آينده صنعت ساختمان پس از تخريب

وقتي جنگ به فرصت تبديل مي‌شود

۱۴۰۵/۰۱/۱۷ - ۰۳:۴۹:۵۵
کد خبر: ۳۸۱۹۹۹

در شرايطي كه حمله به زيرساخت‌هاي حياتي هر كشوري مي‌تواند اقتصاد را به مرز فروپاشي بكشاند، تجربه‌هاي تاريخي نشان داده‌اند كه همين شوك‌ها گاه به نقطه آغاز بازسازي و حتي جهش اقتصادي تبديل مي‌شوند.

در شرايطي كه حمله به زيرساخت‌هاي حياتي هر كشوري مي‌تواند اقتصاد را به مرز فروپاشي بكشاند، تجربه‌هاي تاريخي نشان داده‌اند كه همين شوك‌ها گاه به نقطه آغاز بازسازي و حتي جهش اقتصادي تبديل مي‌شوند. آنچه امروز در پي هدف قرار گرفتن صنايع فولادي، نيروگاه‌ها و شريان‌هاي ارتباطي ايران رخ داده، از يك‌سو يادآور فشارهاي سنگين دوران جنگ تحميلي است و از سوي ديگر، نشانه‌هايي از شكل‌گيري يك اراده ملي براي عبور از بحران و حركت به سوي توسعه را در خود دارد؛ وضعيتي دوگانه كه تحليل آن، نيازمند نگاهي فراتر از هيجان‌هاي مقطعي است. در روزهاي اخير، حملات به زيرساخت‌هاي غيرنظامي، به‌ويژه واحدهاي بزرگ فولادسازي و تأسيسات حياتي، موجي از نگراني را در فضاي اقتصادي كشور ايجاد كرده است. صنايع فولادي به عنوان يكي از اركان اصلي توليد، نقشي تعيين‌كننده در زنجيره تأمين كشور دارند و هرگونه اختلال در اين بخش، مي‌تواند دامنه‌اي وسيع از صنايع وابسته را تحت تأثير قرار دهد. هدف قرار دادن اين مراكز، در ظاهر با هدف ايجاد اختلال در توليد، افزايش نارضايتي اجتماعي و وارد كردن فشار اقتصادي صورت گرفته است. اما بررسي واكنش‌ها نشان مي‌دهد كه اين اقدامات، برخلاف انتظار، نه‌تنها موجب انفعال نشده بلكه به تقويت گفتمان «تاب‌آوري اقتصادي» انجاميده است.

    تاب‌آوري زنجيره تأمين واقعيتي فراتر از تصور

يكي از مهم‌ترين محورهاي تحليل كارشناسان، موضوع تداوم زنجيره تأمين در شرايط بحراني است. در همين زمينه، رامين گوران، رييس انجمن انبوه‌سازان مسكن استان تهران، با رد نگراني‌ها درباره كمبود مصالح ساختماني تأكيد مي‌كند: ايران كاملاً آماده بازسازي ويراني‌هاي جنگ است. او با اشاره به نقش كليدي فولاد در صنعت ساختمان مي‌افزايد: حتي با وجود اين حملات، زنجيره تأمين ميلگرد قطع نخواهد شد و تامين‌كنندگان متعددي در سطح كشور وجود دارند. اين اظهارات نشان مي‌دهد كه پراكندگي جغرافيايي توليدكنندگان و تنوع ظرفيت‌هاي صنعتي، به عنوان يك مزيت ساختاري، توانسته ريسك تمركز را كاهش دهد. به بيان ديگر، اقتصاد ايران در برخي حوزه‌ها به سطحي از خوداتكايي رسيده كه مي‌تواند شوك‌هاي موضعي را جذب كند.

    بازسازي به عنوان يك موتور رشد

گوران در ادامه تحليل خود، به پيامدهاي پساجنگ اشاره كرده و پيش‌بيني مي‌كند: پس از پايان جنگ، به دليل نياز فوري به ساخت واحدهاي آسيب‌ديده و نوسازي مناطق تخريب‌شده، صنعت ساختمان شاهد رونقي تصاعدي خواهد بود. اين ديدگاه، ريشه در يك واقعيت اقتصادي دارد؛ تخريب زيرساخت‌ها، تقاضاي گسترده‌اي براي بازسازي ايجاد مي‌كند و همين تقاضا، به عنوان يك محرك قدرتمند، چرخ‌هاي اقتصاد را به حركت درمي‌آورد. تجربه بسياري از كشورها نيز نشان داده كه دوره‌هاي پساجنگ، اغلب با رشد سريع در بخش ساخت‌وساز همراه بوده است.

    زيرساخت‌هاي انرژي بازيابي سريع يا چالش جدي؟

بخش انرژي، به‌ويژه نيروگاه‌ها، يكي ديگر از اهداف حملات اخير بوده است. با اين حال، گوران با نگاهي اميدوارانه به اين موضوع مي‌نگرد و مي‌گويد: پراكندگي نيروگاه‌هاي برق كشور» يك مزيت مهم است و «نيروهاي متخصص داخلي» توان بازگرداندن سريع آنها به مدار توليد را دارند. اين تحليل بر اهميت سرمايه انساني در كنار زيرساخت‌هاي فيزيكي تأكيد دارد. در واقع، حتي اگر بخشي از تأسيسات آسيب ببيند، وجود نيروي متخصص مي‌تواند زمان بازيابي را به حداقل برساند؛ عاملي كه در شرايط بحراني، نقشي حياتي ايفا مي‌كند.

    روايت دوم؛ جنگ به عنوان  نشانه ضعف دشمن

در سوي ديگر، خشايار باقرپور، مديرعامل اتحاديه تعاوني‌هاي عمراني شهر تهران، رويكردي متفاوت به موضوع دارد. او حملات به مراكز غيرنظامي را نه نشانه قدرت، بلكه بيانگر محدوديت‌هاي طرف مقابل مي‌داند و تصريح مي‌كند: حملات به مراكز غيرنظامي نشان‌دهنده «دست خالي بودن دشمن » است. او در ادامه با اشاره به موقعيت مراكز نظامي كشور مي‌افزايد: مراكز نظامي قدرتمند ايران همواره در مكان‌هاي امن و از پيش تعيين‌شده مستقر بوده‌اند. اين نوع تحليل، تلاش دارد روايت غالب از «آسيب‌پذيري» را به «كنترل و آمادگي» تغيير دهد؛ تغييري كه مي‌تواند در تقويت روحيه عمومي و اعتماد فعالان اقتصادي موثر باشد.

    تجربه تاريخي الگوي بازسازي پس از جنگ

باقرپور با تكيه بر تجربه گذشته، به ظرفيت‌هاي بازسازي كشور اشاره كرده و مي‌گويد: با الهام از تجربه موفق بازسازي پس از جنگ تحميلي هشت ساله، صنايع فولادي بلافاصله پس از جنگ وارد چرخه توليد خواهند شد. اين ارجاع تاريخي، اهميت زيادي در تحليل وضعيت فعلي دارد. ايران در دهه‌هاي گذشته، تجربه بازسازي گسترده‌اي را پشت سر گذاشته و توانسته زيرساخت‌هاي تخريب‌شده را احيا كند. تفاوت امروز با آن دوران، در توسعه فناوري، افزايش ظرفيت توليد و رشد نيروي انساني متخصص است؛ عواملي كه مي‌توانند روند بازسازي را تسريع كنند.

    چشم‌انداز طلايي براي صنعت ساختمان

باقرپور در يكي از خوش‌بينانه‌ترين پيش‌بيني‌ها، آينده اين بخش را چنين ترسيم مي‌كند: سال ۱۴۰۵، سال طلايي صنعت ساختمان و مسكن در ايران خواهد بود.

او اين چشم‌انداز را نه صرفاً يك اميد، بلكه نتيجه طبيعي افزايش تقاضا براي ساخت‌وساز و فعال شدن ظرفيت‌هاي داخلي مي‌داند. در واقع، از نگاه او، بحران فعلي مي‌تواند به يك فرصت تاريخي براي جهش در اين صنعت تبديل شود. يكي از نكات مهم در اظهارات باقرپور، تأكيد بر خودكفايي است. او به‌صراحت مي‌گويد: ما هيچ نيازي به كمك خارجي نداريم و با همكاري دولت و استفاده از پتانسيل‌هاي داخلي، ويراني‌ها را دوباره خواهيم ساخت. اين ديدگاه، بر توان داخلي و استقلال اقتصادي تأكيد دارد؛ اما در عين حال، برخي كارشناسان معتقدند كه استفاده هوشمندانه از ظرفيت‌هاي بين‌المللي، مي‌تواند به بهبود كيفيت و سرعت بازسازي كمك كند. با اين حال، آنچه در اين اظهارات برجسته است، اعتماد به توان ملي و نقش آن در عبور از بحران است.

    نقش دولت؛ كليد تسريع بازسازي

در كنار همه اين تحليل‌ها، نقش دولت به عنوان تسهيل‌گر و سياست‌گذار، بسيار حياتي است. باقرپور در اين زمينه پيشنهاد مشخصي ارايه مي‌دهد: تدوين بسته‌هاي انگيزشي توسط دولت براي جذب سرمايه‌هاي مردمي و بخش خصوصي» ضروري است تا «فرآيند بازسازي بلافاصله پس از پيروزي نهايي آغاز شود. اين پيشنهاد، بر اهميت مشاركت بخش خصوصي و استفاده از سرمايه‌هاي خرد و كلان مردمي تأكيد دارد؛ رويكردي كه مي‌تواند بار مالي دولت را كاهش داده و سرعت پروژه‌ها را افزايش دهد. آنچه از مجموع ديدگاه‌هاي مطرح‌شده برمي‌آيد، تصويري دوگانه اما قابل تأمل است. از يك‌سو، حمله به زيرساخت‌هاي حياتي، تهديدي جدي براي اقتصاد كشور محسوب مي‌شود و مي‌تواند اختلالاتي در توليد و توزيع ايجاد كند. اما از سوي ديگر، همين بحران، زمينه‌ساز شكل‌گيري يك اراده ملي براي بازسازي و حتي جهش اقتصادي شده است. در واقع، اگر اين شرايط به‌درستي مديريت شود، مي‌تواند به فرصتي براي بازتعريف مسير توسعه كشور تبديل شود؛ مسيري كه در آن، صنعت ساختمان به عنوان پيشران، زنجيره‌اي از رشد در ساير بخش‌ها ايجاد مي‌كند. در نهايت، همان‌گونه كه تجربه‌هاي گذشته نشان داده‌اند، اقتصاد ايران توانايي عبور از بحران‌ها را دارد. امروز نيز، در دل نگراني‌ها، نشانه‌هايي از اميد، برنامه‌ريزي و عزم ملي ديده مي‌شود؛ نشانه‌هايي كه اگر به‌درستي هدايت شوند، مي‌توانند آينده‌اي متفاوت و حتي روشن‌تر از گذشته رقم بزنند.