كنترل پايدار بازار نفت با كاهش تنش‌هاي ژئوپليتيكي ممكن است

۱۴۰۴/۱۲/۲۶ - ۰۴:۰۱:۰۶
کد خبر: ۳۸۰۶۱۴

بازار نفت در شرايط فعلي بيش از هر زمان ديگري تحت تاثير جنگ، تهديدهاي امنيتي و فضاي بي‌اطميناني قرار گرفته و همين مساله موجب شده است كه قيمت‌ها با سرعت و شدت بيشتري نسبت به گذشته واكنش نشان دهند.

حميدرضا صالحي

بازار نفت در شرايط فعلي بيش از هر زمان ديگري تحت تاثير جنگ، تهديدهاي امنيتي و فضاي بي‌اطميناني قرار گرفته و همين مساله موجب شده است كه قيمت‌ها با سرعت و شدت بيشتري نسبت به گذشته واكنش نشان دهند. در چنين فضايي، بازار تنها به ارقام توليد و مصرف نگاه نمي‌كند، بلكه هر تحول سياسي و امنيتي مي‌تواند در كوتاه‌ترين زمان ممكن به افزايش قيمت‌ها و تشديد نگراني‌ها منجر شود. در اين يادداشت‌ها مسيرهاي افزايش تنش‌هاي اقتصادي يا كاهش آنها مورد واكاوي قرار مي‌گيرد. 

1) بخشي از جهش بهاي نفت در روزهاي اخير، حاصل نگراني معامله‌گران و بازيگران بزرگ بازار از آينده تحولات منطقه است. در چنين شرايطي حتي اگر كمبود واقعي و فوري در عرضه رخ نداده باشد، صرف احتمال گسترش بحران براي آنكه قيمت‌ها را بالا ببرد، كافي است. بازار انرژي از جمله بازارهايي است كه نسبت به ريسك‌هاي ژئوپليتيكي حساسيت بسيار بالايي دارد و هر علامت تازه‌اي از تنش مي‌تواند به سرعت خود را در قيمت نفت نشان دهد. امريكا در اين شرايط تلاش دارد با مديريت رواني بازار، از تثبيت قيمت‌هاي بالا جلوگيري كند. بخشي از اين تلاش‌ها از طريق فضاسازي رسانه‌اي و ارسال پيام‌هاي سياسي صورت مي‌گيرد؛ پيام‌هايي كه با هدف آرام ‌كردن فضاي بازار و القاي اين موضوع منتشر مي‌شود كه امكان مهار بحران و جلوگيري از گسترش جنگ وجود دارد. در واقع واشنگتن مي‌كوشد با تركيبي از اظهارنظرهاي سياسي، مديريت افكار عمومي و ايجاد اين تصور كه شرايط تحت كنترل است، بخشي از فشار موجود بر بازار نفت را كاهش دهد. با اين حال، بازار انرژي تنها با پيام و فضاسازي رسانه‌اي كنترل نمي‌شود و در نهايت به واقعيات ميداني و سطح تهديدها واكنش نشان مي‌دهد. 

2) اگر بحران وارد مرحله‌اي شود كه احتمال اختلال در مسيرهاي انتقال انرژي يا كاهش عرضه واقعي افزايش يابد، ديگر ابزارهاي تبليغاتي و رواني نمي‌توانند به تنهايي مانع صعود قيمت‌ها شوند. به همين دليل، اقدامات رسانه‌اي ممكن است در كوتاه‌مدت موثر باشد، اما در بلندمدت براي ايجاد ثبات پايدار كافي نيست. يكي از مسيرهايي كه امريكا روي آن حساب كرده، استفاده از ظرفيت ساير توليدكنندگان براي جبران كمبود احتمالي بازار است. در اين چارچوب، نام كشورهايي مانند روسيه، عربستان و ونزوئلا مطرح مي‌شود و در كنار آنها، توليد داخلي امريكا نيز يكي از اهرم‌هاي مهم واشنگتن براي مهار بازار به شمار مي‌رود. هر يك از اين ظرفيت‌ها مي‌تواند به صورت مستقيم يا غيرمستقيم به تنظيم بازار كمك كند و مانع از آن شود كه التهاب موجود به جهش‌هاي شديدتر قيمتي منجر شود. در مورد روسيه، اين برداشت وجود دارد كه در صورت ضرورت، فضاي بيشتري براي نقش‌آفريني اين كشور در بازار نفت در نظر گرفته شود تا بخشي از فشار موجود جبران شود. عربستان نيز به عنوان يكي از دارندگان ظرفيت مازاد توليد، همواره در چنين شرايطي به عنوان بازيگري كليدي مورد توجه قرار مي‌گيرد. در كنار اين دو، ونزوئلا نيز به عنوان يك فرصت بالقوه براي افزايش عرضه مطرح است و امريكا مي‌تواند در صورت لزوم از اين مسير نيز براي كاهش فشار بازار بهره بگيرد.افزون بر اين موارد، توليد داخلي نفت در امريكا نيز يكي از ابزارهاي مهم اين كشور براي تنظيم شرايط بازار به شمار مي‌رود.

3) واشنگتن به خوبي مي‌داند كه افزايش قيمت انرژي مي‌تواند تبعات اقتصادي و سياسي گسترده‌اي در داخل اين كشور و در ميان متحدانش داشته باشد، بنابراين طبيعي است كه از همه ظرفيت‌هاي ممكن براي جلوگيري از جهش‌هاي كنترل‌ نشده در بازار استفاده كند.تنگه هرمز همچنان يكي از حساس‌ترين گلوگاه‌هاي بازار جهاني انرژي است و هرگونه تنش در اين منطقه، فورا بر ذهنيت بازار و سطح قيمت‌ها اثر مي‌گذارد. اهميت اين گذرگاه تنها به موقعيت جغرافيايي آن محدود نمي‌شود، بلكه به اين دليل است كه بخش قابل توجهي از انتقال انرژي جهان از اين مسير انجام مي‌شود و به همين علت، هر اظهارنظر يا تحول امنيتي مرتبط با آن، براي بازار نفت معنا و پيامد جدي دارد..

4) از ابتداي بحران نيز حساسيت‌ها نسبت به تنگه هرمز بالا بوده و اين مساله نشان مي‌دهد كه انرژي در منطقه، كاملا با معادلات امنيتي و سياسي گره خورده است. در چنين فضايي، ديگر نمي‌توان بازار نفت را صرفا از زاويه اقتصادي تحليل كرد، زيرا متغيرهاي ژئوپليتيكي به اندازه‌اي پررنگ شده‌اند كه بر همه محاسبات تجاري و قيمتي سايه انداخته‌اند. در مجموع، شرايط فعلي نشان مي‌دهد كه بازار جهاني انرژي وارد مرحله‌اي شده كه در آن ثبات، بيش از هر چيز به كاهش تنش و شكل‌گيري نوعي تفاهم سياسي وابسته است. اگر مسير تحولات به سمت مهار بحران و كاهش سطح درگيري حركت نكند، بازار همچنان با نااطميناني، نوسان و فشار قيمتي روبه‌رو خواهد بود. حتي اگر در كوتاه‌مدت از طريق افزايش عرضه يا ابزارهاي رسانه‌اي بتوان بخشي از التهاب را كنترل كرد، بدون كاهش واقعي تنش‌ها امكان بازگشت پايدار آرامش به بازار وجود ندارد.
5) واقعيت اين است كه امروز بازار نفت بيش از آنكه تابع فرمول‌هاي سنتي عرضه و تقاضا باشد، به تحولات سياسي و امنيتي پاسخ مي‌دهد. در اين وضعيت، امريكا ممكن است بتواند با مجموعه‌اي از ابزارهاي سياسي، رسانه‌اي و توليدي، بخشي از فشار بازار را مهار كند، اما اين مهار تا زماني دوام دارد كه بحران از سطح فعلي فراتر نرود. در نهايت اگر تنش‌ها ادامه يابد يا گسترش پيدا كند، بازار انرژي نيز واكنش طبيعي خود را نشان خواهد داد و كنترل پايدار قيمت‌ها دشوارتر خواهد شد.