بورس ميان آتشبس و توقف معاملات
اظهارات اخير رييس سازمان بورس درباره سناريوهاي مختلف بازگشايي بازار سرمايه را بايد در چارچوب مديريت ريسك سيستماتيك در شرايط شوك ژئوپليتيك تحليل كرد.

اظهارات اخير رييس سازمان بورس درباره سناريوهاي مختلف بازگشايي بازار سرمايه را بايد در چارچوب مديريت ريسك سيستماتيك در شرايط شوك ژئوپليتيك تحليل كرد. چهار سناريويي كه براي وضعيت معاملات مطرح شده است، شامل تداوم وضعيت فعلي، توقف كامل معاملات در صورت تشديد جنگ، بازگشايي پس از آتشبس رسمي و بازگشايي تدريجي در صورت آتشبس غيررسمي است كه در واقع چهار سطح متفاوت از مديريت عدم اطمينان در بازار سرمايه را نشان ميدهد. با اين حال مساله اصلي نه صرفا انتخاب يكي از اين سناريوها، بلكه طراحي ابزارهاي مناسب براي كنترل شوك نقدينگي و مديريت انتظارات سرمايهگذاران در زمان بازگشايي بازار است. رييس سازمان بورس يكي از گزينهها را ادامه وضعيت فعلي يعني محدود شدن معاملات به صندوقهاي طلا، نقره و درآمد ثابت يا حتي بازگشايي بازار بدون الزام فوري به افشاي اطلاعات دانسته است. اين رويكرد در روزهاي ابتدايي بحران ميتواند به عنوان يك وقفه اطلاعاتي براي جلوگيري از واكنشهاي هيجاني قابل دفاع باشد، اما استمرار آن به سرعت كارايي خود را از دست ميدهد. در شرايطي كه بخشي از شركتهاي بزرگ بازار بهويژه در زنجيره فولاد، صنايع انرژيبر و برخي مجتمعهاي پتروشيمي در معرض آسيب مستقيم يا اختلال عملياتي قرار گرفتهاند، عدم انتشار اطلاعات عملياتي ميتواند به شكلگيري عدم اطمينان سيستماتيك در كل بازار منجر شود. در چنين فضايي، سرمايهگذاران بدترين سناريو را در قيمتها لحاظ ميكنند و همين امر احتمال شكلگيري فشار فروش گسترده در زمان بازگشايي را افزايش ميدهد. از اين منظر، نخستين پيششرط بازگشايي بازار، الزام فوري به افشاي اطلاعات بااهميت گروه الف براي شركتهاي آسيبديده است. اين افشا بايد صرفا محدود به اعلام وقوع حادثه نباشد، بلكه شامل برآورد كمي خسارت، ظرفيت توليد از دست رفته، هزينه جايگزيني داراييهاي سرمايهاي و سناريوي بازگشت به توليد باشد. بازار تنها در صورتي قادر به كشف قيمت كارآمد خواهد بود كه اين اطلاعات پيش از بازگشايي در دسترس سرمايهگذاران قرار گيرد. سناريوي دوم كه از سوي رييس سازمان بورس مطرح شده تشديد درگيريها و احتمال توقف كامل معاملات حتي در صندوقهاست. اين سناريو در شرايطي مطرح ميشود كه زيرساختهاي حياتي اقتصاد مانند شبكه برق، گاز يا تاسيسات انتقال انرژي با اختلال جدي مواجه شوند. در چنين وضعيتي، مساله صرفا كاهش سودآوري شركتها نيست، بلكه ريسك اختلال در تداوم فعاليت اقتصادي مطرح ميشود. در اين سطح از ريسك، توقف موقت معاملات ميتواند به عنوان يك ابزار احتياطي در نظر گرفته شود. با اين حال تجربه بازارهاي مالي نشان ميدهد كه توقف طولانيمدت معاملات خود ميتواند به تشديد شوك قيمتي در زمان بازگشايي منجر شود؛ بنابراين حتي در اين سناريو نيز ضروري است كه نهاد ناظر همزمان با توقف معاملات، سازوكار مشخصي براي ارزيابي خسارت صنايع و طراحي بسته تثبيت بازار تدوين كند. بخش مهمتر اظهارات رييس سازمان بورس به دو سناريوي پاياني مربوط ميشود كه شامل آتشبس با توافق رسمي يا آتشبس بدون توافق و بازگشايي تدريجي بازار است. در هر دو حالت بايد توجه داشت كه آتشبس الزاما به معناي رفع كامل تنش نيست. حتي در صورت توقف درگيريها، عدم اطمينان درباره پايداري شرايط سياسي و امنيتي ميتواند براي مدتي بر رفتار سرمايهگذاران سايه بيندازد. از اينرو محتملترين وضعيت در روزهاي ابتدايي بازگشايي بازار، افزايش عرضه و تلاش سرمايهگذاران براي كاهش ريسك پرتفوي است. اگر بازار بدون مداخله دستوري مناسب بازگشايي شود، اين رفتار ميتواند به تشكيل صفهاي فروش گسترده و افت شديد قيمتها منجر شود. در چنين شرايطي مساله اصلي سياستگذار نه جلوگيري از افت قيمتها، بلكه مديريت ريسك سيستماتيك و جلوگيري از شكلگيري چرخههاي فروش اجباري است. در چنين شرايطي ابزارهايي كه بتوانند كف انتظاري بازده براي سرمايهگذاران ايجاد كنند، اهميت ويژهاي پيدا ميكنند. انتشار اوراق اختيار فروش تبعي يكي از معدود ابزارهايي است كه ميتواند چنين نقشي را ايفا كند. اختيار فروش در واقع ابزاري براي انتقال ريسك نزولي از سرمايهگذار به نهاد ضامن است. زماني كه اين ابزار در مقياس گسترده و با حمايت نهادي منتشر ميشود، كاركرد آن از يك ابزار پوشش ريسك فردي فراتر رفته و به ابزار دستوري تثبيت بازار تبديل ميشود. در واقع انتشار گسترده اختيار فروش تبعي نوعي بيمه سيستماتيك بازار ايجاد ميكند كه ميتواند انتظارات سرمايهگذاران را در مورد كف قيمتي داراييها تعديل كند.
