کشاورزی و سرمایه انسانی 2کلید رشد اقتصادی

۱۳۹۴/۱۱/۱۹ - ۰۰:۰۰:۰۰
کد خبر: ۳۸۱۴۵

تئودور ویلیام تد شولتز، اقتصاددانی از ایالت متحده امریکاست که بین سال‌های 1902 تا 1998 می‌زیسته است. شولتز که برنده جایزه نوبل اقتصاد در سال 1979 است تا پایان عمرش به تدریس در مدرسه اقتصاد شیکاگو مشغول بود و همین موسسه بود که شرایط را برای خلق تئوری توسعه او فراهم کرد. نظریه‌یی که مدت‌ها به عنوان یکی از مطرح‌ترین تئوری‌های توسعه اقتصادی به شمار می‌آمد.

توسعه یک مفهوم اقتصادی و اجتماعی است که در قرن بیستم‌زاده شده است. گسترش شکاف طبقاتی و همچنین افزایش فاصله میان کشورهای جهان اولی و جهان سومی، اندیشمندان را بر آن داشت که برای جلوگیری از شورش‌های اجتماعی، نظریه‌هایی را مطرح کنند که به رشد و «توسعه» کشورهای فقیرتر بینجامد، بی‌آنکه به منافع کشورهای ثروتمند منجر شود. از آنجا بود که کشورهای جهان سوم و جهان اول به کشورهای توسعه نیافته و توسعه یافته تبدیل شوند. توسعه نظریه توسعه کشاورزی و به تبع آن انقلاب سبز نیز یکی از این نظریه‌ها بود. نظریه‌یی که با صنعتی‌سازی کشاورزی، سعی در تامین غذایی و رشد درآمد کشورهای فقیر داشت و نهایتا نه تنها به هدف اصلی خود نرسید که موجب استفاده بیش از حد از منابع طبیعی نیز شد که خود شکاف بیشتر طبقاتی و افزایش اختلاف میان توسعه یافته‌ها و نیافته‌ها را

منجر شد.

نظریه‌های توسعه طیف وسیعی از ایده‌ها با چارچوب نظری متفاوت را در بر می‌گیرند. استراتژی‌های متفاوت، ‌زاده این نظریه‌هاست. استراتژی پولی، اقتصاد باز، صنعتی شدن، انقلاب سبز و توزیع مجدد از جمله استراتژی‌هایی هستند که توسعه اقتصادی و اجتماعی جوامع را دنبال می‌کنند. استراتژی دیگری نیز وجود دارد که از آن با عنوان استراتژی سوسیالیستی توسعه یاد می‌شود. این راهبرد به دنبال توسعه جوامع و کاهش اختلاف طبقات متفاوت است و نمود آن را می‌توان در نظام برنامه‌ریزی اقتصادی اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی دید، اما در عین حال رویکردی ضد توسعه‌یی (به معنای لیبرال آن) دارد و معتقد است که سایر راهبرد‌های توسعه، نه برای حل مشکل معاش که برای پایدارکردن شرایط ناپایدار طراحی شده‌اند.

نظریه توسعه کشاورزی شولتز، یکی از نظریه‌های مبتنی بر راهبرد انقلاب سبز به شمار می‌آید، اما بر خلاف سایر نظریه‌ها که به بررسی اقتصاد کشاورزی به صورت مجزا پرداخته‌اند، شولتز کشاورزی را به عنوان جزیی از کل اقتصاد بررسی کرده است. نظریه او از آن جهت جالب توجه است که بخش کشاورزی را به عنوان موتور محرک اقتصاد معرفی می‌کند. محصول کشاورزی تولید اصلی یک جامعه روستایی است. بنابراین نظریه توسعه شولتز رشد اقتصادی را از دریچه توسعه روستایی می‌بیند. شولتز معتقد است که اکثر مردم دنیا فقیر هستند و معاش خود را از طریق کشاورزی تامین می‌کنند. بنابراین بررسی اقتصاد کشاورزی کمک شایانی به شناخت اقتصاد فقر خواهد کرد.


سرمایه انسانی در مقابل بهره‌وری

شولتز هنگام معرفی نظریه‌اش هند را شاهد مثال می‌گیرد. او چند منطقه با سطوح متفاوت بهره‌وری خاک را مقایسه می‌کند و به این نتیجه می‌رسد که بهره‌وری بالاتر خاک الزاما به معنی تولید بیشتر کشاورزی نیست. شولتز به این نتیجه می‌رسد که در مورد میزان تاثیر بهره‌وری خاک در رونق کشاورزی اغراق شده است و این مساله در مقایسه با عاملی دیگر فرع محسوب می‌شود. عامل دیگری که شولتز آن را اصلی می‌داند، سرمایه انسانی است. او با مقایسه آلمان و انگلستان بعد از جنگ جهانی دوم به این نتیجه می‌رسد که آنچه باعث رشد اقتصادی آلمان شده و این کشور شکست خورده را از انگلستان پیروز جلوتر رانده است، جمعیت تحصیلکرده کشور است. جمعیتی که سرمایه انسانی به شمار می‌آید. نظریه شولتز، سلامتی افراد را نوعی سرمایه قلمداد می‌کند که در طول عمر انباشته شده اما همزمان با گذر عمر مستهلک می‌شود. بنابراین افزایش امید به زندگی در انسان‌ها به معنای افزایش سرمایه انسانی است. سلامتی، دانش، مهارت، کارایی و عناصری از این دست عواملی هستند که سرمایه انسانی را افزایش می‌دهد.

بنابراین شولتز پیشنهاد می‌دهد که برای دستیابی به رشد اقتصادی، بهره‌وری بخش کشاورزی افزایش یابد و این کار را میسر نمی‌داند مگر از طریق آموزش روستاییان و افزایش سطح سلامت آنها که در واقع به رشد سرمایه انسانی منجر می‌شود.

لازم به ذکر است که آنچه بالاتر به عنوان سرمایه انسانی از آن یاد شد، در تحلیل مارکسیستی به عنوان نیروی کار (labor Force) شناخته می‌شود که یکی از خصیصه‌های بشری به شمار می‌آید و آنچه این تحلیل به عنوان گره اصلی اقتصاد سرمایه‌داری معرفی می‌کند، خرید و فروش این خصیصه انسانی است.

البته در نظام سرمایه‌داری بر خلاف دوره برده‌داری، امکان خرید و فروش خود مهارت‌های کاری یک کارگر وجود ندارد و آنچه خرید و فروش می‌شود، کار تولید شده با استفاده از آن مهارت‌هاست. در واقع بر اساس تحلیل مارکسیستی، کارگر ناچار است برای تامین معاش ارزش افزوده تولید شده توسط خود را بفروشد، بی‌آنکه چیزی از این معامله عاید او شود. بنابراین می‌توان گفت که یکی از جدی‌ترین منتقدان شولتز و نظریه توسعه منابع انسانی‌اش، مارکسیست‌ها و نئومارکسیست‌ها هستند.

مشاهده صفحات روزنامه

بیمه ملت