جدي دستوپنجه نرم ميكند. در اين ميان، آنچه بيش از هر چيز به چشم ميآيد، شكاف عميق ميان «امكان آموزش» و «كيفيت آموزش» است. اگرچه آموزش بهطور كامل متوقف نشده، اما شكل ارايه آن بهگونهاي است كه بسياري از كارشناسان از اصطلاح «آموزش قطرهچكاني» براي توصيف آن استفاده ميكنند؛ آموزشي كه نه پيوستگي دارد، نه عمق، و نه ميتواند نيازهاي واقعي دانشآموزان را در آستانه امتحانات و كنكور برآورده كند.
كيفيت، حلقه مفقوده آموزش مجازي
در همين رابطه، فريده مهدوي، كارشناس آموزش و برنامهريزي درسي، معتقد است كه مشكل اصلي آموزش مجازي در شرايط كنوني، نه صرفاً دسترسي، بلكه «كيفيت» است. او به تعادل ميگويد: آموزش مجازي زماني ميتواند موثر باشد كه سه مولفه زيرساخت مناسب، محتواي استاندارد و تعامل موثر ميان معلم و دانشآموز بهطور همزمان فراهم باشد. در حال حاضر، هر سه اين مولفهها با چالش مواجهاند. اين كارشناس آموزش ميافزايد: محدوديتهاي فني پلتفرم شاد، نبود آموزش كافي براي معلمان در استفاده از ابزارهاي ديجيتال و همچنين عدم دسترسي برابر دانشآموزان به اينترنت پرسرعت، باعث شده است كه آموزش مجازي نتواند جايگزين مناسبي براي آموزش حضوري باشد. مهدوي همچنين هشدار ميدهد: تداوم اين وضعيت ميتواند پيامدهاي بلندمدتي براي نظام آموزشي داشته باشد. اگر اين روند ادامه پيدا كند، با نسلي مواجه خواهيم شد كه از نظر مهارتي و دانشي دچار شكاف جدي است؛ شكافي كه جبران آن در سالهاي آينده بسيار دشوار خواهد بود.
او ادامه ميدهد: يكي از مهمترين پيامدهاي وضعيت كنوني، تعميق نابرابري در دسترسي به آموزش است. در حالي كه برخي مدارس و خانوادهها توانايي تأمين هزينههاي كلاسهاي تعاملي يا استفاده از اينترنت پرسرعت را دارند، بسياري ديگر از اين امكانات محروماند.
مهدوي تاكيد ميكند: اين شكاف، بهويژه در مناطق روستايي و كمبرخوردار، نمود بيشتري دارد؛ جايي كه حتي دسترسي به اينترنت پايدار نيز يك چالش جدي است. در چنين شرايطي، دانشآموزان اين مناطق عملاً از چرخه آموزش موثر خارج ميشوند و فرصتهاي تحصيلي آنها بهشدت محدود ميشود.
تبديل كيفيت آموزش به كالايي طبقاتي
دكتر عليرضا موفق، كارشناس برنامهريزي تحصيلي نيز در تحليل تأثير رايگان نبودن كلاسهاي تعاملي بر كيفيت آموزش، اين موضوع را يكي از گلوگاههاي اصلي افت يادگيري در شرايط آموزش مجازي دانسته و به تعادل ميگويد: پولي شدن دسترسي به ابزارهاي تعاملي، عملاً كيفيت آموزش را به يك كالاي طبقاتي تبديل ميكند. او در اين باره توضيح ميدهد: كلاسهاي تعاملي در آموزش مجازي نقش ستون فقرات را دارند. اگر آموزش صرفاً به ارسال پيام، فايل يا تكليف محدود شود، فرآيند يادگيري بهشدت سطحي و يكطرفه خواهد شد. در حالي كه در كلاسهاي تعاملي، امكان پرسش و پاسخ، بازخورد فوري، مشاركت دانشآموز و حتي ارزيابي لحظهاي وجود دارد؛ اينها عناصر حياتي براي يادگيري عميق هستند. اين كارشناس برنامهريزي تحصيلي با اشاره به اينكه رايگان نبودن اين كلاسها، دسترسي به اين امكانات را محدود ميكند، ادامه ميدهد: وقتي مدارس يا خانوادهها براي استفاده از اين خدمات بايد هزينههاي ميليوني پرداخت كنند، طبيعي است كه بسياري از آنها از اين امكان صرفنظر كنند. نتيجه اين ميشود كه بخش بزرگي از دانشآموزان از آموزش باكيفيت محروم ميشوند و صرفاً به حداقلهاي آموزشي بسنده ميكنند. موفق اظهار ميدارد: اين مساله تنها به كاهش كيفيت آموزش ختم نميشود، بلكه پيامدهاي گستردهتري نيز دارد. ما با نوعي شكاف آموزشي مواجه ميشويم كه بهمرور زمان عميقتر خواهد شد. دانشآموزاني كه به كلاسهاي تعاملي دسترسي دارند، مهارتهاي بهتري در درك مفاهيم، حل مساله و حتي ارتباطگيري پيدا ميكنند، در حالي كه ساير دانشآموزان از اين فرصتها بيبهره ميمانند. او همچنين تأكيد ميكند: آموزش مجازي بدون تعامل، نميتواند جايگزين مناسبي براي آموزش حضوري باشد: در كلاس حضوري، معلم ميتواند واكنشهاي دانشآموزان را ببيند، اشكالات آنها را تشخيص دهد و بلافاصله اصلاح كند. اگر در فضاي مجازي اين تعامل وجود نداشته باشد، عملاً بخش مهمي از فرآيند ياددهي-يادگيري حذف ميشود.
در اين شرايط آموزش نبايد به منبع درآمد تبديل شود
اين كارشناس برنامهريزي تحصيلي با اشاره به شرايط خاص كشور در وضعيتهاي بحراني مانند جنگ، بر لزوم حمايت بيشتر از نظام آموزشي تأكيد ميكند و ميگويد: در چنين شرايطي، آموزش نبايد به منبع درآمد تبديل شود. دولت و نهادهاي مسوول بايد هزينههاي دسترسي به آموزش باكيفيت را تقبل كنند، نه اينكه آن را به دوش مدارس و خانوادهها بيندازند. موفق در پايان هشدار ميدهد: اگر دسترسي به كلاسهاي تعاملي بهصورت رايگان و گسترده فراهم نشود، ما در آينده با نسلي مواجه خواهيم شد كه از نظر آموزشي دچار ضعفهاي جدي است. اين موضوع فقط يك مساله آموزشي نيست، بلكه بهطور مستقيم بر توسعه انساني و حتي آينده اقتصادي كشور تأثير خواهد گذاشت.
آموزش قطرهچكاني در بستر مجازي
جنگي كه از اسفند ۱۴۰۴ آغاز شد، حالا به ماههاي پاياني سال تحصيلي رسيده و عملاً مهمترين بازه آموزشي دانشآموزان را تحت تأثير قرار داده است. اين بازه زماني، بهويژه براي دانشآموزان مقاطع متوسطه و داوطلبان كنكور، از اهميت حياتي برخوردار است؛ اما شرايط موجود، امكان بهرهبرداري كامل از اين زمان را سلب كرده است. از سوي ديگرعلي بهشتينيا، معلم و كارشناس آموزش، در توصيف وضعيت موجود به خبر آنلاين گفت: آنچه اكنون شاهد آن هستيم، نوعي آموزش حداقلي و قطرهچكاني است. دانشآموزان بهطور مستمر در كلاسها حضور ندارند و ارتباط آموزشي آنها با معلم بهشدت محدود شده است. به گفته او، پلتفرم شاد با وجود اينكه از ساعت ۸ صبح تا ۵ بعدازظهر فعال است، با محدوديتهاي متعددي مواجه است؛ از جمله تقسيمبندي زماني براي پايههاي مختلف، محدوديت در ارسال پيام و همچنين كندي سرعت اينترنت. اين عوامل باعث شدهاند كه حتي در صورت تلاش معلمان، انتقال موثر مفاهيم درسي با مشكل جدي مواجه شود. از سوي ديگر، اختلالهاي مكرر در اين پلتفرم نيز به اين مشكلات دامن زده است. مسوولان مركز فناوري اطلاعات آموزش و پرورش نيز بهتازگي از بروز كندي در ارسال پيامها به دليل ترافيك بالا خبر دادهاند و از كاربران خواستهاند با «صبوري» از اين سامانه استفاده كنند؛ توصيهاي كه براي دانشآموزاني كه در آستانه امتحانات قرار دارند، چندان كارگشا به نظر نميرسد.
توصيه به كلاسهاي تعاملي؛ راهحل يا چالش جديد؟
در مواجهه با اين محدوديتها، يكي از راهكارهاي پيشنهادي، استفاده از كلاسهاي مجازي تعاملي در بستر شاد است؛ كلاسهايي كه امكان ارتباط مستقيم و همزمان ميان معلم و دانشآموز را فراهم ميكنند و ميتوانند تا حدي كيفيت آموزش را ارتقا دهند. عليرضا عبداللهنژاد، مشاور مركز فناوري اطلاعات آموزش و پرورش، با اشاره به ظرفيت اين كلاسها گفته است: در كلاس مجازي شاد، نه اختلال داريم و نه كندي، و اگر زمانبندي بهدرستي انجام شود، امكان پوشش تا دو ميليون نفر نيز وجود دارد.با اين حال، واقعيت ميداني چيز ديگري را نشان ميدهد. بررسيها حاكي از آن است كه دسترسي رايگان به اين كلاسها محدود بوده و براي استفاده گستردهتر، مدارس ناگزير به پرداخت هزينههاي قابل توجهي هستند. به عنوان مثال، يك مدرسه با حدود ۲۰۰ دانشآموز، براي استفاده يكهفتهاي از اين خدمات بايد بيش از يك ميليون تومان و براي اشتراك ماهانه حدود سه ميليون تومان پرداخت كند؛ رقمي كه براي بسياري از مدارس، بهويژه در مناطق كمبرخوردار، سنگين و غيرقابل تأمين است.
فشار مضاعف بر مدارس و خانوادهها
هزينهبر بودن كلاسهاي تعاملي، در شرايطي كه بسياري از خانوادهها نيز با مشكلات اقتصادي ناشي از جنگ مواجهاند، فشار مضاعفي را بر نظام آموزشي وارد كرده است. در چنين شرايطي، اصل «آموزش رايگان» كه در قوانين بالادستي بر آن تأكيد شده، عملاً زير سوال ميرود.
بهشتينيا در اين باره گفت: در شرايطي كه آموزش و پرورش براي توسعه زيرساختهاي شاد هزينههاي قابل توجهي پرداخت كرده، انتظار ميرود كه دسترسي به امكانات آموزشي، بهويژه در شرايط بحراني، بهصورت رايگان در اختيار دانشآموزان قرار گيرد.» او تأكيد كرد: بسياري از مدارس توان پرداخت اين هزينهها را ندارند و در نتيجه، دانشآموزان آنها از دسترسي به آموزش باكيفيت محروم ميشوند؛ موضوعي كه ميتواند به تشديد نابرابري آموزشي منجر شود.
آينده آموزش در هالهاي از ابهام
با ادامه جنگ و نامشخص بودن زمان بازگشت به شرايط عادي، آينده آموزش نيز در هالهاي از ابهام قرار دارد. اگرچه مسوولان بر تداوم آموزش به هر شكل ممكن تأكيد دارند، اما آنچه اهميت دارد، كيفيت اين آموزش و ميزان اثربخشي آن است. كارشناسان معتقدند كه براي عبور از اين بحران، بايد رويكردي جامع و چندبعدي اتخاذ شود؛ از تقويت زيرساختهاي فني گرفته تا ارايه حمايتهاي مالي به مدارس و خانوادهها، و همچنين بازنگري در شيوههاي آموزش مجازي. آموزش در شرايط جنگي، بيترديد با محدوديتهاي فراواني همراه است؛ اما اين محدوديتها نبايد به كاهش كيفيت و دسترسي نابرابر به آموزش منجر شود. تجربه روزهاي اخير نشان ميدهد كه پلتفرم شاد، با وجود تمام ظرفيتهايش، هنوز فاصله زيادي تا تبديل شدن به يك بستر كارآمد آموزشي دارد. در اين ميان، رايگان نبودن كامل كلاسهاي تعاملي، يكي از مهمترين موانع پيش روي ارتقاي كيفيت آموزش است؛ مانعي كه در صورت بيتوجهي، ميتواند به تعميق شكاف آموزشي و تضعيف سرمايه انساني كشور در آينده منجر شود. اكنون بيش از هر زمان ديگري، ضرورت دارد كه سياستگذاران آموزشي با نگاهي واقعبينانه و مسوولانه، براي بهبود وضعيت موجود اقدام كنند؛ چرا كه آموزش، حتي در سختترين شرايط، نبايد به امري لوكس و دستنيافتني تبديل شود.
