۴ دليل كه بورس نبايد باز شود
اميرعباس باقري، كارشناس بازار سرمايه نوشت: با توجه به مجموعه شرايطي كه در حال حاضر وجود دارد، بازگشايي كامل بازار در اين مقطع زماني چندان منطقي به نظر نميرسد.
صداي بورس| اميرعباس باقري، كارشناس بازار سرمايه نوشت: با توجه به مجموعه شرايطي كه در حال حاضر وجود دارد، بازگشايي كامل بازار در اين مقطع زماني چندان منطقي به نظر نميرسد. نخستين دليل به زمانبندي اين موضوع بازميگردد. اكنون در هفتههاي پاياني اسفند قرار داريم؛ دورهاي كه بهطور سنتي نيز با كاهش حجم معاملات و نزديك شدن به تعطيلات نوروز همراه است. در چنين فضايي حتي در شرايط عادي نيز بازار با احتياط بيشتري از سوي سرمايهگذاران دنبال ميشود. حال اگر اين شرايط با فضاي پرريسك ناشي از جنگ و نااطمينانيهاي سياسي و اقتصادي همراه شود، طبيعي است كه سطح احتياط در ميان فعالان بازار به مراتب افزايش پيدا كند. از سوي ديگر، هنوز نشانه روشني از پايان درگيريها ديده نميشود و فضاي منطقه همچنان با تنشهاي جدي مواجه است. در چنين شرايطي، انتظارات سرمايهگذاران بهشدت تحت تأثير اخبار روزانه قرار دارد و هر خبر جديد ميتواند موجي از واكنشهاي هيجاني را در بازار ايجاد كند. تجربه بازارهاي مالي در بحرانهاي مشابه نيز نشان داده است كه در دورههاي اوج نااطميناني، بازگشايي شتابزده بازارها معمولاً به شكلگيري صفهاي سنگين فروش و افت شديد قيمتها منجر ميشود. نگاهي به تحولات بازارهاي مالي در ديگر كشورها نيز اين موضوع را تأييد ميكند. طي روزهاي اخير بسياري از بورسهاي منطقهاي و حتي برخي بازارهاي بزرگتر در خارج از منطقه نيز تحت تأثير افزايش ريسكهاي ژئوپليتيك و بالا رفتن انتظارات تورمي با افت قابل توجهي روبهرو شدهاند. حتي كشورهايي كه فاصله جغرافيايي زيادي با كانون درگيريها دارند، مانند ژاپن، نيز از اين موج بيتأثير نبودهاند و بازارهاي سهام آنها كاهش محسوسي را تجربه كردهاند. اين مساله نشان ميدهد كه در شرايط جنگي، واكنش بازارها صرفاً محدود به كشورهاي درگير نيست و فضاي رواني جهاني ميتواند بر رفتار سرمايهگذاران اثر بگذارد. با در نظر گرفتن اين واقعيتها، به نظر ميرسد اگر بازار سهام ايران نيز در چنين فضايي بهطور كامل بازگشايي شود، احتمال زيادي وجود دارد كه معاملات در شرايطي بسيار منفي آغاز شود. در واقع، بسياري از نمادها ممكن است از همان ابتداي بازگشايي با صفهاي سنگين فروش مواجه شوند و بازار عملاً در وضعيتي قفلشده قرار گيرد. در چنين حالتي، نه تنها امكان شكلگيري معاملات متعادل وجود نخواهد داشت، بلكه فشار رواني بر سرمايهگذاران نيز افزايش مييابد. بر همين اساس، شايد رويكرد محتاطانهتر اين باشد كه در مقطع فعلي تنها صندوقهاي سرمايهگذاري با درآمد ثابت همچنان فعال باقي بمانند. اين صندوقها به دليل ماهيت كمريسكتر خود ميتوانند تا حدي نياز سرمايهگذاران به نقدشوندگي را پاسخ دهند، بدون آنكه فشار سنگيني بر بازار سهام وارد شود. چنين مدلي پيش از اين نيز در برخي دورههاي پرتنش مورد استفاده قرار گرفته و ميتواند به مديريت بهتر شرايط كمك كند. از سوي ديگر، بايد توجه داشت كه فاصله چنداني تا تعطيلات نوروز باقي نمانده است. در نتيجه، شايد منطقيتر باشد كه اجازه داده شود زمان بيشتري سپري شود تا بخشي از ابهامات موجود كاهش يابد.
