تاثير درگيريهاي منطقهاي روي بورسها
در حالي كه اقتصاد جهاني در ماههاي اخير با موج تازهاي از تنشهاي ژئوپليتيك، درگيريهاي منطقهاي و نوسانات شديد در بازار انرژي روبهرو شده است، ميزان تابآوري بازارهاي مالي بيش از گذشته مورد توجه تحليلگران قرار گرفته است.
در حالي كه اقتصاد جهاني در ماههاي اخير با موج تازهاي از تنشهاي ژئوپليتيك، درگيريهاي منطقهاي و نوسانات شديد در بازار انرژي روبهرو شده است، ميزان تابآوري بازارهاي مالي بيش از گذشته مورد توجه تحليلگران قرار گرفته است. بسياري از اقتصاددانان معتقدند كه رفتار بورسها در مواجهه با شوكهاي بيروني ميتواند تصويري روشن از ساختار اقتصادي كشورها و ميزان پايداري آنها در شرايط بحران ارايه دهد. براساس گزارش اكوايران، افزايش تنشها در خاورميانه و جهش قيمت نفت در هفتههاي اخير بار ديگر بازارهاي سرمايه در نقاط مختلف جهان را تحت تأثير قرار داده است. با اين حال بررسي واكنش بورسهاي مهم آسيايي نشان ميدهد كه همه بازارها به يك اندازه در برابر اين شوكها آسيبپذير نيستند و تفاوتهاي قابل توجهي در ميزان افت شاخصها ديده ميشود. نگاهي به عملكرد سه بازار مهم آسيايي يعني ژاپن، كرهجنوبي و تايوان نشان ميدهد كه بورس تايوان در مقايسه با دو بازار ديگر مقاومت بيشتري در برابر اين تحولات از خود نشان داده است. شاخصهاي اصلي اين سه بازار در اواخر ماه فوريه به بالاترين سطح تاريخي خود رسيده بودند، اما با افزايش ريسكهاي ژئوپليتيك و نگراني سرمايهگذاران از آينده اقتصاد جهاني وارد مسير اصلاح شدند.در اين ميان شاخص نيكي ژاپن حدود ۱۰.۴ درصد از اوج خود عقبنشيني كرد و شاخص كوسپي كرهجنوبي نيز افتي در حدود ۱۶.۷ درصد را تجربه كرد. در مقابل، شاخص تايكس تايوان افت كمتري را ثبت كرد و تنها حدود ۹.۳ درصد از سقف تاريخي خود فاصله گرفت. اين اختلاف در عملكرد، توجه بسياري از تحليلگران بازار را به خود جلب كرده و اين پرسش را مطرح كرده است كه چه عواملي ميتواند باعث شود يك بازار سرمايه در برابر شوكهاي خارجي مقاومتر از ساير بازارها عمل كند. كارشناسان معتقدند يكي از مهمترين دلايل مقاومت بورس تايوان، ساختار متفاوت اين بازار و حضور پررنگ شركتهاي فناوري پيشرفته در آن است. اقتصاد تايوان در دهههاي اخير به يكي از قطبهاي اصلي صنعت نيمهرسانا در جهان تبديل شده و شركتهاي فعال در اين حوزه سهم بزرگي از ارزش بازار سرمايه اين كشور را به خود اختصاص دادهاند. در ميان اين شركتها، نام شركت تايواني TSMC بيش از سايرين به چشم ميخورد. اين شركت كه بزرگترين توليدكننده تراشه در جهان محسوب ميشود، نقش محوري در زنجيره تأمين صنعت فناوري جهاني دارد. بر اساس آمارها، اين شركت به تنهايي حدود ۴۴ درصد از ارزش كل بازار بورس تايوان را در اختيار دارد؛ سهمي كه نشاندهنده تأثير قابل توجه آن بر شاخصهاي اصلي بازار است. گزارشهاي مالي منتشر شده نيز نشان ميدهد كه درآمد سالانه اين شركت در سال ۲۰۲۵ به حدود ۳.۸ تريليون دلار تايوان رسيده است. چنين جايگاهي باعث شده است كه عملكرد اين شركت نه تنها براي اقتصاد تايوان، بلكه براي كل صنعت فناوري جهان اهميت راهبردي داشته باشد.تحليلگران معتقدند شركتهايي كه در حوزه فناوريهاي پيشرفته فعاليت ميكنند، معمولاً از مزيتهاي رقابتي قابل توجهي برخوردارند. محصولات آنها در بسياري از صنايع حياتي مورد استفاده قرار ميگيرد و تقاضاي جهاني براي آنها در مقايسه با بسياري از كالاهاي سنتي از ثبات بيشتري برخوردار است. همين موضوع باعث ميشود سرمايهگذاران در زمان وقوع بحرانهاي اقتصادي يا سياسي تمايل كمتري به خروج از سهام اين شركتها داشته باشند. به عبارت ديگر، حضور شركتهاي بزرگ فناوري با ارزش افزوده بالا ميتواند نقش يك عامل تثبيتكننده را در بازار سرمايه ايفا كند. بازارهايي كه ميزبان چنين شركتهايي هستند، معمولاً در برابر نوسانات شديد اقتصادي مقاومت بيشتري از خود نشان ميدهند.در مقابل، ساختار بسياري از بازارهاي نوظهور تفاوت قابل توجهي با بازارهايي مانند تايوان دارد. در اين كشورها بخش بزرگي از ارزش بازار سرمايه به صنايع مبتني بر مواد خام و كالاهاي پايه اختصاص دارد. صنايعي مانند نفت، پتروشيمي، فلزات اساسي و معادن در اين دسته قرار ميگيرند. اين صنايع بهطور مستقيم تحت تأثير نوسانات قيمت جهاني كالاها قرار دارند. در دورههايي كه قيمت مواد اوليه در بازارهاي جهاني دچار نوسان ميشود يا شوكهاي اقتصادي و سياسي رخ ميدهد، سودآوري اين شركتها نيز با عدم قطعيت بيشتري روبرو ميشود. همين مساله ميتواند باعث افزايش نوسان در بازارهاي سرمايهاي شود كه وابستگي بالايي به چنين صنايعي دارند. كارشناسان اقتصادي در كنار ساختار صنعتي بازار، عامل مهم ديگري را نيز در تابآوري بورسها موثر ميدانند و آن قدرت قيمتگذاري شركتها است. شركتهايي كه در بازارهاي جهاني از موقعيت رقابتي قوي برخوردارند، معمولاً قادرند افزايش هزينههاي توليد را به مشتريان منتقل كنند. در شرايطي مانند جنگ يا بحران انرژي كه قيمت مواد اوليه و انرژي افزايش مييابد، چنين شركتهايي با افزايش قيمت محصولات خود ميتوانند حاشيه سود را حفظ كنند. اين موضوع به آنها كمك ميكند تا حتي در شرايط دشوار اقتصادي نيز سودآوري خود را تا حد زيادي حفظ كنند. در مورد شركتهايي مانند TSMC نيز همين وضعيت ديده ميشود. تقاضاي بسيار بالا براي تراشههاي پيشرفته و جايگاه تقريباً انحصاري اين شركت در برخي فناوريهاي توليد نيمهرسانا باعث شده است كه اين شركت قدرت قابل توجهي در تعيين قيمت محصولات خود داشته باشد. بنابراين حتي اگر هزينه انرژي يا مواد اوليه افزايش پيدا كند، تأثير آن بر سودآوري شركت چندان شديد نخواهد بود. در بسياري از اقتصادهاي ديگر، شرايط متفاوت است. برخي شركتها به دليل رقابت شديد يا محدوديتهاي سياستي قادر به افزايش قيمت محصولات خود نيستند. در چنين شرايطي افزايش هزينهها مستقيماً به كاهش سودآوري آنها منجر ميشود و در نهايت ميتواند باعث افت ارزش سهام در بازار سرمايه شود. عامل ديگري كه در مقاومت بورس تايوان نقش داشته، تركيب سرمايهگذاران فعال در اين بازار است. در سالهاي اخير و به ويژه با افزايش تنشهاي ژئوپليتيك ميان چين و تايوان، بخشي از سرمايهگذاران خارجي ترجيح دادهاند حضور خود در بازار اين كشور را كاهش دهند. در نتيجه سهم سرمايهگذاران داخلي در معاملات بازار افزايش يافته است.همين موضوع باعث شده است كه در زمان وقوع شوكهاي جديد، فشار فروش از سوي سرمايهگذاران خارجي كمتر از حد انتظار باشد. در عين حال، سرمايهگذاران داخلي به ويژه سرمايهگذاران خرد و نهادهاي مالي داخلي نقش پررنگتري در حفظ تعادل بازار ايفا كردهاند. گزارشهاي منتشر شده از بازار مالي تايوان نشان ميدهد كه در برخي مقاطع اصلاح بازار، سرمايهگذاران داخلي حتي به خريداران اصلي سهام تبديل شدهاند. براي مثال در يكي از هفتههاي پرنوسان بازار، گزارشهايي منتشر شد كه نشان ميداد بانكهاي بزرگ تايواني بيش از ۷۰ ميليارد دلار تايوان سهام خريداري كردهاند. چنين اقداماتي ميتواند به كاهش شدت افت بازار كمك كند. در كنار اين عوامل، مساله اعتماد سرمايهگذاران به سازوكار بازار نيز نقش بسيار مهمي در رفتار آنها در زمان بحران دارد. در بازارهايي كه سرمايهگذاران از تداوم فعاليت بازار و ثبات قوانين اطمينان دارند، واكنشها معمولاً منطقيتر و كمتر هيجاني است.سرمايهگذاران در چنين شرايطي ميدانند كه بازار به فعاليت خود ادامه خواهد داد و سازوكارهاي معاملاتي دچار اختلال ناگهاني نخواهد شد. در نتيجه تصميمهاي آنها بيشتر بر اساس تحليلهاي اقتصادي گرفته ميشود و نه بر پايه نگرانيهاي كوتاهمدت. در مقابل، اگر سرمايهگذاران نسبت به ثبات سازوكار بازار ترديد داشته باشند، احتمال بروز رفتارهاي هيجاني افزايش مييابد. در چنين شرايطي حتي اخبار يا شوكهاي نسبتاً محدود نيز ميتواند موجي از خروج سرمايه و فروش گسترده سهام را به دنبال داشته باشد. مجموع اين عوامل نشان ميدهد كه تابآوري بازارهاي سرمايه تنها به متغيرهاي كوتاهمدت اقتصادي وابسته نيست. ساختار صنعتي اقتصاد، نوع شركتهاي حاضر در بازار، قدرت رقابتي بنگاهها، تركيب سرمايهگذاران و ميزان اعتماد به سازوكار بازار همگي از عواملي هستند كه ميتوانند در زمان بروز شوكهاي خارجي تعيينكننده باشند.تجربه بورس تايوان نشان ميدهد كه حضور شركتهاي فناوري پيشرفته با جايگاه جهاني، قدرت قيمتگذاري بالا، تركيب متوازن سرمايهگذاران و اعتماد نسبي به سازوكار بازار ميتواند نقش مهمي در كاهش شدت نوسانات بازار سرمايه ايفا كند. به همين دليل بسياري از تحليلگران معتقدند كشورهايي كه به دنبال افزايش تابآوري بازارهاي مالي خود هستند، بايد در كنار سياستهاي كوتاهمدت اقتصادي به اصلاحات ساختاري نيز توجه كنند. توسعه صنايع دانشبنيان، كاهش وابستگي به صادرات مواد خام، تقويت نهادهاي مالي و افزايش شفافيت در سياستگذاري از جمله اقداماتي است كه ميتواند در بلندمدت به افزايش ثبات بازارهاي سرمايه كمك كند.
