تسلط يافتن ايران بر اقتصاد جهاني
«ايران به زودي بر اقتصاد جهان مسلط ميشود.» اين عبارتي است كه روزنامه «اينديپندنت» اخيرا در خصوص تحولات جاري در غرب آسيا و رويارويي ايران و اسراييل- امريكا مطرح كرده است.
«ايران به زودي بر اقتصاد جهان مسلط ميشود.» اين عبارتي است كه روزنامه «اينديپندنت» اخيرا در خصوص تحولات جاري در غرب آسيا و رويارويي ايران و اسراييل- امريكا مطرح كرده است. به اعتقاد اين رسانه و دامنه وسيعي از تحليلگران ديگر در سطح جهان، وضعيت اقتصاد جهاني پس از اين جنگ با دوران قبل از آن تفاوتهاي چشمگيري خواهد داشت. «اينديپندنت» همچنين در يادداشت تحريريه خود به اين نكته اشاره دارد كه اقدامات امريكا در ميدان، برخلاف اظهارات مقامات آن، نشاندهنده عقبنشيني آنها از جنگ با ايران است. در اين گزارش تصريح شده است: «به احتمال زياد ايران به زودي اقتصاد جهاني را كنترل خواهد كرد و اين امر، امريكاييها را فقط با بدترين گزينهها روبرو خواهد كرد.» اما لازم است اين اظهارنظرها و گزارشها از منظر تحليلي نيز مورد بررسي قرار بگيرد و معاني دروني آن مورد ارزيابي قرار گيرد. در واقع بايد ديد «تسلط يافتن ايران بر اقتصاد جهاني» كه در اين گزارش به آن پرداخته شده چه معنايي دارد؟ زير پوست آن چيست و چه واقعيتي را بيان ميكند؟ واقع آن است كه جنگ رمضان اقتصاد جهاني را با يك واقعيت روشن مواجه ساخت و آن تسلط ايران بر تنگه و آبراهي است كه بخش قابل توجهي از اقتصاد جهاني تحت تاثير آن است.
بيش از 20درصد حجم نقل و انتقال انرژي از تنگه هرمز صورت ميگيرد و بستن اين تنگه به معناي نوسانات شديد اقتصادي در كشورهاي مختلف از جمله امريكا و اروپا خواهد بود. به نظر ميرسد منظور از «تسلط ايران بر اقتصاد جهاني»، نفوذ و تأثيرگذاري فزاينده ايران بر بازارهاي جهاني و روندهاي اقتصادي بينالمللي است. اين ميتواند به دلايل مختلفي از جمله موقعيت ژئوپليتيكي ايران، منابع انرژي، توانمنديهاي اقتصادي نوظهور، يا حتي تأثيرگذاري بر زنجيرههاي تأمين جهاني باشد. گزارش «اينديپندنت»، همچنين به عقبنشيني امريكا از درگيري با ايران اشاره ميكند و اين احتمال را مطرح ميسازد كه ايران در آينده نزديك نقش برجستهتري در اقتصاد جهاني ايفا خواهدكرد.
براي درك بهتر «واقعيت» پشت اين ادعا، نياز به تحليل عميقتري از شرايط اقتصادي جهاني، تحريمها، روابط بينالمللي و توانمنديهاي واقعي ايران در حوزههاي مختلف اقتصادي است. اين تيتر ميتواند تفاسير مختلفي داشته باشد، از جمله:
1) نفوذ منطقهاي و جهاني: ايران ممكن است با گسترش روابط تجاري و اقتصادي خود با كشورهاي مختلف، به خصوص در منطقه، نفوذ جهاني خود را افزايش دهد. اين مهم به خصوص پس از توسعه روابط ايران با كشورهاي دوستي كه خواستار نقل و انتقال كالاها و داراييهاي خود از تنگه هرمز هستند، نمايان شده است.
2) تحت الشعاع قرار دادن بازار انرژي: به عنوان يكي از توليدكنندگان عمده نفت و گاز، ايران ميتواند تأثير قابل توجهي بر بازارهاي جهاني انرژي داشته باشد. از اين پس هر كشوري كه قصد انتقال انرژي از تنگه هرمز را داشته باشد بايد روابط اقتصادي ويژهاي با ايران تعريف كند.
3) مقاومت اقتصادي ايران: در مواجهه با تحريمها، ايران ممكن است استراتژيهايي را براي مقابله با فشارهاي اقتصادي و حفظ پايداري خود اتخاذ كند كه اين خود ميتواند بر اقتصاد جهاني تأثير بگذارد. پس از جنگ اخير، هر نوع تحريمي از سوي كشورهاي غربي عليه ايران ميتواند با پاسخ مستقيم ايران مواجه شود و محدوديتهاي نقل و انتقال آنها از تنگه هرمز را به دنبال داشته باشد.
4) ارتباط با عقبنشيني امريكا: اگر منظور اين باشد كه اقدامات امريكا باعث تضعيف قدرت اقتصادي يا نظامي آن شده و در مقابل، ايران فرصت رشد يافته است، اين تحليل اقتصادي-ژئوپليتيكي پيچيدهاي را ميطلبد.
در اين ميان لازم است چند پرسش براي درك بيشتر موضوع طرح شود. تأثير ايران بر بازارهاي جهاني انرژي چگونه است؟استراتژيهاي اقتصادي ايران در مواجهه با تحريمها چگونه ارزيابي ميشود؟تحليل روابط اقتصادي ايران با كشورهاي ديگر (به خصوص همسايگان) چگونه ارزيابي ميشود؟ ادعاي «عقبنشيني امريكا» از منظر اقتصادي چگونه بررسي ميشود؟ پاسخگويي به هر كدام از اين پرسشها نشاندهنده نقش ويژه ايران در دورنماي اقتصادي آينده منطقه
و جهان خواهد بود.