چه شد كه عدهاي براي بمباران «وطن» شادي كردند؟! (1)
امپرياليسم ديگر از روشهاي قديمي مانند اشغال يك سرزمين با تفنگ و شمشير استفاده نميكند، بلكه ابتدا با رسانههاي مختلف از قبيل ماهوارهها، خبرگزاريها، شبكههاي مجازي و امثالهم، اذهان و ناخودآگاه سوژههاي كشور هدف را مورد استثمار قرار داده و كاري ميكند كه مانند بردههاي روم از ارباب خود دفاع كنند.

امپرياليسم ديگر از روشهاي قديمي مانند اشغال يك سرزمين با تفنگ و شمشير استفاده نميكند، بلكه ابتدا با رسانههاي مختلف از قبيل ماهوارهها، خبرگزاريها، شبكههاي مجازي و امثالهم، اذهان و ناخودآگاه سوژههاي كشور هدف را مورد استثمار قرار داده و كاري ميكند كه مانند بردههاي روم از ارباب خود دفاع كنند. شيوه جديد استعمار، ديگر «سرزمين هدف» را ويران نميكند، بلكه بلايي سر مردم آن سرزمين ميآورد كه خود، به دست خويشتن خانههايشان را ويران كنند! استعمار جديد با چماق پس سر كسي نميكوبد، بلكه كاري ميكند كه طرف مقابل، خود دو دستي با تمام قدرت بر سر و روي خويش بكوبد. استعمار جديد مستقيما به كسي گوسفند نميگويد، اما كاري ميكند كه طرف آرزوي گوسفند بودن در سوييس را داشته باشد. استعمار جديد تا جايي كه بتواند با سلاح و سرباز سرزميني را اشغال نميكند، بلكه كاري ميكند كه خود به جان يكديگر افتاده و همديگر را نيست و نابود كنند. وندرس در فيلم «سلاطين جادهها» از زبان يكي از شخصيتها ميگويد: «امريكاييها، ضمير ناخودآگاهِ ما را مستعمره خود كردهاند». حال درست است كه امروز هيچ مستشار امريكايي و اروپايي در خيابانها و شهرهاي ايران حضور ندارند، اما اذهان بسياري از اين مردم به گونهاي به اشغال غرب درآمده و به گونهاي در راستاي منافع بيگانه و دشمني با منافع وطن خويش قدم برميدارند كه شايد تاريخ هيچ كشوري به خود نديده است. اين استعمار رسانهاي به گونهاي است كه فرد ايراني تحت استعمار رسانهاي، از اوكراينيها بيشتر خود را دشمن روسيه ميداند، بيشتر از اسراييليها از فلسطين متنفر بوده و در توجيه جنايت اسراييل تلاش بيشتري از اسراييليها دارد و تعصبش روي فرهنگ و سبك زندگي و زبان و پرچم امريكاييها و اروپاييها بيشتر از خود مردم آن كشورهاست و هيچ عيب و نقصي از آن جوامع را نميپذيرد. غربيها و به ويژه انگليسيها در دنيا به خساست معروفند. آنها تا از نتيجه و سود سرمايهگذاري خود آگاه نباشند دست به چنين اقدامي نميزنند. بر اساس اين رويكرد كسي يا كساني كه براي يكبار هم شده اگر يك پوند مستقيم و غيرمستقيم از دولت انگليس و غرب دريافت كرده باشند، بدون شك در جايي ديگر چندين برابر آن مبلغ به دولت انگلستان خدمترساني داشتهاند. بخشي از جامعه امروز ايران در غفلت و جهالت رسانههاي وطني به كل به ميدان تاخت و تاز رسانههاي غربي درآمده و افكار و ذهن بخش بزرگي از جامعه ايران مانند فلسطين اشغالي به اشغال غرب و زبالهدان تروريسم رسانهاي آنها بدل شده است. گول ادبيات روشنفكرانه و كتوشلوار و كراوات مجريها و شومنهاي فارسيزبان «ايران اينترنشنال» و «بيبيسي» را نخوريم. گول اين شعارهاي آزاديخواهانه و حقوق بشري را نخوريم، اينجا خاورميانه است و تكتك اين شعارها بوي خون و باروت و ويراني ميدهند و تكتك اين افراد پيادهنظام زمينهسازي ويراني ايران هستند. هر وقت به بيبيسي و رسانههاي انگليس و اينترنشنال نگاه كرديم، جام جهاني فوتبال را به خاطر بياوريم. به خاطر بياوريم رسانههاي اين كشورهاي استعمارگر چگونه بخشي از مردم ايران را دشمن سرزمين بدل كرده و كاري كردند كه به تشويق دشمنان خود پرداختند. هر وقت به رسانههاي غرب فكر ميكنيم، صدها پيادهنظام فرهنگي و سينمايي غرب را به خاطر بياوريم كه چگونه پيادهنظام توجيه تحريم و فشار اقتصادي و حمله نظامي به ايران تبديل شدند و به خاطر داشته باشيم كه تمام بودجه و دستمزد ساخت چنين آثار ضدايراني را سفارتهاي كشورهاي غربي در تهران پرداخت ميكنند. به بنگاههاي تبليغاتي غرب كه فكر ميكنيم، سازمان آدمخوار رجوي و تروريستهاي تجزيهطلب را به خاطر بياوريم كه مدام از پارلمان و نشستي به پارلمان كشور ديگري كشانده ميشوند و خود را به عنوان نماينده ايران معرفي ميكنند. به انگليس و رسانههاي آنگلوساكسونها كه فكر ميكنيم آلمان را به خاطر بياوريم كه با آن تاريخ عظيم فكري و فلسفي و هنري، چگونه پس از جنگ جهاني دوم به برده فكري و عقيدتي انگليس تبديل شد و تمام هويت تاريخي و انتقادي خود را از دست داد. به انگليس و امريكا و غرب كه فكر ميكنيم اوكراين را به خاطر بياوريم كه چگونه توسط تبليغات رسانههاي غرب هويتزدايي شد و به دست خود زمينه ويراني خانه و كاشانه و آوارگي و دربهدري خود را فراهم ساخت. ما در اين منطقه پر آشوب و در اين شرايط خاص كه هر آني احتمال جنگ فراگيري ميرود جايي براي سانتيمانتاليسم و غرق شدن در اوهام و خيالات غربي نداريم و هر اشتباهي ممكن است به قيمت نابودي و ويراني خانه و سرزمينمان بدل شود. اين سرزمين چهار دهه است (به ويژه هفت سال اخير) كه تحت شديدترين و بيسابقهترين حملات امپرياليسم رسانهاي است و از كودك تا نوجوان و جوان و سالمند درگير اين تهاجم وحشيانه قرار دارند. در اين جنگ همهجانبه ايران به شر مطلق و ايراني به موجودي اسير در چنگال شيطان تقليل يافت و ايراني بودن مساوي با پلشتي و زشتي و بدبختي تعريف شد. اين شيوه حمله عليه يك سرزمين در جهان نه سابقه داشته و نه نمونه مشابهي دارد... (ادامه دارد)