رادارها باران را كم نميكنند
در روزهاي اخير، پرسشهايي درباره كاهش بارش در برخي مناطق كشور مطرح شده و همزمان شايعاتي درباره تأثير رادارهاي نظامي بر كاهش بارش يا حتي «عقيم كردن» ابرها منتشر شده است. برخي افراد تصور ميكنند كه امواج رادارهاي برد بلند ميتوانند فرآيندهاي جوي را تغيير دهند و باران را مهار كنند.
در روزهاي اخير، پرسشهايي درباره كاهش بارش در برخي مناطق كشور مطرح شده و همزمان شايعاتي درباره تأثير رادارهاي نظامي بر كاهش بارش يا حتي «عقيم كردن» ابرها منتشر شده است. برخي افراد تصور ميكنند كه امواج رادارهاي برد بلند ميتوانند فرآيندهاي جوي را تغيير دهند و باران را مهار كنند. اما بررسيهاي علمي و مشاهدات ميداني نشان ميدهد كه اين باورها فاقد پايه علمي هستند. رادارها، چه نظامي و چه هواشناسي، ابزارهايي براي پايش و تشخيص وضعيت جوي و اهداف پروازي هستند و هيچ سازوكاري براي ايجاد تغيير مستقيم در بارش ندارند.
به گفته احد وظيفه، رييس مركز ملي اقليم و مديريت بحران خشكسالي سازمان هواشناسي، رادارها انرژي كافي براي تغيير ساختار ابرها يا جلوگيري از بارش ندارند. هدف رادارهاي نظامي شناسايي اهداف پروازي مانند هواپيما و موشك است و رادارهاي هواشناسي صرفاً حركت ابرها و شدت بارش را پايش ميكنند. اين سامانهها مانند چراغقوهاي بسيار قوي عمل ميكنند كه با ارسال و دريافت امواج، موقعيت و ويژگيهاي اهداف را مشخص ميكنند، اما هيچگاه توان تغيير بارش را ندارند.
مقايسه رادارهاي نظامي و هواشناسي
وظيفه توضيح ميدهد كه تفاوت اصلي رادارهاي نظامي و هواشناسي در هدف و طراحي فناوري آنها است. رادارهاي نظامي برد بلند در باندهاي VHF، UHF/P و L فعاليت ميكنند و طول موج آنها حدود ۱۰ متر تا ۱۵ سانتيمتر است.
به گفته او، اين رادارها براي شناسايي اهداف پروازي در بردهاي چند صد كيلومتري طراحي شدهاند و بايد با كمترين برهمكنش از ميان ابرها و سامانههاي بارشي عبور كنند تا اطلاعات دقيقي درباره نوع، سرعت و مسير پرواز اهداف ارايه دهند. بنابراين، تأثير پديدههاي جوي بر عملكرد اين رادارها بسيار ناچيز است و انرژي امواج آنها براي دستكاري ابرها كافي نيست.
به گزارش تسنيم، رييس مركز ملي اقليم و مديريت بحران خشكسالي سازمان هواشناسي اظهار ميكند: در مقابل، رادارهاي هواشناسي از باندهاي كوتاهتر مانند C و X استفاده ميكنند تا حساسيت لازم براي شناسايي ذرات بارش و ابرها را داشته باشند.
او ميافزايد: حتي در برخي باندها مانند S، اگر فركانسهاي مشابه استفاده شود، تفاوت در اهداف و اولويتها موجب تفاوت فناوري و طراحي اين سامانهها ميشود. به گفته وظيفه، رادارهاي هواشناسي براي پايش دقيق شدت بارش، تشخيص جهت حركت ابرها و هشدار بهموقع درباره توفانهاي شديد طراحي شدهاند، اما توان ايجاد تغيير مستقيم در وضعيت جوي يا كاهش بارش را ندارند.
پروژههاي يونوسفري و كنترل آبوهوا
يكي از مواردي كه اغلب با شايعات كاهش بارش مرتبط دانسته ميشود، پروژههاي تحقيقاتي لايه يونوسفري مانند HAARP است. رييس مركز ملي اقليم و مديريت بحران خشكسالي سازمان هواشناسي توضيح ميدهد: HAARP در آلاسكا توسط امريكا ايجاد شده و با ارسال امواج راديويي پرقدرت در ارتفاع ۶۰ تا ۵۰۰ كيلومتر، تغييرات موقت در يونوسفر را بررسي ميكند.
او ميگويد: جامعه علمي تأكيد كرده است كه هدف اين پروژه صرفاً مطالعه اثرات كوتاهمدت بر لايههاي بالاي جو است و هيچ توانايي براي كنترل آبوهوا در سطح زمين، مانند تغيير بارش، ندارد.
رييس مركز ملي اقليم و مديريت بحران خشكسالي سازمان هواشناسي تشبيه جالبي ارايه ميدهد: اثر امواج HAARP را ميتوان به انداختن يك سنگ در رودخانه پرسرعت تشبيه كرد؛ موج ايجادشده بسيار سريع محو ميشود و نميتواند مسير آب را تغيير دهد. همينطور، امواج اين پروژه تأثير قابلتوجهي بر تروپوسفر، لايه زيرين جو كه پديدههاي جوي در آن شكل ميگيرد، ندارند.
نقش رادار در بارورسازي ابرها
وظيفه درباره بارورسازي ابرها توضيح ميدهد: در عمليات بارورسازي ابرها، هدف افزايش بارش است، اما رادارها فقط نقش پايش و هدايت دارند. با استفاده از رادار پيشرفته، مناطق مناسب براي پخش ذرات بارورسازي مانند يديد نقره شناسايي ميشود و اثر فوري اين عمليات بر ابرها ارزيابي ميگردد. خود رادار هيچگونه بارشي ايجاد نميكند؛ تنها ابزار هدايت و نظارت است.
به گفته او، باور به اينكه رادارها به عنوان «تسليحات جوي» عمل ميكنند، بيشتر در چارچوب نظريههاي توطئه قرار دارد و جامعه علمي آن را مردود ميداند.
عوامل واقعي كاهش يا تغيير بارش
رييس مركز ملي اقليم سه عامل اصلي را در كاهش يا تغيير بارش برميشمارد و ميگويد: مورد اول، تغييرات اقليمي است، الگوهاي گردش جو، جريانهاي هوا و جابهجايي سامانههاي بارشي تحت تأثير تغييرات اقليمي دچار تغيير ميشوند. افزايش دما و كاهش رطوبت سبب كاهش بارش در برخي مناطق شده است. او ادامه ميدهد: آلودگي شهري و صنعتي، گزينه بعدي است، ذرات معلق موجود در هوا ميتوانند هستههاي ميعان بسيار زيادي ايجاد كنند كه قطرات بسيار ريز شكل ميگيرند و توان تبديل شدن به بارش موثر را ندارند. برخي مطالعات نشان دادهاند كه اين پديده ميتواند كاهش تا ۲۵ درصدي بارش در پاييندست كلانشهرها ايجاد كند.
وظيفه ميگويد: مورد بعدي خشكساليهاي طبيعي است، بخشي از نوسانات بارش در مناطق خشك و نيمهخشك ايران ناشي از چرخههاي طبيعي خشكسالي است و بخشي از روند طبيعي تغييرات اقليمي محسوب ميشود.
پديده خطوط سفيد در آسمان
رييس مركز ملي اقليم و مديريت بحران خشكسالي سازمان هواشناسي همچنين به پديده خطوط سفيد در آسمان اشاره ميكند و ميگويد: اين خطوط كه به «پساب بخار» يا Contrail معروف هستند، ناشي از تشكيل بلورهاي يخ در اثر برخورد بخار آب خروجي موتور هواپيما با هواي بسيار سرد در ارتفاعات بالا است. اين پديده هيچ ارتباطي با پاشش مواد شيميايي يا كاهش بارش ندارد و يك فرآيند فيزيكي طبيعي است.
او ميگويد: رادارها ابزارهايي براي پايش و شناسايي هستند و هيچ نقشي در كاهش بارش ندارند. كاهش بارش به عوامل طبيعي مانند تغييرات اقليمي، الگوهاي جوي و خشكساليها و همچنين به آلودگيهاي محيطي مرتبط است، نه عبور هواپيماها يا فعاليت رادارهاي نظامي.
وظيفه ميافزايد: واقعيت اين است كه تغييرات اقليمي دهههاي اخير موجب گسترش خشكسالي و كاهش بارش در بسياري از مناطق جهان از جمله جنوبغرب آسيا، حوضه مديترانه و جنوبغرب امريكا شده است. روند كاهش بارش و افزايش دما همچنان ادامه دارد و بايد اين موضوع را جدي گرفت تا براي مديريت منابع آب و بحران خشكسالي برنامهريزي موثري انجام شود.
با اين توضيحات، روشن ميشود كه باور به رادارها به عنوان «تسليحات جوي» كاملاً نادرست است و كاهش بارش را بايد در تغييرات اقليمي، آلودگي محيطي و خشكساليهاي طبيعي جستوجو كرد، نه در فعاليتهاي نظامي يا سامانههاي راداري.