علت تهديد زيرساختها
ما بايد به اثرات سياسي و اقتصادي جنگ رمضان از منظر پساجنگ نگاه كنيم. قاعدتا كشوري تعيينكننده است كه برنده از اين نبرد بيرون ميآيد. در تمامي جنگها نيز طرف پيروز، ترسيمكننده تاريخ، اقتصاد و ژئوپلتيك پس از جنگها بوده است. اگر بخواهيم درخصوص شرايط فعلي صحبت كنيم مهمترين مساله، تابآوري اقتصادي و نظامي كشور است. ادامه كمك به بقا و مجموعه نظامي كشور ميتواند تعيينكننده باشد و اتحاد مردم در اين نصرت تعيينكننده خواهد بود.

ما بايد به اثرات سياسي و اقتصادي جنگ رمضان از منظر پساجنگ نگاه كنيم. قاعدتا كشوري تعيينكننده است كه برنده از اين نبرد بيرون ميآيد. در تمامي جنگها نيز طرف پيروز، ترسيمكننده تاريخ، اقتصاد و ژئوپلتيك پس از جنگها بوده است. اگر بخواهيم درخصوص شرايط فعلي صحبت كنيم مهمترين مساله، تابآوري اقتصادي و نظامي كشور است. ادامه كمك به بقا و مجموعه نظامي كشور ميتواند تعيينكننده باشد و اتحاد مردم در اين نصرت تعيينكننده خواهد بود. انشاءالله ايران در جنگ رمضان پيروز ميشود و بعد از جنگ با توجه به امتيازاتي كه در اختيار دارد از جمله موضوع تنگه هرمز و ديگر مزيتها نصرتهايي رخ ميدهد كه در حوزه داخلي و بينالمللي براي كشور شكوفايي به ارمغان ميآورد. در مدت زمان كمي نه تنها خسارت جنگ جبران ميشود، بلكه رشد هشت درصدي كه در سند چشمانداز ديده بوديم براي ساليان سال در دسترس خواهد بود. بالاخره توانستيم بعد از قرنها حق مالكيت و اقتدار خود را در تنگه هرمز اثبات كنيم. اگر اين اقتدار بر تنگه هرمز را نگه داريم تحريمهاي نفتي و تجاري كه در سالهاي اخير ما را آزار ميداد بياثر ميشود. تحريمها با تسلط اقتداري بر تنگه هرمز قابل رفع است. در مذاكرات آينده مخصوصا با امريكا نياز نداريم به آنها بگوييم تحريمها را بردار. كافي است به كساني كه ميخواهند از منافع تنگه هرمز استفاده كنند بگوييم به شرط رفع تحريم اجازه عبور خواهيد داشت. مهمترين مولفه در سرمايهگذاري اقتصادي، امنيت است. بهطور مثال بعد از حمله عراق به كويت به صورت كاملا بطئي، كويت از وجود هرگونه سرمايهگذار خالي شد و هاب مالي منطقه از كويت به امارات انتقال يافت. پيشبيني من اين است كه پس از جنگ فعلي كه امارات نيز مورد حمله قرار گرفت اين كشور در آينده به خاك سياه مينشيند؛ زيرا امارات ديگر نميتواند ادعاي امنيت سرمايهگذاري داشته باشد. ما بايد امنيت خليج فارس، مديريت دريامحور و بندر چابهار را در مناسبات اقتصادي خود لحاظ كنيم. براي اين منظور لازم است نيازمنديهاي اقتصادي را به منطقه اهدا كنيم و در مديريت تنگه هرمز تمهيدات سياسي، نظامي، اقتصادي و تجاري لازم را بينديشيم. ترامپ در باتلاقي در جنگ ايران گير كرده و هيچ برنامهاي براي ادامه جنگ يا پايان آن ندارد. لذا احتمالا همانند آنچه در پايان جنگ ۱۲ روزه رقم زد و به فردو و نطنز حمله كرد به دنبال يك پنجره خروج از جنگ ميگردد. اگر فرض را بر اين بگذاريم كه ترامپ قصد تكرار الگوي جنگ ۱۲ روزه را دارد احتمالا يك حمله سطحي به نيروگاههاي ما خواهد داشت. اگر اين اتفاق رخ دهد نيروي نظامي ايران بايد مثل قضيه پارس جنوبي چندين برابر پاسخ بدهد. كما اينكه در حمله اخير دشمن به پارس جنوبي كه با پاسخ چند برابر ايران مواجه شد ترامپ تقصير حمله را به گردن اسراييل انداخت و به دروغ گفت كه از آن مطلع نبوده است. درخصوص زيرساختهاي برق نيز بايد پاسخ ما قاطع و چند برابر باشد كه علاوه بر حمله به سرزمينهاي اشغالي، زيرساخت كشورهاي خليج فارس را نيز هدف قرار دهيم تا ترامپ بداند با ايران كه داراي ملت قوي و تاريخ چندهزار ساله است حق شوخي ندارد.